عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج1) - تقي زاده اکبري، علي - الصفحة ٢١٠ - ٢ نصر به رعب
فتح خرمشهر يك مسألۀ عادى نبود، اين كه پانزده الى بيست هزار بهصف براى اسارت بيايند و تسليم شوند، مسألۀ عادى نيست، بلكه مافوق طبيعت است. [١]
ما نبايد فتحهاى بزرگ مثل فتح خرمشهر را از ياد ببريم كه دشمن با همۀ تجهيزات در سنگرهاى بسيار محكم با عده و عُدّۀ بسيار كمين كرده بود و در مقابل عدهاى از سلحشوران متعهّد اسلام [كه] از بيابان باز به آنان تاخته و خداوند آنچنان رعب و وحشت را بر دشمنان ما غلبه داد كه با اسارت هزاران نظامى و غنيمتهاى بسيار، باقيماندۀ اشرار با فضاحت تمام رو به فرار گذاشته و شهرها را رها كردند. رزمندگان عزيز ما نبايد اين پيروزى معجزهآسا را جز با مددهاى الهى ببينند. [٢]
ما بايد روى همين مسأله هميشه تكيه كنيم، روى اين مسأله كه ما خودمان چيزى نيستيم و هرچه هست مبدأ غيبى دارد و آن مبدأ غيبى است كه ما را كمك مىكند. آقا، شوخى نيست كه يك جمعيت كثيرى با زحمتهايى يك دژى براى خودشان، به آن دژهاى محكم درست بكنند و در پناه آن دژ باشند و يك جمعيت كمى از بيابان به آنها حمله بكنند و تسليم بشوند آنها، تسليم براى اين است كه مىترسند، ترس را كى در آنها ايجاد كرده است؟ ما كه جمعيتمان به اندازۀ آنها نبود، ما كه در بيابان بوديم و در معرض اين كه آسيب ببينيم و آنها در پناهگاهها بودند و در دژهايى كه درست كرده بودند و اين خوف را هم نداشتند. اين خوفى بود كه خداوند تبارك و تعالى در قرآن هم از آن اطلاع داده است. [٣]
آيةاللّه هاشمى رفسنجانى نيز عقبنشينى و فرار نيروهاى بعثى را از مناطقى كه برترى با آنان بود، نتيجۀ نصر به رعب مىداند:
[١] . همان، ص ١٦٢.
[٢] . همان، ج ١٧، ص ٢٠٠.
[٣] . همان، ج ١٦، ص ١٩١.