ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ٢٧ - ٣ تعريف ترور
١. تعريف فهرستى؛ بعضى به جاى تعريف، تنها به ذكر تعدادى از موارد و مصاديق تروريسم بسنده كردهاند؛ مانند قطعنامه ١٩٧٢.
٢. تعريف كلى؛ بعضى نيز به ارائه تعريف كلى از تروريسم پرداختهاند؛ مانند تعريف كميسيون حقوق بينالملل يا تعريف وزارت دفاع آمريكا، تعريف قطعنامه ١٩٨٤ م مجمع عمومى.
٣. تعريف تركيبى؛ بعضى ديگر از تعريفها تركيبى از تعريف كلى و تعريف فهرستى است، مانند تعريفى كه در معاهده ١٩٢٧ م آمده است و نيز تعريفى كه در بند ١ ماده ٢ كنوانسيون بينالمللى سركوب بمبگذارى تروريستى آمده است.
علاوه بر حقوقدانان، جامعهشناسان و متخصصان علوم سياسى نيز تحليلهاى گوناگونى از مفهوم ترور ارائه دادهاند. الكس اشميت در مورد تروريسم بيش از صد تعريف را گردآورى كرده و در بررسى اين تعريفها به چهار عنصر مشترك در تعاريف رسيده است كه به ترتيب خشونت، جنبه سياسى پديده، وحشت و ترس و سرانجام واكنشهاى روانى پديد آمده در اولويت قرار گرفتهاند. [١]
ژلبرگيوم حقوقدان فرانسوى بر اساس تحقيقات اشميت عقيده دارد يك اقدام مجرمانه را نمىتوان تروريست قلمداد كرد مگر سه شرط در آن جمع باشد:
١. ارتكاب برخى افعال خشونتآميز به نحوى كه قتل يا صدمات جسمانى مهم به وجود آورد.
٢. قصد معين يا طرح هماهنگ فردى يا جمعى براى ارتكاب افعال مذكور؛
٣. قصد غايى، ايجاد رعب و وحشت نزد شخصيتهاى معين، گروه، اشخاص يا در بين عموم مردم. [٢]
آنچه ذكر شد قسمتى از تعريفهايى است كه از ترور شده است و بعضى ديگر از تعريفها در فصل ترور در حقوق بينالملل خواهد آمد. اغلب اين تعريفها در بيان دو ركن مادى و معنوى جرم تروريستى اتفاق نظر دارند:
[١] . تروريسم و دفاع مشروع. . . ، ص ١١٩.
[٢] . همان.