ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - اصهب كيست؟
اصهب كيست؟
«اصهب» در لغت به معناى شتر سرخ موست و به روميان نيز از جهت رنگ چهره و دشمنى با اسلام گفته مى شود ١ و به معناى خاص، نام يكى از از دو مدّعى قدرت و رقيب سفيانى است. بر اساس روآيات «اصهب و ابقع» دو رهبر مخالف سفيانى اند كه سفيانى در منطقه شام با آنها به نزاع برمى خيزد و بر آنان چيره مى شود. (ابقع كسى است كه پوست بدنش سياه و سفيد باشد) روآيات درباره او و اصهب با اجمال بسيار سخن گفته اند. در اين باره به حديثى از امام باقر (ع) برمى خوريم كه مى فرمايند: «از شرّ اصهب ابرص پرهيز كن! پرسيدند: اصهب كيست؟ فرمود: ابقع. پرسيدند: ابقع كيست؟ فرمود: ابرص. سپس فرمود: از شرّ سفيانى نيز پرهيز كن» در اين حديث اصهب و ابقع يك نفر معرفى شده ٢ امّا بر اساس بيشتر احاديث اصهب و ابقع نام دو نفر است.
احتمالًا اصهب غير مسلمان است؛ زيرا برخى از روآيات او را با صفت «علج» معرفى كرده اند و اين تعبير معمولًا درباره «سربازان كافر» به كار مى رود. امّا از روآياتى كه ابقع و اصهب را نكوهش كرده اند چنين برمى ايد كه مواضع سياسى آنان مخالف اسلام و طرفدار دشمنان دين و كافرند. بنابراين معنى اختلاف و درگيرى دو گروه نظامى در سرزمين شام كه در روآيات آمده همان اختلاف دو زمامدار برسر زمامدارى منطقه است. به نظر مى رسد كه فرماندهى ابقع، در پايتخت قرار دارد. چون روآيات دلالت دارند كه قيام اصهب از خارج پايتخت يا مركز آغاز مى شود. هيچ يك از اين دو فرمانده نمى توانند بر ديگرى پيروزى قاطعى به دست آورند. سفيانى از اين فرصت استفاده كرده، از خارج پايتخت دست به يورش مى زند و هر دو نفر را تار و مار مى كند. ٣
امام على (ع) فرموده اند: «از شام سه پرچم برافراشته مى شود: پرچم اصهب، ابقع و سفيانى». ٤ امام رضا (ع) نيز مى فرمايند: «از نشانه هاى ظهور آن حضرت ويرانى شام به هنگام برخورد سه لشكر در زير پرچم هاى سفيانى، اصهب و ابقع است». ٥
سفيانى ابتدا به جنگ با ابقع مى پردازد و پس از آن اصهب را سركوب مى كند و بر شام استيلا مى يابد. چنان كه امام باقر (ع) در حديث معتبرى فرموده اند: «اوّلين سرزمينى كه خراب مى شود، سرزمين شام است. در اين هنگام سه پرچم (لشكر) با يكديگر به نزاع برمى خيزند: پرچم اصهب و ابقع و سفيانى. سفيانى با ابقع مواجه مى شود و با يكديگر مى جنگند. سفيانى او و يارانش را مى كشد و پس از آن اصهب را مى كشد». ٦ هم چنين در روايتى ديگر آمده است: «هنگامى كه كافر در شام به هلاكت برسد، اصهب كافر قيام مى كند وتسخير مركز (شام) بر او سخت مى شود و طولى نمى كشد كه او نيز كشته مى شود و حكومت به اتراك مى رسد و در شام گرانى پديد ايد و رويدادها پشت سر هم روى مى دهد و در هر قدمى جنگ برپا مى شود». ٧
در حديث ديگرى امام صادق (ع) مى فرمايند: «در آن هنگام سه پرچم در شام به اهتزاز درمى ايد كه پرچم هاى سفيانى، اصهب و ابقع است و مردم شام زير اين سه پرچم نبرد مى كنند». اين حديث به روشنى دلالت مى كند كه خروج اصهب و ابقع با خروج سفيانى هم زمان است و طبعاً مقارن ظهورحضرت بقية الله (ع) و از نشانه هاى نزديك بودن ظهور خواهد بود. بدون ترديد شورش سفيانى از روزى كه خروج كرده تا روزى كه نام و نشانى از او باقى نباشد، از ١٤ ماه تجاوز نمى كند. ٨
علامه شهيد سيد محمد صادق صدر در سخنانى مى فرمايند: «دمشق (شام) در آن زمان ميدان جنگ هاى داخلى و تنازعات مسلحانه ميان گروه هاى سه گانه (تحت فرمان ابقع، اصهب و سفيانى كه مانند مركز ثقل نيروهاى سياسى و نظامى مى شود) خواهد شد. هر سه از صراط مستقيم حقّ منحرف گشته اند و هر كدام تاج و تخت و حكومت را براى خود مى طلبند. (روايات تفكرات و عقايد آنها را براى ما به روشنى بيان كرده اند) ابقع و سپاهيانش با سفيانى مى جنگند كه منجر به پيروزى سفيانى وكشته شدن ابقع و يارانش مى شود. در جنگ سفيانى با اصهب هم، چنين اتفاقى تكرار مى شود و فاتح نهايى جنگ ها سفيانى است. اين اتفاقات مصداق بارز اين آيه است كه: «فَاخْتَلَفَالْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ احزاب با هم بر سرآنچه در ميانشان بود اختلاف كردند پس واى بر آنها (از آنچه) برقيامت (برسرآنها خواهد آمد).» ١٠
در پايان بايد گفت درگيرى ابقع، اصهب و سفيانى و چيره شدن سفيانى بر آن دو از حوادث پيش از ظهور است كه بر اساس روآيات وارده به وقوع مى پيوندد.