سرداران صدر اسلام(ج6)

سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩

آن گاه اشتر، پرچمدار خود حارث را فراخواند و بر سرش بوسه زد و گفت:
امروز جز خير و خوبى چيزى در پيش نداريم. سپس اشتر افراد تحت امر خود را تشويق كرد و به ايشان گفت: جانم فدايتان باد؛ مانند كسى كه تحت فشار قرار گرفته و اميدوار گشايش است حمله كنيد، هر گاه نيزه‌ها به سوى شما نشانه رفت در آنها بپيچيد و هر گاه شمشيرها شما را هدف گرفت دندانهايتان را بر هم فشار دهيد، چون اين كار شما را مصمّمتر مى‌سازد و با سرهايتان به استقبال دشمن بشتابيد.
رشادتهاى اشتر آن روز اشتر، سوار بر اسبى كوتاه و تيره رنگ بود. نبرد بشدّت هر چه تمامتر درگرفت. در آن نبرد، اشتر هفت تن از افراد سرشناس دشمن را به هلاكت رساند، و اشعث پنج تن را كشت. شاميان فرار را بر قرار ترجيح دادند و همه از ميدان نبرد گريختند. نام كسانى كه اشتر آنان را كشت از اين قرار است:
١. صالح بن فيروز عَكّى‌.
٢. مالك سَلْمانى.
٣. رياح بن عتيك غسّانى.
٤. اجلح بن منصور كندى كه سوار مردِ معروفِ شاميان بود.
٥. ابراهيم بن وَضّاح جُمَحى‌.
٦. زامل بن عبيده حِزامى.
٧. محمد بن روضه جُمَحى.
اولين كسى كه اشتر در آن روز او را به قتل رساند، صالح بن فيروز بود. نخست او در مقابل اشتر قرار گرفت و اين چنين رجز خواند:
اى صاحب اسب تيره رنگ، اگر مى‌خواهى به نزد ما بيا،