عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج1) - تقي زاده اکبري، علي - الصفحة ٢١٧ - ٢-٣ باران
يكى از فرماندهان جبهۀ غرب براى من مطلبى را تعريف مىكرد كه به نظر من خيلى جالب آمد. وقتى بلندىهاى ميمك را در ايلام نيروهاى ارتش جمهورى اسلامى تصرّف مىكردند كه بسيار هم حائز اهميّت است. . . چون خيلى مهم بود براى عراقىها اين بلندىها، لذا گازهاى سمّى را منفجر كردند بر روى بلندىهاى ميمك. فرمانده نظامى منطقه كه مردى است داراى تدبير و خوب توانسته آن منطقه را بهدرستى اداره كند و. . . براى من تعريف مىكرد، مىگفت: اين گازها وقتى منفجر شد، همه ناراحت شديم، براى خاطر اين كه اين گازها سمى است [و] بر روى بدن نظاميان و سلحشوران ما تاول ايجاد مىكند، علاجش هم آب است. بايستى با آب شستوشو بشود تا اين كه اين گاز سمى اثرش خنثى بشود. آب هم در آن منطقه نيست در روز و هوا هم به كيفيتى كه آب در آنجا نيست، گرم است و اين تاولها بر روى بدن سربازها ممكن است مسأله درست كند. ناراحت بوديم، ناگهان ديديم هوا ابر شد و باران شديدى مشغول باريدن شد. بنابراين، يارى خدا به دنبال صبر و استقامتى كه خداى متعال از ما خواسته است حتمى است و ما بايد بيش از اين اميدوار باشيم. [١]
همچنين طلبۀ رزمندهاى در خاطرهاى مىگويد:
تابستان سال ٦١ در جبهۀ ميمك بودم و هوا بسيار گرم بود و آبدر منطقه نبود، حتّى براى خوردن. دشمن از اين فرصت استفاده كرده بود و براى ما گاز شيميايى تاولزا زده بود و علاج اين گاز هم فقط آب بود. بعد از اين كه نيروهاى بعثى گاز شيميايى تاولزا زدند، ديديم بدن برادرها شروع كرد به باد
[١] . در مكتب جمعه، ج ٣، ص ١٥٦.