ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ٦٧ - ١-٤ تجاوز
واذا وطئ الكفار دارالاسلام وجب على كل ذى قوة قتالهم حتى العبد والمرأة.
وقتى كفار به سرزمين اسلامى وارد شوند و آن را پايمال كنند بر هر كسى كه توانايى دفاع دارد واجب است با آنان نبرد كند حتى برده و زن. [١]
تاكنون روشن شد كه غالب فقيهان از واژههايى براى تحقق موضوع دفاع بهره جستهاند كه نشان مىدهد، وقوع تجاوز و حمله از سوى دشمن را در تحقق موضوع دفاع لازم مىدانند و صرف احساس خوف و خطر را كافى نمىدانند.
به نظر مىرسد هر دو ديدگاه ياد شده از حديث معتبر نقل شده از امام رضا (ع) ، استنباط شده باشد. حتى عبارتهاى بعضى از فقيهان از متن آن حديث گرفته شده است. حديث را على ابن ابراهيم از محمد بن عيسى و او از يونس و او از امام رضا (ع) نقل كرده. يونس گويد از امام رضا (ع) پرسيدم: فدايت شوم، مردى از دوستان شما متوجه شده كه فردى شمشير و اسب براى جهاد در راه خدا هديه مىدهد. آمده و آن دو را گرفته و نسبت به مسأله جاهل بوده. دوستانش او را ديده و به او خبر دادهاند كه نبرد همراه با آنان جايز نيست و به او دستور مىدهند كه آن دو را برگرداند. امام (ع) فرمودند بايد به توصيه دوستانش عمل كند. يونس عرض كرد: به دنبال مرد رفت ولى او را نيافت. و به او گفته شده كه آن مرد از محل رفته است. امام فرمود: پس بايد مرزبانى كند و نجنگد. يونس عرض كرد در مرزهاى مانند قزوين، ديلمان و عسقلان و امثال آن مرزبانى نمايد؟ امام فرمود: آرى. عرض كرد: آيا مىتواند جهاد كند؟ امام فرمود نه مگر آن كه بر فرزندان مسلمان بترسد. سپس امام به صورت سؤال انكارى سؤال كرد به نظر تو اگر روميان بر سرزمين مسلمانان وارد گردند آيا بر مسلمانان سزاوار نيست آنان را باز دارند؟ سپس افزود: مرزبانى كند و نجنگد. و اگر بر بيضه اسلام و مسلمين ترسيد بجنگد. در اين صورت جنگ او براى دفاع از خويشتن است نه سلطان.
عرض كردم: پس اگر دشمن به آن مكانى كه شيعه در آنجاست آمد چه كند؟ فرمودند: براى دفاع از اصل اسلام بجنگد نه براى آنان. زيرا با نابودى مركزيت اسلام دين محمد نابود مىگردد.» [٢]
[١] . قواعد الاحكام، ضمن سلسلة الينابيع، ج ٩ ص ٢٤٤.
[٢] . الفروع من الكافى، ج ٥، ص ٢١.