ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ١٤٧ - ٢-٤ قراردادهاى بينالمللى نامعيّن
الف) لقد شهدت فى دار عبداللّه بن جدعان حلفاً ما احبّ ان لى حمر النّعم ولو دعى به فى الاسلام لاجبتُ. [١]
من [پيامبر اسلام]در خانۀ عبداللّه بن جدعان [يكى از بزرگان مكّه]شاهد پيمانى بودم كه آنقدر براى من گرامى است كه هرگز حاضر نيستم آن را با انبوهى از شتران گرانقيمت معاوضه كنم. هرگاه در اسلام هم بدان پيمان دعوت شوم بى درنگ اجابت مىكنم.
مفاد اين قرارداد كه در تاريخ از آن به «حلف الفضول» ياد شده است، در حقيقت، ايجاد نوعى تشكيلات بين القبائلى بود كه بر اساس آن، قبايل مكّه امنيّت و احقاق حقّ را در محدودۀ مكّه براى كلّيه كسانى كه وارد آن مىشدند بر عهده مىگرفتند. عكس العملى كه پيامبر اسلام (ص) در برابر اين پيمان باشكوه ابراز نمود نشان دهندۀ اين حقيقت است كه اسلام از هر نوع پيمانى كه چنين مضامينى را در بر داشته باشد استقبال مىكند.
ب) در دوران جاهليّت، قبايل عرب به ناچار براى اجتناب از قتل و غارت كه همواره زندگى آنان را تهديد مىكرد، يك سلسله پيمانهاى دو يا چندجانبه منعقد ساخته بودند كه در تاريخ از آنها به «حلف المطيبين» ، «حلف الاحلاف» ، «حلف الفضول» و غيره نام برده شده است. پيامبر (ص) دربارۀ اين قراردادهاى بين القبائل فرمود: «ما كان من حلف فى الجاهليّة فانّ الاسلام لم يزده الاّ شدّةً» هر آنچه پيمان كه در عهد جاهلى بوده اسلام بر پايدارى بدان تأكيد كرده است. [٢]
ج) اسلام هر نوع قرارداد بينالمللى را كه متضمّن حفظ و حراست از ارزشهاى انسانى و اقامۀ حقّ و عدل باشد مورد تأييد قرار داده و بر آن تأكيد مىورزد: در اين مورد حديث زير را مىتوان شاهد آورد:
والذى نفسى بيده لا يسئلونى خطّة يعظمون فيها حرمات اللّه الّا اعطيتهم ايّاها. [٣]
سوگند به آن كه جان در دست اوست، [قريش]از من هر نوع تعهّدى كه موجب تعظيم حدود الهى است بخواهد بىدرنگ به آنها خواهم داد.
[١] . ابن هشام، السيرة النبويّة، ج ١، ص ١٤١.
[٢] . همان، ص ١٤٠.
[٣] . ابىداوود، سنن، ج ٣، ص ٨٥.