ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ١٠٦ - ١-١ محتواى معاهدات منطقهاى
شبيه به مضمون فوق، در مادّۀ ١ كنوانسيون اتّحاديۀ عرب نيز وجود دارد. به عبارت ديگر تدوينكنندگان كنوانسيون سازمان كنفرانس اسلامى مفاد فوق را-نظير بقيّۀ مقرّرات آن-از كنوانسيون اتّحاديّۀ عرب استخراج نمودهاند. بيان مذكور البتّه گام بلندى در راستاى تبيين مشروعيت دفاع است كه در هيچ يك از معاهدات ديگر ديده نمىشود، و از اين نظر مىبايست به نويسندگان معاهده تبريك گفت.
همين گام است كه مرزهاى تفكيك دفاع مشروع و تروريسم را روشن ساخته است تا آنجا كه در نوشتههاى اخير حقوقدانان غربى مسألۀ لزوم تفكيك بين دو مفهوم به روشنى مطرح شده است، از جمله آقاى توماس ماتيسن، استاد جامعهشناسى حقوق دانشگاه اُسلو در مقالهاى تحت عنوان «توسعۀ مفهوم تروريسم» چنين نوشته است:
تروريسم مفهوم پيچيدهاى است. هر تعريفى از تروريسم ارائه شود به ديدگاه سياسى نويسنده بستگى خواهد داشت: اسرائيل و بسيارى از كشورهاى غربى اعمال مردم فلسطين را تروريستى مىشناسند در صورتى كه اين اعمال از سوى بسيارى از فلسطينىها مشروع و قانونى تلقّى مىشود. مطالعه تاريخ نيز نشان مىدهد كه [در طول تاريخ نيز]از تروريسم معانى مختلفى مطرح شده است. تظاهرات و تحرّكات جنبش كارگرى نروژ در سالهاى ١٩٠٠ به عنوان عمل تروريستى محسوب مىشد، در حالى كه از نگاه بعضى ديگر اين اعمال مشروع و قانونى بوده و به منظور تغيير ساختار اجتماعى-سياسى نروژ انجام شده است. [١]
آقاى كينس لى yelsniK نيز در مقالهاى تحت عنوان «تعريف تروريسم» نوشته است:
اگر چه ممكن است اعمال بعضى از نظر بعضى ديگر تروريسم و از نظر گروهى ديگر مبارزه براى آزادى تلقّى شود، امّا در عين حال اگر يك «مرد خشونت» وجود داشته باشد كه اين ابهام در مورد او مطرح نشود همان «اسامه بن لادن» است.
در مقالۀ ديگر تحت عنوان «تعاريف تروريسم» كه در پايگاه اينترنتى مركز پيشگيرى از وقوع جرم، وجود دارد، چنين آمده است: «عدم توافق بر تعريف واحد از تروريسم مانع مهمّى بر سر راه اقدامات متقابل بينالمللى است. ترديدكنندگان غالباً چنين مىگويند كه يك دولت تروريست از يك منظر، تروريست و از يك منظر ديگر يك دولت مبارز راه آزادى است.» [٢]
[١] . تروريسم و دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بينالملل، ص ٤٧.
[٢] . همان، ص ٤٨.