ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - مراتب صبر، سخنرانى آيت الله ميانجى
را در جنگ و تصرف كشورها يارى كنند. و سپس براى تاراج كشورها حركت مىكند.
رسول اكرم (ص) مىفرمايند: «هنگامى كه سفيانى بر پنج منطقه دمشق، حمص، حلب، اردن و قنّسرين تسلط يافت نه ماه براى او بشماريد.» در ديگر احاديث نيز آمده است كه مدت حكومت سفيانى به اندازه زمان حمل، يعنى نُه ماه است.[١] پس از اين مدت حضرت مهدى (عج) ظهور مى كنند و با سپاه سفيانى درگير مىشوند. سپاه سفيانى در مكانى بين مكه و مدينه، به نام «بيدا» در زمين فرو مىروند و خود او توسط حضرت مهدى (عج) در كنار درياچه طبريه به هلاكت مىرسد.
پىنوشتها:
[١]. دايرة المعارف تشيع.
[٢]. غيبت نعمانى، ص ١٣٤ به نقل از روزگار رهايى، ج ٢، ٩٧١.
[٣]. غيبت نعمانى، ص ١٦٣، به نقل از روزگار رهايى، ج ٢، ١١٢٩.
مراتب صبر، سخنرانى آيت الله ميانجى
رسول خدا (ص) فرمود: «الصبر ثلاثةٌ: صبرٌ عند المصيبة و صبرٌ على الطاعة و صبرٌ عن المعصية»[٢]
در اين روايت رسول خدا (ص) صبر را به سه دسته تقسيم كرده و فرمودند:
دسته اوّل، صبر بر مكروهات و مصايب است؛ چنانكه خدا در قرآن فرموده: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛ هر كسى در دنيا به نوعى مورد آزمايش و امتحان الهى قرار مىگيرد و كسى را نمىتوان يافت كه گرفتار نشود، بنابراين صبر در مشكلات، مرحله اوّل صبر است».[٣]
دسته دوم، صبر بر طاعت است؛ يعنى انسان در مقابل امتثال اوامر الهى صبور و بردبار باشد. حضرت امير (ع) در اين بخش خيلى صبر و تحمّل كرد، به اين معنا كه رفته پشت سر مخالفانش نماز خواند و گاهى هم در دستگاه آنها مىنشست و شب و روز با اينها روبهرو مىشد. امام حسن (ع) صلح كرد و اين برايش چقدر سخت بود، شايد مرگ آسانتر و بهتر از اين صبر بود، ولى ايشان موظّف به صبر بودند.
معروف است كه به مرحوم آخوند خراسانى گفتند كه به اين آقا كه پول داديد به شما ارادتى ندارد، فرمود: اين پول كه در جيب من است شرط انفاق آن، ارادت به من نيست، بلكه پول بيتالمال است و اين هم بنده خداست، حالا به ما فحش بدهد يا براى ما صلوات بفرستد!
صبر بر طاعت، گاهى به مراحلى مىرسد كه از صبر بر گرفتارىهاى دنيوى سختتر است، امر به معروف و نهى از منكر گاهى به جايى مىرسد كه حرج به وجود مىآورد و اجرايش شجاعت و جرئت مىخواهد، صبر مىخواهد.
منظور اين است كه گاهى انسان در مقام انجام وظيفه با مشكلاتى رو به رو مىشود كه صبر و تحمّل مىخواهد. حالا يك واجبى مثل نماز خواندن كه بالاخره خيلى مشكل نيست، ولى قيام عاشورا براى امام حسين (ع) يك امتحان الهى بوده كه صبر عظيمى را مىطلبيد.
مرحله سوم و بالاترين مرحله از صبر، صبر بر معصيت است كه انسان در برابر حرام ايستادگى كند و بگويد چون حرام است من انجام نمىدهم. اين حرام ممكن است مال باشد يا شهوات نفسانى، مقام و رياست.
هر كسى از يك گوشه دنيا خوشش مىآيد و تا انسان خودش را امتحان نكند، خيال مىكند كه تهذيب شده است، ولى وقتى كه مرحله عمل مىرسد، مىبيند كه نمىتواند تحمّل كند. بيشتر انسانها در برابر فقر و گرفتارى طغيان نمىكنند، ولى وقتى خدا مقام، پول و صحّت بدن بدهد، آن وقت خيلى مهم و سخت است كه خودش را سالم بدارد. يكى از دوستان مىگفت: من خودم ديدم كه وقتى طلبهاى، دست مرحوم آقاى بروجردى را بوسيد، آن مرجع هم دست آن طلبه را بوسيد. يا نقل است كه طلبهاى آمد خدمت مرحوم آيتالله سيّد محمّد تقى خوانسارى و گفت: آقا شما «ولا الضّالّين» را قرائت كنيد! آن طلبه مىخواست بداند كه آيا آقا درست تلفظ مىكند يا خير!! آقا قرائت فرمودند، آن طلبه گفت: نشد. آقا دوباره تكرار كردند و تا سه مرتبه اين عمل صورت گرفت! سرانجام آن طلبه گفت: حالا درست و صحيح شد!! آن مرجع عظيمالشأن فرمود: «خدا توفيقت بدهد»؛ مثلًا دعا كرد كه موفّق باشيد. امّا حالا اينكه بگويد تو بچّه طلبه هستى، چرا به من اعتراض مىكنى، نه اينطور نيست. منظورم اين است كه انسان در مقام انجام وظيفه، كارهايش نبايد دل بخواهى باشد. واقعاً در بعضى از موقعيتها صبر و تحمّل خيلى سخت است كه بايد لطف خدا دستمان را بگيرد و حفظ كند. «الهى لاتكلنى إلى نفسى طرفه عين ابداً».
قرآن فرموده است: «إِنَّالنَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي»؛[٤] پناهنده شدن به خدا، يك تعارف نيست، بلكه انسان هميشه بايد خودش را در پناه خدا قرار دهد.
پىنوشتها:
برگرفته از: افق حوزه، شماره ٢١٨.
[١]. كافى، ج ٢، ص ٩٢.
[٢]. سوره بقره (٢)، آيه ١٥٥.
[٣]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٥٣.