ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - گزارشى از كتاب
اكرم (ص) شهيد شده است».[١] و در روايت ديگرى آن حضرت فرمود: «هر كس كه در حال انتظار فرج از دنيا برود نزد حقتعالى از بسيارى از شهيدان بدر و احد برتر است».[٢]
از اين روايات و روايات مشابه آن استفاده مىشود كه خداوند به واسطه انتظار، اجر و پاداش مجاهدان و شهيدان در ركاب حضرت قائم (ع) را مرحمت فرموده و منتظران فرج را در فوج ياوران ايشان محشور مىفرمايد.[٣] مرحوم مؤلف فصل دوم اين باب را به فضيلتهاى انتظار اختصاص داده و احاديثى را در اين باره مىآورد.
٣. در بيان معناى انتظار و شرايط و آداب آن: مرحوم فقيه ايمانى در اين باب در معناى «انتظار» مىنويسد: حقيقت انتظار، بر حسب مفهوم لفظى آن، ضدّ يأس است و مراد از انتظار چيزى، آن است كه يقين به وقوع آن داشته، چشم به راه آن و اميدوار به وقوع آن باشد. آنگاه ايشان انتظار را به دو مقوله قلبى و بدنى تقسيم مىكند و مىنويسد: «انتظار قلبى داراى درجات سه گانه است: الف) يقين داشته باشد كه ظهور آن حضرت حق است و واقع خواهد شد و در آن وعده الهى، تخلفى نيست لذا هر قدر هم در تحقق آن تأخير شود، نااميد نگرديده و اصل آن را منكر نشود و بداند كه اعتقاد به اين درجه واجب است و حقيقت ايمان به آن بستگى دارد و نبود آن در باطن امر، موجب كفر و ضلالت است، اگر چه به حسب ظاهر، محكوم به احكام اسلام باشد، چون انكار امر امامت است هر چند در ظاهر اقرار به توحيد و رسالت دارد.
ب) ظهور را منحصر به وقت خاصّى نداند كه قبل از آن، مأيوس از وقوع آن شود، اعتقاد به اين درجه نيز واجب است از اين يأس و نااميدى نهى شده و حرام است و اين حرمت و حرام بودن به علّت «تكذيب وقّاتون» است.
ج) به حسب آنچه در روايات آمده، در همه حال منتظر بوده و اميد به ظهور داشته باشد و اعتقاد به اين درجه، مقتضاى كمال ايمان است، زيرا لازمه كمال ايمان شخص مؤمن در اين است كه فرج را نزديك بداند و پيوسته چشم به راه بوده و همه وقت منتظر آمدن مسافر خود باشد.[٤]
مرحوم فقيه ايمانى در ادامه درباره «انتظار بدنى» مىنويسد: هرگاه انسان مزرعهاى داشته، آن را اصلاح كرده، تخم كاشته و آب داده باشد، چون احتمال وقوع آفاتِ زمينى و آسمانى مىرود، دعا مىكند و از خداوند متعال حفظ آن زراعت را از آفات طلب مىكند و با اين حال در انتظار زمان رسيدن محصول باقى مىماند. همانگونه كه در نعمتهاى دنيوى، خداوند متعال اسباب را مهيّا كرده و نعمتها را به وسيله آن اسباب عطا مىفرمايد، همچنين براى تعجيل در ظهور امام- كه وسيله ظهور همه نعمتهاست- اسبابى مقرّر فرموده كه به دست خود بندگان است و آن اسباب عبارت از تقوا و اعمال صالح است. گناهان بندگان، افشا كردن اسرار آل محمد (ص) و تقيّه نكردن از دشمنان از امورى است كه خود امر فرج را به تأخير مىاندازد، لذا بنده مؤمن بايد با توبه از همه گناهان، دفع آفات را طلب كند و در انتظار زمان رسيدن محصول يعنى روز ظهور و فرج امام باقى بماند. اين حالت، انتظار كامل بدنى بوده و از لوازم كمال ايمان است.[٥]
مؤلف به دنبال بحث مهمّ انتظار، به شرايط آن مىپردازد و دو شرط مهم را براى آن ذكر مىكند: ١. خلوص نيت، ٢. صبر و شكيبايى. ايشان در بحث صبر به اقسام و درجات آن اشاره كرده و مطالب مفيدى را مىآورد و رشته بحث را به آداب انتظار گره زده، مىنويسد: مؤمن هرگاه واقعاً انتظار ظهور مولاى خود را دارد و حقيقتاً مشتاق ديدار آن طاووس كبريايى است و درك حضور او را آرزو دارد، بايد بعد از تحصيل انتظار، كوشش نمايد تا باطن خود را به محاسن و مكارم اخلاق زينت دهد و ظاهر خود را به آداب و سنن نبوى (ص) از قبيل انجام نوافل و مستحبّات و ترك مكروهات آراسته گرداند.[٦]
مؤلف دامنه بحث را با علايم انتظار فرو چيده و در اين باب دو مطلب مهم را خاطر نشان مىكند و آن اينكه: از آشكارترين علامتهاى انتظار دو چيز است: ١. اشتياق قلبى: زيرا هر چه محبوب در نظر حبيب عزيزتر و محبت حبيب نسبت به او بيشتر باشد، اشتياق او به ديدار محبوب زيادتر مىشود و هر چه آتش اشتياق شعلهورتر شود، فراق دوست تلختر خواهد شد و هر چه مفارقت درازتر گردد، غم و اندوه فراوانترى به دنبال خواهد داشت به حدّى كه باعث بكاء و گريه، بلكه موجب جزع و ندبه مىشود.[٧]
٢. دومين علامت و نشانه انتظار، عزلت و دورى از نامحرمان و همچنين كمى گفتار و دورى از مطالب بيهوده است. پس هر كس اين آثار را در وجود خود به صورت بيشتر و كاملتر از نظر ظاهرى و باطنى داشته باشد، نشان آن است كه مقام اشتياق و حقيقت انتظار او براى ظهور و فرج مولاى خود و زيارت جمال نورانى او كاملتر است.[٨]
بنابراين هرگاه بندهاى به اندازه توانايى خويش در نصرت و يارى امام زمان (ع) كوشش كند و فرج آن حضرت را انتظار كشد، چنين شخصى در زمره ياوران آن حضرت قرار مىگيرد.[٩]
١٠. يارى امام زمان (ع) با طلب آمرزش براى مؤمنان: يكى ديگر از راههاى نصرت و يارى امام (ع) طلب آمرزش براى همه اهل ايمان است؛ چه در حال حيات بوده يا اينكه از دنيا رفته باشند. در اخبار زيادى نقل شده است كه دعاى مؤمن در حقّ ديگر مؤمنان و در غياب آنان مستجاب است و از جمله دعاهايى است كه رد