ترور و دفاع مشروع
(١)
پيشگفتار
١١ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
١٧ ص
(٤)
١٩ ص
(٥)
1 فقه
١٩ ص
(٦)
2 حقوق بينالملل
٢١ ص
(٧)
1-2 منابع حقوق بينالملل
٢٣ ص
(٨)
2-2 معاهدات بينالمللى
٢٣ ص
(٩)
3 تعريف ترور
٢٤ ص
(١٠)
4 عناوين فقهى قابل انطباق بر ترور
٢٨ ص
(١١)
1-4 فتك
٢٨ ص
(١٢)
2-4 غيله
٢٩ ص
(١٣)
3-4 ارهاب
٢٩ ص
(١٤)
4-4 محاربه
٣٠ ص
(١٥)
5-4 افساد فى الارض
٣٥ ص
(١٦)
6-4 «طليع» و «ردء»
٣٦ ص
(١٧)
5 دفاع
٣٦ ص
(١٨)
1-5 تعريف اصطلاحى
٣٧ ص
(١٩)
6 تجاوز
٣٨ ص
(٢٠)
فصل دوم گونهشناسى ترور و دفاع
٣٩ ص
(٢١)
1 اقسام ترور
٣٩ ص
(٢٢)
1-1 تقسيم ترور بر مبناى انگيزهها و اهداف
٤٠ ص
(٢٣)
2-1 ترور بر مبناى عاملين
٤٠ ص
(٢٤)
2 انواع دفاع
٤١ ص
(٢٥)
فصل سوم سابقه ترور و تروريسم
٤٣ ص
(٢٦)
1 سابقه ترور در دوران جديد
٤٣ ص
(٢٧)
٤٥ ص
(٢٨)
فصل اول دفاع مشروع در فقه اهلبيت (ع)
٤٧ ص
(٢٩)
1 تاريخچه دفاع مشروع در فقه
٤٧ ص
(٣٠)
1-1 دفاع سازمان يافته (جهاد دفاعى)
٤٧ ص
(٣١)
2-1 دفاع از جان و ناموس و اموال
٥٠ ص
(٣٢)
2 دلايل دفاع مشروع سازمان يافته سرزمينى در فقه شيعه
٥١ ص
(٣٣)
1-2 قرآن
٥٢ ص
(٣٤)
2-2 سنّت (روايات)
٥٧ ص
(٣٥)
3-2 عقل و فطرت
٥٨ ص
(٣٦)
3 گستره دفاع مشروع
٦٠ ص
(٣٧)
1-3 دفاع سازمانيافته از دولت و سرزمين اسلامى
٦١ ص
(٣٨)
2-3 دفاع از دولت اسلامى ديگر در برابر تهاجم دولت غير اسلامى
٦٢ ص
(٣٩)
3-3 دفاع از دولت اسلامى ديگر در برابر تهاجم نظامى دولت مسلمان (ثالث)
٦٢ ص
(٤٠)
4-3 دفاع از دولت كفر در برابر تهاجم كفار
٦٣ ص
(٤١)
5-3 دفاع از نفس، عِرض و مال
٦٣ ص
(٤٢)
4 شرايط دفاع مشروع
٦٤ ص
(٤٣)
1-4 تجاوز
٦٤ ص
(٤٤)
2-4 شرايط ديگر دفاع مشروع
٧٢ ص
(٤٥)
5 كشتن غافلگيرانه در دفاع مشروع
٧٤ ص
(٤٦)
دستور به كشتن مخفيانه و غافلگيرانه كعب بن اشرف
٧٥ ص
(٤٧)
دستور به كشتن غافلگيرانه سفيان بن خالد
٧٥ ص
(٤٨)
كشتن غافلگيرانه ابوعفك و عصمأ
٧٦ ص
(٤٩)
كشتن غافلگيرانه ابورافع سلّام بن ابى حقيق
٧٧ ص
(٥٠)
جمعبندى
٧٨ ص
(٥١)
6 ضربه زدن به منافع اشغالگران در دفاع مشروع
٧٩ ص
(٥٢)
7 عمليات استشهادى در دفاع مشروع
٨١ ص
(٥٣)
1-7 دلايل مشروعيت عمليات استشهادى
٨٢ ص
(٥٤)
فصل دوم دفاع مشروع در حقوق بينالملل
٨٧ ص
(٥٥)
1 مبناى مشروع بودن دفاع
٨٧ ص
(٥٦)
2 تاريخچه دفاع مشروع در حقوق بينالملل
٨٨ ص
(٥٧)
1-2 دوره باستان
٨٨ ص
(٥٨)
2-2 دفاع مشروع و ميثاق جامعه ملل و پيمان بريان-كلوگ
٩٠ ص
(٥٩)
3-2 دفاع مشروع در منشور ملل متحد
٩١ ص
(٦٠)
منشور ملل متحد و دفاع مشروع
٩١ ص
(٦١)
3 شرايط دفاع مشروع
٩٣ ص
(٦٢)
1-3 دفع تجاوز
٩٤ ص
(٦٣)
2-3 تناسب عمل دفاعى با تجاوز
٩٩ ص
(٦٤)
بخش سوم ترور از ديدگاه حقوق بينالملل
١٠١ ص
(٦٥)
فصل اول گزارش از اسناد حقوقى منطقهاى و بينالمللى مقابله با تروريسم
١٠٣ ص
(٦٦)
1 اسناد حقوقى منطقهاى مقابله با تروريسم
١٠٣ ص
(٦٧)
1-1 محتواى معاهدات منطقهاى
١٠٤ ص
(٦٨)
2 معاهدات بينالمللى مقابله با تروريسم
١٠٨ ص
(٦٩)
1-2 اسناد حقوقى بينالمللى
