سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
موهايت را در انظار مردم ظاهر كنى، با توخواهم جنگيد تا تو را به خانهات بازگردانم و در آنجا كه خوشنودى خداوند در آن است بنشانم.» وقتى نامه اشتر به عايشه رسيد رنگ از چهره اش پريد و اين پاسخ را براى اشتر فرستاد:
«اما بعد، تو اولين كسى هستى كه آتش فتنه را شعله ور ساختى، مردم را به تفرقه دعوت كردى، با پيشوايان مخالفت نمودى و سعى در كشتن خليفه عثمان كردى من يقين دارم ديرى نخواهد گذشت كه دست خدا انتقام خون خليفه مظلوم را از تو خواهد گرفت. نامه ات را خواندم و از مفهوم آن آگاه شدم، بزودى خدا مرا از تو و يارانت درامان خواهد داشت. ان شاء الله.» آنگاه عايشه فرمان عزيمت از مكّه به سوى بصره را صادر كرد، چون او بيم آن داشت كه اشتر وى را در مكّهباز يابد و اورا باز گرداند.
نخستين اقدام وقتى به امير مؤمنان على عليه السلام خبر رسيد كه عايشه از مكه خارج شده است، آن حضرت چاره اى نديد جز اينكه نهايت تلاش خود را جهت باز گرداندن وى به خانهاش انجام دهد. على (ع) تصميم به ترك مدينه گرفت و مردم مدينه را از قصد خود آگاه ساخت.
زمان حركت فرا رسيد؛ دراين حال گروهى از مردم مدينه نزد آن حضرت آمدند و از وى خواستند كه ايشان را از همراهى با آن بزرگوار معاف دارد و عذرشان اين بود كه آنان تمايلى به جنگ با اهل قبله ندارند.
وقتى اين خبر به اشتر رسيد، سراپاخشم شد و به حضور على عليهالسلام رسيد و چنين گفت:
اى اميرمؤمنان! هرچند ما از مهاجران و انصار نيستيم ولى از تابعين