ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ١٤٩ - ٢-٤ قراردادهاى بينالمللى نامعيّن
تعبير فقها «عهد مؤكّد» انجام گيرد ناگزير بايد طرفين يا طرفهاى عقد به مقتضا و مفاد آن پاىبند گردند و كلّيه آثار ناشى از قرارداد را محترم شمرند و به آن ملتزم شوند.
معنى حقوقى اين سخن آن است كه قرارداد صحيح انجام گرفته و از نظر شرع بايد صحيح و معتبر تلقّى گردد، زيرا معنى صحّت و لزوم چيزى جز اين نيست كه طرفين يا طرفهاى قرارداد بايد خود را نسبت به كلّيۀ آثار ناشى از قرارداد ملتزم بدانند.
بر اساس اين استنباط از آيۀ فوق الذكر هر قراردادى (عقد) محكوم به صحّت است و اين قاعده شامل قراردادهاى بينالمللى اعمّ از معيّن و نامعيّن نيز مىگردد.
٨. اسلام، احترام به معاهدات و وجوب وفاى به آن را على الاطلاق پذيرفته است، خواه متعاهد از اين پيمان بهرهمند گردد و يا متقبّل زيان شود، زيرا رعايت عدالت اجتماعى، كه مبناى وفاى به عهد است بسى مهمتر از نفع خاصّ و يا منافع شخصى است. مگر اينكه طرف ديگر معاهده به پيمان خود پايبند نباشد.
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ. (توبه:٧)
چگونه پيمان با مشركان نزد خداوند و نزد پيامبرش محترم داشته شود؟ مگر [در مورد]كسانى كه با آنان نزديك مسجد الحرام [در حديبيّه]پيمان بستهايد. پس مادام كه بر عهد خود با شما استوار باشند، شما نيز با آنان استوار باشد، كه خداوند پرهيزگاران را دوست دارد.
در پايان بحث را با سخن امير مؤمنان (ع) در نامهاى كه به مالك اشتر نوشتهاند مزين مىسازيم:
اگر با دشمنت پيمان نهادى و در ذمۀ خود او را امان دادى به عهد خويش وفا كن و آنچه را بر ذمه دارى ادا، و خود را چون سپرى برابر پيمانت بر پا، چه مردم بر هيچ چيز از واجبهاى خدا چون بزرگ شمردن وفاى به عهد سخت همداستان نباشند با همه هواهاى گونهگون كه دارند، و رأيهاى مخالف يكديگر كه در ميان آرند و مشركان نيز جدا از مسلمانان وفاى به عهد را ميان خود لازم مىشمردند، چه زيان پايانِ ناگوار پيمانشكنى را بردند. پس در آنچه به عهده گرفتهاى خيانت مكن و پيمانى را كه بستهاى مشكن و دشمنت را كه-در پيمان توست - مفريب كه جز نادان بدبخت بر خدا دليرى نكند. و خدا پيمان و زينهار خود را امانى قرار داده و