سرداران صدر اسلام(ج6)

سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦

شهادت اشتر درباره كيفيت وفات اشتر ميان تاريخ نويسان اختلاف نظر وجود دارد.
گروهى بر اين عقيده هستند كه او به مرگ طبيعى از دنيا رفت ولى بيشتر مورخان معتقدند كه او را زهر خورانيده و به شهادت رسانده‌اند.
ميان اين دسته مورخان نيز در جزئيات شهادت اشتر اختلاف است و خلاصه آن اين است كه: پس از آنكه اميرمؤمنان على عليه السلام او را به استاندارى مصر منصوب كرد، معاويه همه توان و نيرنگ خود را كار گرفت تا از رسيدن اشتر به مصر جلوگيرى كند، او توسط عوامل مزدورش زهرى در عسل آميخت و با حيله به خورد اشتر داد. اشتر پس از آنكه عسل مسموم را نوشيد و از دنيا رخت بربست و به سراى آخرت شتافت و امير مؤمنان على (ع) را در غم شهادت خود داغدار ساخت. اين مصيبت بزرگ در سال ٣٨ هجرى اتفاق افتاد.
دلها مى‌گدازد ابراهيم بن مالك اشتر گويد: وقتى گزارش شهادت پدرم به على (ع) رسيد، بشدّت غمناك شد و گفت: «انا لله و انا اليه راجعون و الحمد لله رب العالمين» خدايا، من از اين مصيبت بزرگ به تو پناه مى‌برم كه شهادت او از مصايب روزگار است. سپس فرمود: خدا مالك را رحمت كند كه به عهد خود وفا كرد و زندگى را وداع گفت و به ديدار خدا شتافت. با اين كه ما بر آن بوديم كه پس از مصيبت فقدان پيامبر صلى‌الله عليه و آله همه مصيبتها را سبك بگيريم، با وجود اين، مصيبت اشتر از بزرگترين مصيبتهاست.
همچنين ابراهيم از گروهى از مردان قبيله نخع نقل كرده است كه گفتند:
پس از آنكه خبر شهادت اشتر به على عليه السلام رسيد، ما به ديدار آن حضرت رفتيم. ديديم آن بزرگوار آه از دل برمى‌آورد و بر مرگ اشتر تأسف مى‌خورد و چنين مى‌گفت: كسى مانند مالك نبود، هنوز مردم حقيقت مالك را نشناخته‌اند، كوه در سوگ مالك مى‌گدازد و اگر ماتم او سنگ بود هر آينه از سخت‌ترين سنگها مى‌شد.