ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - در مسير مصير ظهور
در مسير مصير ظهور
دكتر محمد رجبى
اشاره:
در ايام برگزارى جشن ميلاد مسعود حضرت ولىعصر (ع)، به همّت بنياد فرديد مجلسى با عنوان «در مسير مصير ظهور» براى بزرگداشت اين ايام و پاسداشت مقام استاد مرحوم، جناب سيّد احمد فرديد كه به حقّ حقّش ناشناخته مانده برپا شد. در طليعه اين نشست جناب دكتر رجبى سخنرانى كوتاهى با همان عنوان ارائه كردند كه به پاس مقام آن معلم و استاد تقديم حضورتان مىشود.
يكى از تكيه كلامهاى استاد فقيد، دكتر سيد احمد فرديد كه تأكيد فراوان بر آن تعبير داشتند، «در مسيرِ مصير ظهور» بود. شايد بسيارى از افراد اينگونه تصور كنند كه پرداختن به اين موضوع، از نوع مباحثى است كه تاكنون شنيدهاند و اخيراً نيز به دلايل خاصى، اين مسائل به صورتهاى مختلف مطرح مىشوند. همانگونه كه روشن است، مىتوان در مورد موضوع واحد، از منظرهاى گوناگون سخن گفت. براى مثال در خصوص يك تابلوى نقاشى، شخصى در مورد سبك هنرى آن سخن مىگويد؛ ديگرى راجع به نوع مواد به كار گرفته شده در آن، و شخص ديگر به برآورد قيمت و ارزش آن پرداخته، در اين باب سخن مىگويد. در اين مثال، هر سه در خصوص موضوعى واحد صحبت كردهاند؛ ليكن چه تناسبى بين دلّال قيمتگذار و منقّد سبك هنرى وجود دارد؟ لذا نبايد ميان سخنانى كه از منظرهاى گوناگون نسبت به يك موضوع واحد بيان شده، خلط مبحث كرد. سخنان مرحوم فرديد درباره ظهور، قطعاً از ساحت و منظر ديگرى طرح شده بود و ما نبايد اين نكته را فراموش كنيم.
«در مصير ظهور» به معناى آن چيزى است كه باعث تحقق ظهور مىشود و «در مسير مصير ظهور» يعنى در راه تحقق يافتن ظهور. بديهى است كه در مقابل ظهور، پنهان بودن مطرح است وليكن سؤال اينجاست كه چه چيزى مخفى است و بايد آشكار شود؟ از ديدگاه حكمت فرديدى، «غائب»، ساحت حق و حقيقت است؛ بدين معنا كه با وجود اينكه حق هرگز به طور دائمى كتمان شدنى نيست، پوشيده شده است. مطمئناً خورشيد را نمىتوان پوشاند، بلكه چشمهاى ما محجوب و پوشيده شده است. در حقيقت، اين ماييم كه غيبت كرده ايم و در حجاب هستيم و چشمهاى خود را خفّاشصفت از خورشيد فروبسته ايم و توانايى نگاه به نور را نداريم. تحقّق ظهور، كاملًا به آمادگى ما براى گشودن چشمها و ديدن نور بستگى دارد. اينجاست كه اين سؤال در ذهن نقش مىبندد: «در چه راهى قدم بگذاريم تا بتوانيم هر چه سريعتر به غيبت خود از حق، پايان دهيم؟!»
بايد گفت، عالم، تجليات حقتعالى است و ما نيز ظاهراً چشم داريم و دنياى اطراف خود را مىبينيم. اما چگونه مىبينيم؟ به فرمايش قرآن «يَعْلَمُونَظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ». لذا مشكل از ديد ماست. پيشتر، به ما گفته شده است: