ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - تكليف عاشقان
تكليف عاشقان
يك صورت از توسّل به امام عصر (ع) نيابت از امام زمان (ع) انجام اعمال مستحبّ به نيابت از آن حضرت؛ به ويژه در اعمال حج، زيارت قبور امامان (ع)، ختم قرآن، روزه، قربانى گوسفند يا انفاق مال و مواردى مانند اينها است. نيابتكننده از اين طريق، رفع همّ و غمّ، اضطراب و ناراحتى را از وجود مقدس امام (ع) قصد مىكند. مورد توجّه بودن اين قسم از توسّل را مىتوان از واقعه نذر اميرالمؤمنين (ع) و حضرت فاطمه (س) و فضه- خادمه حضرت زهرا (س)- براى شفاى حضرت امام حسن (ع) و امام حسين (ع) دريافت كه در نهايت مورد تمجيد و تحسين خداوند قرار مىگيرد و شفاى آن دو بزرگوار (ع) نيز حاصل مىشود.
انجام نيابت از امام زمان (ع) تنها جلوهاى از ابراز ارادتمندى و خلوص محبّت فرد نايب، به آن حضرت (ع) است و اميد است كه در اثر همين اظهار ارادتمندى نسبت به آن بزرگوار، مورد الطاف و كرامات از جانب خداوند و خود ايشان قرار گيرد.
صورت ديگرى از نيابت كردن نيز وجود دارد كه در موقع پيش آمدن حاجتى مهم يا محنتى سخت كه انسان را بىطاقت كند، براى اصلاح آن امر و برطرف شدن آن محنت، عمل شايسته يا انفاق مالى را به همان ترتيب كه ذكر شد، به قصد سلامتى امام عصر (ع) و برطرف شدن اندوه و ناراحتى از آن وجود مقدّس و محور عالم هستى نذر كند و به انجام برساند. البتّه نكته مهم درباره مالى كه انفاق مىكند، در هر دو صورت ياد شده، اين است كه مضربى از عدد مبارك چهارده باشد. كم يا زياد بودن اين مقدار بر حسب بزرگى حاجت يا كوچكى آن و نيز برحسب متمكّن بودن صاحب حاجت يا مانند آن، تفاوت مىكند.
از جمله دلايل بر ارزشمند بودن و تأكيد نسبت به اين امر براى مؤمن نسبت به امام عصر خود، اين روايت است كه نقل شده، حضرت هادى (ع) فردى را به كربلاى معلّا فرستادند تا از جانب ايشان (ع) زيارت كند.[١] همچنين همين عمل از امام صادق (ع) نيز روايت شده است.[٢] محمّد بن عيساى يقطينى نقل كرده است كه حضرت ثامن الحجج (ع) چند قطعه جامه و چند غالم را برايم فرستادند و براى من، برادرم و يونس بن عبدالرّحمان مقرّر فرمودند كه هر يك، يك حج براى آن حضرت (ع) به جاى آوريم.[٣]
پىنوشتها:
با استفاده از: كتاب فوز اكبر در توسّلات به امام عصر (ع)، تأليف محمّد باقر فقيه ايمانى، صص ٧٨- ٨٠.
[١]. بحارالانوار، ج ٥٠، به نقل از كافى، ج ١ ٤، ص ٥٦٧.
[٢]. همان.
[٣]. وسائل الشيعه، ج ٥، ص ١٤٧.