ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - خاطرات يك جاسوس قسمت هفتم
جماعت ارائه داد، تا هر گونه رابطه اى بين امام و مردم، به سبب سوءظن و دشمنى با او از ميان برود.
١٦. يكى از دشوارى ها، زيارت مسلمين از مقابر و مشاهد متبركه است. ضرورت دارد با ذكر دلايلى ثابت كنيم كه اهميت دادن به قبور و تزيين آنها بدعت و خلاف شرع است و در زمان پيامبر (ص)، اين تشريفات وجود نداشته، و عبادت مردگان رايج نبوده است. بايد تدريجاً با ويران ساختن بناها و نابودى نشانه ها و آثار اين قبور، مردم را از زيارت منصرف ساخت. يكى از برنامه هاى مفيد، در اجراى اين هدف، توليد شك نسبت به اصالت اين مراكز است؛ مثلًا بايد گفت پيامبر (ص) در مسجدالنبى مدفون نيست، و در گور مادرش مدفون است. و از اين قرار، ساير ائمه و بزرگان دين در مراكزى كه به آرامگاه ايشان شهرت يافته، دفن نشده اند. ابوبكر وعمر هر دو در بقيع مدفونند و گور عثمان ناشناخته است. آرامگاه حضرت على (ع) در شهر بصره است. و قبرى كه در نجف زيارتگاه مسلمين شده، از آن مغيرة بن سعبه است. سرحسين (ع) در مسجد «حنانه» مدفون است و جاى دفن پيكر او مشخص نيست. در كاظمين دو خليفه عباسى مدفونند، نه حضرت موسى الكاظم و جوادالائمه؛ آرامگاه مشهد، از آن هارون است نه حضرت رضا (ع)، در سامرا نيز خلفاى بنى عباس مدفونند نه امامان هادى و عسكرى (ع)، بايد اهتمام به عمل آوريم كه قبرستان بقيع با خاك يكسان گردد و ساير بقعه ها و زيارتگاه ها در سراسر ممالك اسلامى به ويرانه هايى مبدل شوند.
١٧. در مورد علاقه و احترامى كه شيعه براى خاندان رسول (ص) قائلند، بايد با القاء ترديدهايى، در انتساب آنان به پيامبر (ص)، اين دلبستگى از ميان برود. در راه حصول اين مقصود بايد عده اى را اجير كنيم كه با عمامه سياه يا سبز، در انظار ظاهر شوند و خود را به دروغ اولاد رسول معرفى كنند. بدين ترتيب، مردمى كه آنان را مىشناسند، تدريجا در هويت سادات حقيقى هم شك مى كنند و به اولاد رسول سوء ظن مى يابند. موضوع ديگر، برداشتن عمامه از سر علماى دين و سادات حقيقى است تا هم وابستگى به پيامبر (ص) از ميان برود، و هم احترام علما در ميان مردم ١٨. مراكز عزادارى حسين (ع) يا تكايا بايد نابود شوند و به ويرانه هايى مبدل گردند. علت اين كار، البته بايد مبارزه با گمراهى مسلمين و نابودى بدبختى هاى دين، قلمداد شود. بايد با تمام وسايل بكوشيم تا مردم از رفتن به تكايا و عزادارى براى حسين (ع) خوددارى كنند و تدريجا اينگونه كارها متروك گردد. براى اين منظور، بايد شرايط و ضوابط تأسيس تكايا و گزينش وعاظ و روضه خوان ها را دشوار ساخت.
١٨. مراكز عزادارى حسين (ع) يا تكايا بايد نابود شوند و به ويرانههايى مبدل گردند. علت اين كار، البته بايد مبارزه با گمراهى مسلمين و نابودى بدبختىهاى دين، قلمداد شود. بايد با تمام وسايل بكوشيم تا مردم از رفتن به تكايا و عزادارى براى حسين (ع) خوددارى كنند و تدريجاً اينگونه كارها متروك گردد. براى اين منظور، بايد شرايط و ضوابط تأسيس تكايا و گزينش وعاظ و روضه خوانها را دشوار ساخت.
١٩. آزادانديشى و چون و چرا را بايد در انديشه مسليمن وارد ساخت؛ هر كس مى تواند آزادانه بينديشد و هر كارى را كه مى خواهد انجام دهد، امر به معروف و نهى از منكر واجب نيست. ترويج احكام شريعت اسلام موردى ندارد و بايد متروك شود؛ يك ضرب المثل ايرانى مى گويد: «عيسى به دين خود؛ موسى به دين خود.» هيچ فردى پس از مرگ در گور ديگرى نمىآرامد. اگر امر به معروف و نهى از منكر لازم بوده باشد، اين وظيفه را پادشاهان بايد انجام دهند و مردم عادى حق اين كار را ندارند.
٢٠. نسل را بايد كنترل كرد و نگذاشت مردها بيش از يك همسر داشته باشند؛ امر زناشويى را بايد با وضع مقرراتى دشوار ساخت؛ مثلًا هيچ مرد عربى حق ازدواج با زن ايرانى و يا بالعكس مرد ايرانى با زن عرب را نداشته باشند و بدين گونه تركها با ايرانىها و عربها، ازدواج نتوانند كرد.
٢١. بايد مسئله جهانى بودن تعاليم اسلام را با قاطعيت مردود شمرد، و شايع ساخت كه اسلام اصولًا دين هدايت نيست و يك مذهب قومى و قبيلهاى است؛ همانگونه كه قرآن اقرار كرده: «اين دين براى يادآورى تو و قبيله تست».[١]
٢٢. سنتهاى نيك اسلام، مانند بناى مساجد، مدارس، پرورشگاهها و تأسيس بنيادهاى نيكوكارى همه و همه، بايد از ميان برود و يا لااقل، محدود گردد. اين گونه امور از وظايف دولتهاست نه علماى دين. هرگاه دولتها بدينگونه كارها بپردازند، ارزش دينى آن از ميان خواهد رفت.
٢٣. ضرورت دارد در صحت واصالت قرآنهايى كه در اختيار مسلمين است، ترديد روا داريم و باتوزيع و انتشار قرآنهايى كه چيزى كم يا زياد از قرآن موجود داشته باشند، بر شك مردم به اصالت آن بيفزاييم. مخصوصاً بايد توجه داشت كه آيات اهانتآميز نسبت به نصارى، يهود و كفار، و نيز آيات امر به معروف و جهاد را به كلى از قرآن ساقط كرد. و نسخههايى از اين كتاب را به زبانهاى تركى، فارسى، هندى ترجمه و منتشر كرد. بايد در احاديث هم مانند قرآن، تحريف و ترجمه صورت گيرد. كوتاه سخن آنكه، آنچه در كتاب دوم يافتم، سودمند و عالى به نظر مىرسيد. به كتاب نام چگونه اسلام را نابود كنيم نهاده بودند، و در حقيقت، بهترين و عملىترين برنامههايى بود كه من و همكارانم وظيفه داشتم در ممالك اسلامى انجام دهيم. من پس از فراغت از مطالعه كتابى كه مرا بىنهايت تحت تأثير خود قرار داده بود، به وزارت مستعمرات رفتم تا كتاب را مسترد دارم. در ديدارى كه دوباره با معاون داشتم مرا مخاطب قرار داده، گفت: «در انجام كارهايى كه بايد انجام گيرد، شما تنها نخواهيد بود، بلكه گروه بسيارى از همكاران صديق و صميمى كه تعدادشان بالغ برپنج هزار نفر است، شما را در اين مهم، در سرتاسر ممالك اسلامى، يارى و مدد كارى خواهند كرد. وزارت مستعمرات در انديشه آن است كه به تدريج با پيشرفت امور اين عده را به صد هزار نفر برساند. هرگاه به تجهيز چنين گروه عظيمى موفق شويم، يقيناً بر سراسر بلاد اسلام مسلط خواهيم شد و به محو آثار اسلام به صورت كامل خواهيم پرداخت». سپس معاون به صحبتهاى خود چنين ادامه داد: «من به تو مژده مىدهم، كه ظرف يك قرن، ما به آرزوهاى خود خواهيم رسيد. و اگر نسل امروز انگليس، شاهد پيروزىهاى آينده نباشد، فرزندانمان روزهاى خوش آينده را خواهند ديد، و چه نيكوست آن ضربالمثل ايرانى كه مىگويد: «ديگران