ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - ٥ زمان نبرد قرقيسيا
چنين فرمودهاست: «سفيانى در روز جمعه خروج مىكند، بر فراز منبر دمشق قرار مىگيرد و از مردم بيعت مىگيرد كه هرگز با امر او مخالفت نكنند، چه آن را بپسندند و چه آن را ناخوش دارند. آنگاه به سوى «غوطه» حركت مىكند و ٥٠ هزار جنگجو در اطراف او گرد آيند، آنگاه سه پرچم به اهتزاز در آيد: پرچم ترك ها و عجم ها كه سياهرنگ است. پرچم بنى عباس كه زردرنگ است. پرچم سفيانى، كه سرخرنگ است. سفيانى بر آنها چيره مىشود، پس از آنكه ٦٠ هزار نفر از آنها را از دم شمشير مىگذارند، آنگاه به سوى «حمص» مىرود و از فرات عبور مىكند و عازم «رقه»[١] و «سبا»[٢] مىشود. اميرالمؤمنين على (ع) نيز از جنگ سفيانى با سپاه «ابقع» و «اصهب»[٣] خبر مىدهند: «سفيانى با «ابقع» درگير مىشود سپس او و سپاهيانش را مىكشد. سپس «اصهب» و ياران او را مىكشد. آنگاه به كشتن آل محمد و شيعيان آنها اهتمام مىكند و به سوى عراق راهى مىشود و سپاه او به قرقيسيا وارد مىشود ...».[٤] در «عقد الدرر» نيز در همين زمينه روايتى از امام محمد باقر (ع) نقل شده كه به قرار زير است: «سه پرچم در شام برافراشته مىشود؛ پرچم اصهب، پرچم ابقع و پرچم سفيانى، سفيانى ابتدا با ابقع درگير مىشود و او و همراهانش را به قتل مىرساند، آنگاه اصهب را مىكشد، سپس تنها چيزى كه سپاهيان سفيانى به آن مىانديشند حركت به سوى عراق است و سپاهيان او از قرقيسيا عبور مىكنند».[٥]
در منابع اهل سنت نيز اين واقعه چنين ذكر شده است: «سه پرچم در شام بلند مىشود: اصهب، ابقع و سفيانى، سفيانى از شام و ابقع از مصر برمى خيزد. پس سفيانى بر همه آنها غالب مىشود».[٦] ... سپس سفيانى در شام بر پرچمهاى سه گانه غالب مىشود. سپس براى آنها رويدادى به بزرگى قرقيسيا نخواهد بود».[٧]
٥- ٢. ظهور امام مهدى (ع): حادثه مهمى كه پس از نبرد قرقيسيا به وقوع مىپيوندد، ظهور حجتخدا، قائم آل محمد (ص) است. امام باقر (ع) دراين زمينه مىفرمايند: «سفيانى و قائم [ع] در يك سال خروج مىكنند».[٨] همچنين در حديثى ديگر از ايشان آمده است كه: «مهدى (ع) همانند موسى [ع] نگران و ترسان از مدينه خارج مىشود و به سوى مكه مىرود و سپاهيان سفيانى حركت مىكنند تا به سرزمين «بيداء» مىرسند، همگى آنها هلاك مىشوند و جز گزارشگرى از آنها باقى نمىماند».[٩]
لازم به يادآورى است كه طبق احاديثشيعى بزرگترين و حساسترين ضربت بر سپاه سفيانى را خراسانى و سپاهيان او وارد مىآورند؛ هم آنانى كه اشراف كوفه هيچ ارج و قيمتى برايشان قائل نيستند. در روايتى كه از امام صادق (ع) نقل شده چنين آمده است: «همه مردان آن، جز يك نفر شامى كشته مىشوند، واى بر حال كسانى كه در اطراف آن (كوفه) باشند، چه آزار و اذيتى مىبينند. مردانشان و زنانشان اسير گرفته مىشوند، بهترين آنها از نظر وضع و سامان كسى است كه از فرات بگذرد و از منطقه بگريزد، فرار كردن از آنجا از يك ساعت ماندن در آن بهتر است. كسانى كه از آنها اسير شوند باكى بر آنها نيست، آنها را كسانى نجات مىدهند كه مردم كوفه هيچ ارزشى براى آنها قائل نيستند آنها را از كوفه دور نمىبرند».[١٠]
در «عقد الدرر» نيز به پيوند اين حوادث با يكديگر اشاره شده و در روايتى از على (ع) پس از ذكر واقعه قرقيسيا چنين آمده است: «... سپاهيان سفيانى به جست و جوى اهل خراسان بر مىخيزند و شيعيان آل محمد (ص) را مىكشند، آنگاه اهل خراسان در يافتن [امام] مهدى قيام مىكنند».[١١]
ابن حماد نيز در روايتى كه از امام على (ع) نقل مىكند از اين ماجرا به تفصيل ياد مى نمايد و از رو آوردن اهل خراسان به حضرت مهدى (ع) و طلبيدن ايشان سخن مىگويد: «سفيانى بر شام غالب مىشود، آنگاه بين آنها [سفيانى و شاميان] نبردى در قرقيسيا رخ مىدهد كه پرندگان آسمان و درندگان زمين از اجساد آنها سير مىشوند، آنگاه در عقبه آنها [سپاه سفيانى] شكافى ايجاد مىشود. پس گروهى راهى سرزمين خراسان مىشوند و سپاه سفيانى به دنبال آنها به راه مىافتند تا به سرزمين خراسان مىرسند. سپاه سفيانى در جست و جوى اهل خراسان برمىآيند و شيعيان آل محمد (ص) را در كوفه به قتل مىرسانند. آنگاه اهل خراسان در جستوجوى مهدى (ع) به پا مىخيزند».[١٢]