ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - در هجران فاطمه
در هجران فاطمه
اميرالمؤمنين (ع) به هنگام خاكسپارى حضرت فاطمه، دختر گرامى رسول خدا (س) چنين مىفرمايد:
«درود بر تو اى فرستاده خدا؛ از من و دخترت كه در جوارت آرميده و زودتر از ديگران به تو رسيده. اى فرستاده خدا مرگ دختر گرامىات، عنان شكيبايى از كفم گسلانده و توان خويشتندارىام نمانده، امّا براى من كه سختى جدايى تو را ديده و سنگينى مصيبتت را كشيدهام جاى تعزيّت است. تو را تكيهگاه ساختم در آنجا كه شكاف قبر تو بود و جان گرامىات ميان سينه و گردنم از تن مفارقت نمود. همه ما از آن خداييم و به سوى خدا باز مىگرديم. امانت بازگرديد و رهن گرفته شد. كار هميشگىام اندوه است، شبهايم شب زندهدارى تا آنكه خدا خانهاى را كه تو در آن به سر مىبرى برايم گزيند (و اين غم كه در دل دارم فرو نشيند) و به زودى دخترت تو را خبر دهد كه چگونه امتّت فراهم گرديدند و بر او ستم ورزيدند. از او بپرس، چنانكه شايسته است و خبر گير از آنچه پيش آمده است كه ديرى نگذشته و ياد تو فراموش نگشته. درود بر شما؛ درود كسى كه خداحافظى كند (وداع كند) نه كه رنجيده است و راه دورى جويد.
اگر باز گردم نه از خسته جانى است و اگر بمانم نه از بدگمانى است بلكه اميدوارم بدانچه خدا صابران را وعده داده است».
و در روايتى ديگر در ادامه كلماتش خطاب به رسول خدا (ص) اينگونه (درد دل را با آن سرور كائنات) ابراز مىكند:
«اى رسول خدا! ... دخترت در پيش نظر خدا به خاك سپرده شد، بدون آنكه كسى از دشمنان از دفنش آگاه شود. حقّ دخترت را به ظلم گرفتند و ارثش را از وى منع كردند ...» تا آنجا كه فرمود:
در هجران فاطمه، نفسم در سينهام محبوس است
اى كاش جان من با نفسم بيرون مىآمد
اى فاطمه، بعد از تو خيرى در زندگانى نيست
گريهام تنها براى اين است كه مىترسم عمرم پس از تو طولانى شود.