ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - ٥ زمان نبرد قرقيسيا
ديگر نيز از آن حضرت روايت مىكند كه: «قيامت بر پا نمىشود، تا اينكه فرات از كوهى از طلا پرده برمىگيرد [در آن زمان] مردم با يكديگر به نبرد برمىخيزند. پس، از هر صد نفر، نود و نه نفر كشته مىشود، هر يك از آن مردمان مىگويد: شايد من كسى باشم كه نجات مىيابم».[١] ابن حسام جونپورى نيز در «البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان» به ماجراى كوه طلا در فرات اشاره دارد: «قيامت برپا نمىشود، مگر اينكه فرات كوهى از طلا را آشكار مىسازد، مردم بر سر آن گنج به نبرد برمىخيزند و نه دهم آنها كشته مىشوند».[٢]
نويسنده كتاب «عصر ظهور» در بحث از جنبش سفيانى چنين آورده است: «هدف اصلى سفيانى از جنگ عراق سلطه يافتن بر آن كشور و ايجاد مقاومت در برابر نيروهاى ايرانى و زمينه سازان ظهور حضرت، كه از مسير عراق به سوى سوريه و قدس پيش مىروند خواهد بود. ولى در راه عراق در اثر حادثه عجيبى جنگ قرقيسيا رخ مىدهد و آن حادثه پيدا شدن گنجى در مجراى فرات و يا نزديك مجراى رود فرات است؛ به طورى كه عدهاى از مردم براى دستيافتن به آن، دستبه تلاش مىزنند و آتش جنگ بين آنها شعله ور مىشود و بيش از صدهزار تن از آنها كشته مىشوند و هيچ يك به پيروزى قطعى نمىرسند و به آن گنج دست نمىيابند. بلكه همگى از آن منصرف شده و به مسايل ديگر مشغول مىشوند».[٣] ناگفته نماند كه ايشان نيز رواياتى در مورد پيدا شدن گنج نقل مىكنند، از جمله روايت زير كه در نسخه خطى ابن حماد به نقل از پيامبراكرم (ص) وارد شده است: «فتنه چهارم هجده سال به طول مىانجامد، سپس در آن هنگام كه بايد پايان مىپذيرد و تحقيقاً نهر فرات از كوهى از طلا پرده بر مىدارد و مردم براى رسيدن به آن به جان يكديگر مىافتند و از هر نه تن هفت تن كشته مىشوند».[٤] قابل ذكر است كه بيشتر اين روايات از نظر سند ضعيف هستند.
٤. نيروهاى درگير در نبرد قرقيسيا
بنابر آنچه از روايات اهل سنت به دست مىآيد طرفين درگير در نبرد قرقيسيا، تركان، روميان و لشكر سفيانى هستند. در اينجا به برخى از رواياتى كه در اين زمينه وارد شدهاند اشاره مىكنيم: «سفيانى با سپاهش بر آنها پيروز مىشود و ترك و روم را در قرقيسيا مىكشد».[٥] و در جايى ديگر آمده است: «... پس در آن هنگام تركان و روميان اجتماع كرده، با يكديگر به نبرد برمىخيزند و سه پرچم در شام برافراشته مىشود، آنگاه سفيانى با آنها جنگ مىكند تا در منطقه قرقيسيا به آنها مىرسد».[٦] در روايت ديگرى چنين آمده است: «زمان وارد شدن سفيانى به كوفه بعد از نبرد او با تركان و روميان در قرقيسيا است».[٧] در روايتى كه عبدالله بن زبير از امام على (ع) نقل مىكند نيز از حضور دو عبدالله[٨] و سپاه آنان در قرقيسيا سخن گفته شده است: «عبدالله به دنبال عبدالله برمىخيزد تا اينكه سپاهيان آنها در قرقيسيا در كنار نهر با يكديگر رودرو مىشوند».[٩]
منابع شيعى نيز از درگيرى لشكر سفيانى با تركان خبر مىدهند، مؤلف «عصر ظهور» در اين زمينه چنين مىنويسد: «اما طرف مقابل سفيانى در اين نبرد از نظر اكثر روايات تركان هستند ولى منظور از تركان در اينجا چيست؟ آنچه به نظر مىرسد و به طبيعت امر نزديكتر است اينكه آنها سپاهيان ترك زبان هستند؛ زيرا درگيرى و نزاع بر سر دارايى است كه نزديك مرزهاى سوريه و تركيه وجود دارد ...».[١٠] در كتاب «روزگار رهايى» نيز احاديث متعددى درباره تركان ذكر شده و تأكيد مىشود كه فتنه ترك در قرقيسيا انجام مىپذيرد.[١١]
در اينجا به برخى از احاديثى كه در كتاب ياد شده آمده و ظاهراً در ارتباط با نبرد قرقيسيا است، اشاره مىكنيم: درنخستين روايت به نقل از پيامبر اكرم (ص) چنين آمده است: «براى ترك ها دو خيزش است كه در يكى از آنها آذربايجان ويران مىشود و در ديگرى وارد جزيره[١٢] مىشوند و پرده نشينان را به وحشت مىاندازند. خداوند مسلمانان را پيروز مىگرداند كه كشتار بزرگ الهى در آن روز است».[١٣] در روايت ديگرى نيز چنين مىخوانيم: «بدون ترديد سپاه ترك وارد جزيره خواهند شد تا اسب هايشان از فرات سيراب شوند، آنگاه خداوند بر آنها طاعون را مسلط مىكند و همگى به وسيله طاعون از بين مىروند و به جز يك نفر از آنها باقى نمىماند». خداوند بر آنها برف و تگرگ همراه با سرماى سوزان و طوفان خانمان برانداز فرومىفرستد و همگى نقش بر زمين مىشوند. مسلمانان به يكديگر نويد مىدهند كه خداوند آنها را هلاك كرد و شرّ آنها را از شما كوتاه نمود.[١٤]
٥. زمان نبرد قرقيسيا
نبرد قرقيسيا ميان دو واقعه مهم صورت مىگيرد؛ نخستخروج سفيانى و دوم ظهور امام مهدى (ع). دراينجا به اختصار به هر يك از آنها اشاره مىكنيم:
٥- ١. خروج سفيانى: امام باقر (ع) در مورد واقعه نخست