ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ٢٠ - ١ فقه
طريق ادله تفصيلى به دست مىآيد» . [١]با قيد «فرعيه» اصول دين خارج مىگردد. چنانكه با قيد «ادله تفصيليه» آشنايى مقلد به احكام خارج مىشود و در نتيجه علم مقلد به فتاواى مرجع تقليدش فقه اصطلاحى به حساب نمىآيد و واژه «فقه» تنها شامل آگاهىهاى اجتهادى مىشود، چنانكه «فقيه» اصطلاحى نيز تنها بر مجتهد اطلاق مىگردد و شامل مقلد نمىشود. بنابر اين، فقه در اصطلاح فقيهان، مجموعهاى از قوانين، دستورها و امر و نهىهايى است كه فقيه، از منابع و ادله تفصيلى آن استنباط مىكند و تكليف عملى عبد را در برابر خالق كشف مىكند. امام خمينى (ره) به ابعاد اجتماعى فقه توجه ويژهاى مبذول داشته و در معرفى فقه فرمودهاند:
فقه تئورى واقعى و كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است. هدف اساسى اين است كه ما چگونه مىخواهيم اصول محكم فقه را در عمل فرد و جامعه پياده كنيم و بتوانيم براى معضلات جواب داشته باشيم و همه ترس استكبار از همين مسأله است، كه فقه و اجتهاد جنبه عينى و عملى پيدا كند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد. [٢]
مشهورترين دستهبندى كه از مباحث فقه در فقه اهل بيت انجام گرفته، دستهبندى محقق حلى در كتاب ارزشمند «شرايع الاسلام» است. وى با الهام از دستهبندى پيشينيان مسائل فقه را به چهار دسته تقسيم كرده:١. عبادات،٢. عقود،٣. ايقاعات،٤. احكام. [٣]
شمارى از فقيهان، پس از محقق به توجيه علمى اين دستهبندى پرداختهاند. شهيد اول مىنويسد:
[١]
[٢] . صحيفۀ نور، ج ٢١، ص ٩٨.
[٣] . محقق عبادات را در ده كتاب و عقود را ١٨ كتاب، ايقاعات را در ده كتاب و احكام را در ١٢ كتاب قرار داده است. كهنترين دستهبندى مسائل فقهى در كتاب الفروع من الكافى ثقة الاسلام كلينى ديده مىشود. دستهبندى كتاب كافى در كتابهاى فقهى پس از آن، تأثير گذاشته و شمارى از فقيهان با اندك اختلافى همين شيوه را در كتابهاى فقهى خود اعمال كردهاند. پس از كلينى ابوالصلاح حلبى دسته بندى جديدى در فقه ارائه كرد. وى مسائل فقه را به سه دسته عبادات، محرمات و احكام تقسيم كرد و پس از ابوالصلاح، سلار بن عبدالعزيز ديلمى در كتاب مراسم طرح ديگرى براى دستهبندى مسائل فقه ارائه كرد. وى ابتدا مسائل فقه را به دو بخش عبادات و معاملات تقسيم كرد و معاملات را به دو قسم عقدها و احكام تقسيم كرد. براى آگاهى بيشتر از دستهبندى مسائل فقه به مقاله «نگاهى به دستهبندى بابهاى فقه» ، نوشته يعقوبعلى برجى، نشريه فقه اهل بيت، سال اول، شماره ٣، ص ٢٤١ مراجعه كنيد.