سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩
كنيد كه مانند كسانى باشيد كه مىخواهند انتقام خون پدر و برادر را از قاتلينشان بگيرند و كينه دشمن سراپايشان را پر ساخته و تسليم مرگ شدهاند، تا ضربهاى از دشمن به شما نرسد و ننگى در اين سرا نصيبتان نگردد. به خدا سوگند هيچ مصيبتى بر يك ملّت زيانبارتر از مصيبت در دينشان نيست و اين گروه به خاطر دينتان با شما سر جنگ دارند، آنها مىخواهند سنّت پيامبر را بميرانند و بدعتها را زنده كنند و شما را به گمراهى بازگردانند كه خداوند شما را از آن نجات داده. پس اى بندگان خدا! دل خوش داريد كه خونتان فداى دينتان مىشود و پاداش شما نزد خداست و خداوند داراى بهشتها و نعمتهاى فراوان است و گريز از برابر دشمن مايه بى ارادگى و از دست دادن حق و خوارى در حيات و ممات است و ننگ و عار در دنيا و آخرت مىباشد.» آنگاه آنچنان بردشمنحملهبردكه همه آنهارابه صفوف معاويه بازگرداند.
پشتيبان ياران امام اشتر خود را به عبداللَّه بن بديل رساند. عبداللَّه با ياران خود كه همگى از قاريان قرآن و تعدادشان بين دويست تا سيصد تن بود، در برابر دشمن زمينگير شده بودند. اشتر دشمن را از ايشان دور ساخت و با همراهان خود به عبداللَّه و يارانش نزديك شد. آنها پرسيدند: اميرمؤمنان عليهالسلام در چه حالى است؟ اشتر و يارانش پاسخ دادند: او زنده و بانشاط در جناح چپ مشغول پيكار با دشمن است و رزمندگانش پيشاپيش او به جنگ مشغولند. گفتند: سپاس خدا را؛ ما همه گمان داشتيم كه آن حضرت كشته شده و شما كشته شدهايد.
عبداللَّه به ياران خود گفت: بر دشمن حمله كنيد و به پيش بتازيد. اشتر به او پيام داد كه اين كار را مكن و در رأس نيروهايت مواضع خود را حفظ كن و در همان جا بجنگ كه اين براى تو و يارانت بهتر است. عبداللَّه امتناع كرد و به سوى جايگاه معاويه حمله برد، در حالى كه تودههاى عظيم سپاه شام او را هدف قرار