سرداران صدر اسلام(ج6)
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧
فصل سوّم: بيعت در واقعه قتل عثمان عثمان كه خود را آلت دست خويشاوندان اموى خود قرار داده بود، با رفتار نادرست و غير عادلانهاش خشم مردم مدينه و مسلمانان سراسر كشور پهناور اسلام را برانگيخت.
رفتار ظالمانه و سراسر فسق و فجور كارگزاران عثمان مردم را به ستوه آورده بود تا اينكه كاسه صبر ايشان لبريز شد و براى يكسره كردن كار عثمان از چهارگوشه كشور به سوى مدينه حركت كردند و تجمع بزرگى عليه عثمان تشكيل دادند.
آنها عثمان را در خانهاش محاصره كردند و از رساندن آب به وى جلوگيرى به عمل آوردند. فشار وارد بر عثمان شدت يافت تا اينكه گرسنگى و تشنگى او را در تنگنا قرار داد او بر پشت بام رفت و فرياد برآورد:
طلحه كجاست؟ طلحه كجاست؟
طلحه نزد او رفت و عثمان با او وارد گفتگو شد. عثمان از وى پرسيد:
«چرا آب را از من دريغ داشتهايد؟» طلحه پاسخ داد: