سرداران صدر اسلام(ج6)

سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤

خوشنود كند و دين را عزت بخشد. هرگاه من يورش بردم، شما نيز يورش بريد.» سپس اشتر و يارانش بر شاميان هجوم بردند. اشتر به پرچمدار خود فرمان داد كه به پيش بتازد. اشتر و نيروهاى تحت امر وى آن چنان بر دشمن يورش بردند كه در اندك زمانى به اردوگاه آنان رسيدند و در آنجا جنگ سختى كردند. در اين نبرد، پرچمدار اشتر به شهادت رسيد. وقتى اميرمؤمنان على عليه السلام اين پيروزى چشمگير را مشاهده كرد، براى كمك به اشتر نيرو فرستاد. «١» جنگ با سختى هر چه تمامتر ادامه يافت، هر دو گروه تا پاى جانبازى مى‌جنگيدند، آن قدر تير به يكديگر انداختند تا تيرها به پايان رسيد، آن قدر با نيزه جنگيدند تا نيزه‌ها شكست، آنها با شمشير و عمودهاى آهنين با يكديگر مى‌جنگيدند و در پايان با چنگ و دندان به جان يكديگر افتادند. در آن حال، خورشيد گرفته، از هر سو گرد و غبار برخاسته بود، پرچمها زير دست و پا گم شد، هار نماز بر آنها گذشت كه ايشان تنها با نداى تكبير نماز به جاى مى‌آوردند. «٢» سالمندان شامى شكست خود را حتمى مى‌دانستند. از اين رو، فرياد مى‌زدند:
«شما را به خدا، شما را به خدا، با زنان و دختران ما خوشرفتارى كنيد.» در آن حال اشتر سوار بر اسبى سياه و سرخ و كوتاه قد آمد، در حالى كه كلاهخودش را روى برجستگى زين اسب گذاشته بود و فرياد مى‌زد:
«بردبار باشيد اى گروه مؤمنان! كه تنور جنگ داغ شده است.» در حكميّت‌ جنگ صفين با شدت هر چه تمامتر ادامه يافت، سپاه شام در اين نبرد تلفات سختى را متحمل شدند و هر روز كه مى‌گذشت دورنماى شكست نهايى معاويه نمايانتر مى‌شد.
در روزهاى پايانى جنگ، همزمان با شدّت يافتن حملات عليه معاويه و نزديك شدن‌