سرداران صدر اسلام(ج6)

سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥

سوار جهت يارى ضحّاك روانه كرد. وقتى خبر به اشتر رسيد آرايش رزمى خود را نظم بخشيد، و سواره نظام و پياده نظام را در جاهاى مناسب قرار داد، آن گاه بر دشمن فرياد برآورد كه:
اى روبهان پرفريب! به مانند مه، در اين سرزمين فرود آمديد. مردم از هر سو فرياد برآوردند كه: اى بندگان خدا! اندكى درنگ كنيد، به خدا سوگند شما پيروزيد.
اشتر از آنجا نيز گذشت تا به «قَرْقيسِيا» رسيد، آنان نيز در لاك خود فرو رفتند. گزارش انصراف اشتر از جنگ به عبدالرحمن بن خالد رسيد، او نيز از جنگيدن خوددارى ورزيد و به شام بازگشت.
بازوى توانمند على (ع)
هنگامى كه على عليه السلام زياد بن نضر حارثى و شُرَيْح‌بن هانى حارثى را در رأس نيروهاى پيشتاز به سمت شام گسيل داشت، آن دو و نيروهاى تحت امرشان از فرات گذشتند و به نيروهاى معاويه رسيدند. ابوالأعور سُلَمّى (فرمانده نيروهاى شام) در رأس افراد خود پيش آمد، زياد و شريح او را به اطاعت از على (ع) فرا خواندند، ولى آنان نپذيرفتند. آن دو فرمانده، نامه‌اى به اين مضمون براى على (ع) فرستادند:
«... ما به ابوالأعور سُلَمّى در «سورالروم» برخورد كرديم. او و افراد تحت امرش را به فرمانبرى از تو فرا خوانديم، ولى او اين پيشنهاد را نپذيرفت. ما را به آنچه مى‌خواهى فرمان ده.» على (ع) پس از دريافت نامه، اين پيام را براى اشتر فرستاد:
«اى مالك! زياد و شريح پيكى نزد من فرستادند كه مرا مطلع ساخت كه آنها با ابوالأعور سُلَمّى و سپاهيان شام در «سورالروم» برخورد داشتند. پيك آنها مرا آگاه ساخت كه هر دو سپاه روياروى يكديگر ايستاده بودند. بشتاب، بشتاب به سوى‌