ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمين شيخ على كورانى محقق و نويسنده
بين كشورها و به طور مشخص هر يك از شخصيتهاى مطرح عصر ظهور، قيام خود را از چه مناطقى آغاز مىكنند؟ و توصيف آنها در روايات چگونه آمده است؟
توصيف اين افراد به تفصيل در روايات بيان شده است. به عنوان مثال، درباره شخصيت يمانى، روايات متعددى وجود دارد، درباره خراسانى، شعيب بن صالح (فرمانده سپاه خراسانى) و سفيانى (در شام) نيز به همين ترتيب مطالب فراوانى نقل شده است.
علاقهمندم اگر شما موافق باشيد به تناسب موضوع اين ويژهنامه سرزمينهاى درگير، وارد گفتوگو درباره منطقه شام بشويم؛ با اين پرسش كه اهل شام در طول تاريخ اسلام، نسبت به اهل بيت (ع) چه موضعى داشتهاند؟
اهل شام و حكام آن، از سابق، در زمان معاويه دشمن اهل بيت (ع) بودند. البته اين وضعيت عمومى آنهاست هرچند كه در بين آنها افراد معدودى از شيعيان اميرالمؤمنين (ع) نيز از قديم الايام وجود داشتهاند. حتى درون شهر دمشق افراد صالحى از شاگردان ابوذر و تربيتيافتگان آنان بودند؛ مانند معاويه ثانى (معاوية بن يزيد) كه برخلاف اجدادش فردى صالح و جزء نسل سوم شاگردان ابوذر بود؛ استادش (عمر مخصوص) و استاد او ابراهيم نخعى و استاد او ابوذر غفارى بود. پس در شام و حتى دمشق نيز شيعيانى مخلص و ارادتمند به اهل بيت (ع) وجود داشتند، امّا در اقليت بودند. اوضاع عمومى در شام دشمنى با اهل بيت (ع) بود.
نظر شما درباره روايات فراوانى كه در خصوص ستايش شام جعل گرديده چيست؟
بايد توجه داشت كه حاكم شام، معاويه بوده است. ما مشاهده مىكنيم كه از قبل يهوديان بنىقينقاع، بنى قريظه، بنىنظير و خيبر پس از آنكه دست به خيانت و شكستن عهد با پيامبر (ص) زدهاند از سرزمنهاى اسلامى رانده شده و در شام اجتماع كردهاند. معاويه قصد داشت كه خلافت را به شام منتقل كند و آنجا را پايتخت جهان اسلام قرار دهد. از اين رو، احاديث فراوانى را در ستايش شام و مذمت عراق جعل كرد. خصوصاً پس از جنگها و درگيرهاى معاويه با اميرالمؤمنين (ع) احاديث مجعوله فراوانى را با اين مضمون پراكنده ساخت كه شام، زمين محشر است، شام جزء بيتالمقدس است، ... تا آنجا كه حتى در دوران عبدالملك بن مروان، حج را بر گرد بيتالمقدس (كه جايگاه يهوديان بود) انجام دادند. از همين رو، بسيارى از روايات در ستايش شام و در باب مذمّت عراق، دروغ و كذب است؛ غير از رواياتى كه از طريق اهل بيت (ع) بيان شده است زيرا ناظر به مصلحتها و نقاط برجسته شام است.
با توجه به بحث ريشه شيعه در شام، برخى نظرشان بر اين است كه مهاجرت جدّى يمنىها به شام نيز در پايهگذارى شيعه در شام نقش داشته است؛ لطفاً در اين خصوص هم نظرتان را بيان كنيد.
هجرت نخست يمنىها به شام، در زمانهاى بسيار قديم و قبل از مسيح (ع) واقع شده و دليل آنهم، تخريب سدّ سبأ و پراكنده شدن سبئىها در نقاط مختلف، از جمله بلاد شام بوده است. امّا هجرت جديد آنان در عصر فتوحات اسلامى است. يمنىها سربازان اسلامى بودند كه وظايف تعيين شده مشخصى داشتند و براى آن در شام استقرار پيدا كردند امّا اين دو ارتباطى با موضوع تشيع در شام پيدا نمىكند.
ارتباط ساكنان و حاكمان كنونى شام را با اهلبيت (ع) چگونه مىبينيد؟
كسانى كه در حال حاضر بر شام حكومت مىكنند، قوم علوىها هستند، كه يك استثناء در تاريخ حكومتهاى شام به شمار مىروند؛ زيرا در طول تاريخ اسلامى، همواره بنىاميه در شام ستوده مىشدند. حكّام شامى آنقدر نسبت به بنىاميه متعصّب بودند كه اگر ما از لبنان مىرفتيم و صبح وارد بازار حميدى مىشديم و فروشندهاى مىفهميد كه ما شيعه هستيم، مىگفت: از من نخر، روز مرا خراب و بديُمن نكن (!) برو و چند ساعت ديگر بيا. آنها بغض عجيبى نسبت به اهل بيت (ع) و شيعيانشان داشتند. اين مسئله بسيار شديد بود تا آنجا كه اكثريت شيعيان را رافضى مىدانستند. الآن وضعيت تغيير پيدا كرده زيرا حاكميت آنها در اختيار علوىها و بعضاً عِلمانىها (لائيك) قرار دارد. علوىها مىگويند ما شيعه هستيم و ما هم از آنها مىپذيريم. امّا اين علوىها فقط ٢ تا ٣ ميليون از جمعيت حدوداً ٢٠ ميليونى سوريه را تشكيل مىدهند. شيعيان سوريه جمعيتى بالغ بر ٢٠٠ تا ٣٠٠ هزار را به خود اختصاص مىدهند. لذا بيش از نيمى از جمعيت آنجا را سنّيان متعصب ضدّ شيعه و دوستدار بنىاميه تشكيل مىدهند، امّا در حال حاضر نمىتوانند خواست خود را به انجام برسانند. لذا هنگامى كه سفيانى شورش خود را آغاز مىكند، زمينه حمايت از او و اقداماتش در سوريه وجود دارد.