ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - جايگاه والاى ولى عصر (ع) در ادب پارسى
كاشتند ما خورديم، ما مىكاريم تا ديگران بخورند.» هرگاه بريتانياى كبير، يا (ملكه درياها)، توفيق در هم شكستن اسلام و تسلط بر منطقه را پيدا كند، جهان مسيحيت از رنجهايى كه در اين دوازده قرن تحمل كرده، به كلى رهايى خواهد يافت. مسلمين در اين مدت، انواع هجومها و جنگها را بر ما تحميل كردهاند؛ مثلًا جنگهاى صليبى كه هيچ سودى براى مسيحيت نداشت، همانگونه كه يورش مغول، نخست با غارت و ويرانى سرزمينهاى اسلام همراه بود ولى چون بىمطالعه و هدف هجوم صورت گرفته بود، نتوانست اسلام را نابود كند، اما پيكار ما با اسلام مانند مغول تنها اقدامات نظامى و قتل و غارت نيست، و شتابى در اين كار نداريم. حكومت بريتانياى كبير با مطالعه كامل در راه نابودى و انهدام اسلام، گام بر خواهد داشت و برنامههاى منظم و دقيقى را با شكيبايى دنبال خواهد داشت و برنامههاى منظم و دقيقى را با شكيبايى دنبال خواهد كرد، و عاقبت به هدف نهايى خواهد رسيد. البته ما در مواقع ضرورى، به اقدامات نظامى هم متوسل خواهيم شد، ولى عمليات جنگى، آخرين راه حل خواهد بود و آن در مواقعى است كه تسلط خود را در ممالك اسلامى كاملًا اعمال كرده باشيم. و براى تثبيت آن و سركوبى عوامل كه احتمالًا با تسلط ما از در مخالفت بر خواهند خاست، به اسلحه متوسل خواهيم شد. شك نيست كه حكمرانان استانبول (عثمانىها) از هوشمندى و فطانت بسيار برخوردارند، و به اين زودىها نخواهند گذاشت ما برنامه خود را در ممالك اسلامى عملى سازيم. اما بايد از هم اكنون، كودكان طبقات متوسط را در مدارسى كه براى آنها تدارك ديدهايم، تربيت كنيم. و كليساهاى متعددى در آن مناطق برپا داريم، شراب و قمار و شهوترانى را چنان شايع سازيم كه نسل جوان به كلى از دين روى برتابد. بايد بين فرمانروايان ممالك اسلامى، اختلافات و كشمكشهاى گوناگون را دامن زنيم، و آتش فتنه و هرج و مرج را بر افروزيم، اشراف و رجال دولت و توانگران را در پنجه زنان زيباروى و طناز مسيحى گرفتار سازيم و محافل آنان را با اين پريرويان رونق و جلا بخشيم تا اندك اندك، اقتدار دينى و سياسى خود را از دست بدهند، و مردم به ايشان بدگمان شوند و از ايمانشان نسبت به اسلام كاسته گردد؛ و در نتيجه وحدت و پيوستگى سهگانه علما، حكومت و مردم بر باد رود و در اين شرايط است كه با افروختن آتش جنگهاى ويرانگرانه و خانمان سوز، بنيان اسلام را در اين كشورها، از بيخ و بن، بر خواهيم كند».
پىنوشتها:
[١]. قضاوت نويسنده در باب محتواى كتاب هاى ياد شده مبتنى بر بيخبرى يا سوء نيت است، تعاليم مندرج در آثار متكلمانى چون عزالى يا عارفانى مانند محى الدين عربى و مولانا جلالالدين مولوى، يك سلسله اخلاق عملى است، تزكيه و تهذيب نفس را نبايد گوشهگيرى يا مردم گريزى ناميد.
[٢]. السلطان ضلّ الله فى الارض.
[٣]. سوره شعرا (٢٦)، آيه ٧٩.
[٤]. سوره شعرا (٢٦)، آيه ٨١.
[٥]. سوره نسا (٤)، آيه ٣٤.
[٦]. المرئة شر كلها.
[٧]. سوره آل عمران (٣)، آيه ١٣٠.
[٨]. سوره مائده (٥)، آيه ٥.
[٩]. سوره يوسف (١٢)، آيه ١٠١.
[١٠]. سوره بقره (٢)، آيه ١٢٨.
[١١]. سوره بقره (٢)، آيه ١٣٢.
[١٢]. سوره حج (٢٢)، آيه ٤٠.
[١٣]. سوره زخرف (٤٣)، آيه ٤٤.
جايگاه والاى ولى عصر (ع) در ادب پارسى
جليل تجليل
خداى را بر اين موهبت جانگشا سپاس باد كه ديده اميد شيعيان را به اميد ديدار دوازدهمين گوهر درج امامت روشن و جهان را از داد و عدل او گلشن مىدارد. اين معنى در مآخذ مستند تاكنون توسط دانشمندان اسلام تحقيق شده و از كتاب و سنت اسناد غير قابل انكارى بر ما رسيده است و شعاع والاى ائمه دين و وداد حجت آخرين بر دلهاى ميليونها مسلمان بر تافته است. از جمله در كتاب من هوالمهدى تأليف آيتالله ابوطالب تجليل[١] توضيح كافى و تتبع وافى به عمل آمده و از آيات قرآن كريم و احاديث پيامبر اكرم (ص) بهخوبى به اثبات درآمده و در اين مكتب بهطور مستند از احاديث نبى بزرگوار اسلام (ص) و ائمه طاهرين با واسطههايى نزديك به عصر آن بزرگان كه همگى ثقه و مورد اعتماد بودهاند حقيقت امر نشان داده شده است.
در اين مقاله نخست بخشى از آيات قرآن كريم را كه به ظهور امام عصر (ع) تفسير گرديده است ياد كرده، آنگاه نمونهاى از آثار محبت و ولا، و شور و اشتياق سخنوران فارسى را مىآورم.
١. با پنج واسطه از يحيىبن ابى القاسم نقل شده است كه از امام صادق (ع) مىپرسد: معنى اين آيه كريمه چيست؟
الم، ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