سرداران صدر اسلام(ج6)

سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣

اى مردم كوفه اى اهل فتنه.
اى كشندگان عثمان.
با شمشير بر شما مى‌تازم ولى ابوالحسن را نمى‌بينم.
مالك اشتر بر او تاخت و با خواندن اشعارى در نكوهش طرفداران عثمان، خطاب به آنان چنين گفت:
خداوند غم شما را به شادى مبدل نسازد، و بر شما خفت و خوارى نازل گرداند، اين را گفت و بر حريف حمله ور شد و او را كشت. «١» آن گاه اشتر با شمشير بر سپاه دشمن يورش برد و چنان حمله‌اى كرد كه شاميان را از كناره فرات به عقب راند و اين چنين رجز مى‌خواند:
آنچه در گذشته انجام شده است را ديگر بار به خاطر نياوريد، چون خداوند است كه مردگان را بار ديگر زنده مى‌كند.
من امروز سپاه خود را به فرات وارد مى‌كنم، كه يالهايشان را غبار گرفته يا همه ما كشته شويم. «٢»