سرداران صدر اسلام(ج6)

سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩

ارتشى را تدارك ديد و آن را به فرماندهى سعد بن ابى وقاص به قادسيه فرستاد.
وقتى سعد به قادسيّه رسيد و چشمش به سپاه دشمن افتاد بسيار مضطرب شد و طى نامه‌اى از عمر خواست تا نيروهاى بيشترى برايش بفرستد. ابو عبيده هزار تن از زبده‌ترين و كارآمدترين نيروهايش را به سركردگى قيس ابن هبيره مرادى روانه ساخت. اشتر قهرمان در صف نخست اين دلاوران قرار داشت.
آرى اشتر از شجاعترين و نام‌آورترين دلاور مردان سپاه اسلام بود، بطورى كه پس از چند نبرد با كافران، دلاوران دشمن نيز از رويارويى با او دورى مى‌كردند و از درگيرى با وى اجتناب مى‌ورزيدند. پس از پيروزى مسلمانان در اين جبهه، رزمندگان به محل كوفه كنونى بازگشتند و قبيله نخع كه اشتر يكى از آنان بود در اين مكان رحل اقامت افكندند و در سمت شرقى مسجد جامع خانه‌هاى خود را برپا كردند. از اين پس اشتر وارد مرحله زندگى نوينى شد.
به سوى مدينه‌ اشتر در كوفه اقامت گزيد و در نهايت احترام در كوفه زيست. او يكى از بزرگترين رؤساى شهر خود بود و سرپرست بى‌رقيب قبيله نخع و قبايل وابسته به شمار مى‌رفت.
پس از درگذشت عمر، خلافت به عثمان رسيد. او همه روشها و سنتهاى گذشته را دچار تغيير و تبديل و انحراف ساخت. عثمان همه كارگزاران خلافت عمر را كنار زد و به جاى آنان وابستگان خود يعنى بنى‌اميه را به قدرت رساند. او قدرت معاويه را در شام تحكيم كرد. همچنين دايى‌زاده خود عبدالله عامر را در بصره و برادر رضاعى خود عبدالله بن سعد را مسؤول امور مالى و جنگى مصر قرار داد. عثمان در پيروى از همين سياست نادرست، برادر مادرى خود وليد بن عقبه را فرماندار كوفه كرد.
وليد، مردى بود ميگسار و بى‌شرم و حيا، او سراپا فسق و فجور و بى‌عفتى و