١٠٩ ص
(٧٠)
2-2 نگاهى به قطعنامه شماره 1373
١١٥ ص
(٧١)
فصل دوم رژيم حقوقى بينالمللى مقابله با تروريسم
١١٧ ص
(٧٢)
1 تبيين ماهيت ترور و ارائه تعريف از آن
١١٧ ص
(٧٣)
2 مصاديق ترور
١١٧ ص
(٧٤)
3 راههاى مبارزه با تروريسم
١١٨ ص
(٧٥)
1-3 جرمانگارى مصاديق تروريسم بينالمللى
١١٨ ص
(٧٦)
2-3 اصل استرداد يا محاكمه
١١٨ ص
(٧٧)
3-3 اعطاى صلاحيتهاى كيفرى گسترده به دولتهاى عضو
١١٩ ص
(٧٨)
4-3 معاونت در جرم تروريستى
١١٩ ص
(٧٩)
5-3 پايبندى بر عهدنامههاى مقابله با تروريسم
١١٩ ص
(٨٠)
بخش چهارم ترور از ديدگاه فقه
١٢١ ص
(٨١)
فصل اول فقه و عناصر تشكيل دهندۀ ماهيت ترور
١٢٣ ص
(٨٢)
مقدمه
١٢٣ ص
(٨٣)
1 خشونت از ديدگاه فقه
١٢٤ ص
(٨٤)
2 جايگاه خشونت و مدارا در فقه
١٢٥ ص
(٨٥)
1-2 رفتارهاى فردى و اجتماعى
١٢٥ ص
(٨٦)
2-2 قوانين اسلام و خشونت
١٢٦ ص
(٨٧)
فصل دوم فقه و مصاديق ترور
١٣١ ص
(٨٨)
1 نا امن كردن راهها و اقدام بر ضد وسائل حمل و نقل
١٣١ ص
(٨٩)
2 سلب آسايش اجتماعى و به خطر انداختن جان و مال و ناموس مردم
١٣٢ ص
(٩٠)
3 تخريب اماكن عمومى و آلوده كردن آبها
١٣٣ ص
(٩١)
فصل سوم فقه و راههاى مبارزه با تروريسم
١٣٧ ص
(٩٢)
1 فقه و جرمانگارى مصاديق تروريسم
١٣٧ ص
(٩٣)
2 همكارىهاى قضايى در راه مبارزه با تروريسم
١٣٩ ص
(٩٤)
1-2 صلاحيت جهانى براى محاكمه تروريستها
١٣٩ ص
(٩٥)
2-2 استرداد مجرمين تروريستى
١٤٠ ص
(٩٦)
3 معاونت در جرم تروريستى
١٤٢ ص
(٩٧)
1-3 مشاركت در جرم تروريستى از ديدگاه فقه
١٤٢ ص
(٩٨)
2-3 معاونت در جرم تروريستى
١٤٢ ص
(٩٩)
4 پايبندى به عهدنامههاى مقابله با تروريسم
١٤٣ ص
(١٠٠)
1-4 قراردادهاى بينالمللى معيّن
١٤٤ ص
(١٠١)
2-4 قراردادهاى بينالمللى نامعيّن
١٤٤ ص
(١٠٢)
5 شرايط معاهدات
١٥٠ ص
(١٠٣)
شروط شكلى
١٥٠ ص
(١٠٤)
شروط ماهوى
١٥١ ص
(١٠٥)
بخش پنجم مقايسه ميان فقه و حقوق بينالملل درباره ترور و دفاع مشروع
١٥٣ ص
(١٠٦)
1 دفاع مشروع
١٥٥ ص
(١٠٧)
1-1 اصل مشروعيّت دفاع
١٥٥ ص
(١٠٨)
2-1 فلسفه و مبانى دفاع مشروع در فقه و حقوق بينالملل
١٥٦ ص
(١٠٩)
3-1 گستره دفاع مشروع (در فقه و حقوق)
١٥٧ ص
(١١٠)
4-1 شرايط دفاع مشروع
١٥٧ ص
(١١١)
5-1 نتايج مبحث دفاع مشروع
١٥٩ ص
(١١٢)
2 مقايسه ديدگاه فقه و حقوق بينالملل در مورد ترور
١٥٩ ص
(١١٣)
1-2 تعريف ترور
١٦٠ ص
(١١٤)
2-2 مصاديق ترور
١٦٢ ص
(١١٥)
3 راههاى مبارزه با تروريسم
١٦٦ ص
(١١٦)
1-3 جرمانگارى مصاديق تروريسم «از ديدگاه حقوق بينالملل و فقه»
١٦٦ ص
(١١٧)
2-3 اعطاى صلاحيت كيفرى به ديگر دولتها
١٦٦ ص
(١١٨)
3-3 استرداد مجرمين تروريستى
١٦٦ ص
(١١٩)
4-3 مشاركت و معاونت در جرم تروريستى
١٦٧ ص
(١٢٠)
5-3 پايبندى به عهدنامههاى مقابله با تروريسم
١٦٧ ص
(١٢١)
4 پيشنهادها
١٦٨ ص
(١٢٢)
1-4 ريشهيابى عوامل تروريسم
١٦٨ ص
(١٢٣)
2-4 توسعه همكارى بينالمللى با محوريت سازمان ملل
١٦٩ ص
(١٢٤)
3-4 رفع موانع و مشكلات در راه همكارى بين المللى
١٦٩ ص
(١٢٥)
4-4 اجراى مؤثر اسناد حقوقى موجود
١٦٩ ص
(١٢٦)
فهرست منابع
١٧١ ص

ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ٦٧ - ١-٤ تجاوز

واذا وطئ الكفار دارالاسلام وجب على كل ذى قوة قتالهم حتى العبد والمرأة.

وقتى كفار به سرزمين اسلامى وارد شوند و آن را پايمال كنند بر هر كسى كه توانايى دفاع دارد واجب است با آنان نبرد كند حتى برده و زن. [١]

تاكنون روشن شد كه غالب فقيهان از واژه‌هايى براى تحقق موضوع دفاع بهره جسته‌اند كه نشان مى‌دهد، وقوع تجاوز و حمله از سوى دشمن را در تحقق موضوع دفاع لازم مى‌دانند و صرف احساس خوف و خطر را كافى نمى‌دانند.

به نظر مى‌رسد هر دو ديدگاه ياد شده از حديث معتبر نقل شده از امام رضا (ع) ، استنباط شده باشد. حتى عبارت‌هاى بعضى از فقيهان از متن آن حديث گرفته شده است. حديث را على ابن ابراهيم از محمد بن عيسى و او از يونس و او از امام رضا (ع) نقل كرده. يونس گويد از امام رضا (ع) پرسيدم: فدايت شوم، مردى از دوستان شما متوجه شده كه فردى شمشير و اسب براى جهاد در راه خدا هديه مى‌دهد. آمده و آن دو را گرفته و نسبت به مسأله جاهل بوده. دوستانش او را ديده و به او خبر داده‌اند كه نبرد همراه با آنان جايز نيست و به او دستور مى‌دهند كه آن دو را برگرداند. امام (ع) فرمودند بايد به توصيه دوستانش عمل كند. يونس عرض كرد: به دنبال مرد رفت ولى او را نيافت. و به او گفته شده كه آن مرد از محل رفته است. امام فرمود: پس بايد مرزبانى كند و نجنگد. يونس عرض كرد در مرزهاى مانند قزوين، ديلمان و عسقلان و امثال آن مرزبانى نمايد؟ امام فرمود: آرى. عرض كرد: آيا مى‌تواند جهاد كند؟ امام فرمود نه مگر آن كه بر فرزندان مسلمان بترسد. سپس امام به صورت سؤال انكارى سؤال كرد به نظر تو اگر روميان بر سرزمين مسلمانان وارد گردند آيا بر مسلمانان سزاوار نيست آنان را باز دارند؟ سپس افزود: مرزبانى كند و نجنگد. و اگر بر بيضه اسلام و مسلمين ترسيد بجنگد. در اين صورت جنگ او براى دفاع از خويشتن است نه سلطان.

عرض كردم: پس اگر دشمن به آن مكانى كه شيعه در آنجاست آمد چه كند؟ فرمودند: براى دفاع از اصل اسلام بجنگد نه براى آنان. زيرا با نابودى مركزيت اسلام دين محمد نابود مى‌گردد.» [٢]


[١] . قواعد الاحكام، ضمن سلسلة الينابيع، ج ٩ ص ٢٤٤.
[٢] . الفروع من الكافى، ج ٥، ص ٢١.