ماهنامه موعود
(١)
شماره هفتاد و پنجم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
«امور پرورشى» نسل نو و فرهنگ انتظار
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٤ ص
(٥)
قم بايد از نقشه محو شود
٤ ص
(٦)
يك وزيرمسيحى هدف اصلى جنگ اخير اسرائيل، نابودى شيعيان است
٤ ص
(٧)
آمار دايره المعارف «مسيحيت بين المللى» از شمار مسلمانان جهان
٤ ص
(٨)
مشاهده شدن بوش پدر و پسر در تشريفات شيطان پرستان
٤ ص
(٩)
مسجد بزرگ امام مهدى عراق با خاك يكسان شد
٥ ص
(١٠)
معجزه قرآن، دانشمند آمريكايى رامسلمان كرد
٥ ص
(١١)
حضرت مسيح، جيپ و كوكاكولا!!!
٥ ص
(١٢)
رهنمود رهبرى
٦ ص
(١٣)
مهدويت در انديشه شهيد مطهرى
٨ ص
(١٤)
مطهرى و فلسفه انتظار
٨ ص
(١٥)
مهدويت و آينده تاريخ
٩ ص
(١٦)
وقتى باران نباريد
١١ ص
(١٧)
معرفى كتاب
١٣ ص
(١٨)
گل سوسن
١٤ ص
(١٩)
صبح اميد
١٤ ص
(٢٠)
گل سوسن
١٤ ص
(٢١)
به ياد مهر
١٤ ص
(٢٢)
گوهر حسن
١٤ ص
(٢٣)
مبدأ نور
١٥ ص
(٢٤)
آفتاب آمد دليل آفتاب
١٥ ص
(٢٥)
در حريم دوست
١٥ ص
(٢٦)
طاغوت هاى زمان
١٥ ص
(٢٧)
نمايندگان امام
١٥ ص
(٢٨)
سروش هدايت
١٥ ص
(٢٩)
ارمغان ولايت
١٥ ص
(٣٠)
بر بال انديشه
١٦ ص
(٣١)
پندى ارزشمند
١٦ ص
(٣٢)
اعتدال و ميانه روى
١٦ ص
(٣٣)
نكوهش منافق
١٦ ص
(٣٤)
آثار شناخت امام
١٧ ص
(٣٥)
1 هدايت از گمراهى
١٧ ص
(٣٦)
2 قبولى اعمال
١٧ ص
(٣٧)
3 بالا رفتن مرتبه
١٨ ص
(٣٨)
4 وصول به مرتبه شهدا و اوليا
١٨ ص
(٣٩)
5 بنيان نظام اجتماع
١٨ ص
(٤٠)
شناخت اعراف
١٩ ص
(٤١)
امام صادق (ع) كبك را پناه داد
٢١ ص
(٤٢)
شرق شناسى و شرق شناسان
٢٢ ص
(٤٣)
تبشيرى ها در عصر قاجار
٢٧ ص
(٤٤)
نگاهى كلى به فعاليت هاى مبلغان مسيحى در ايران
٢٧ ص
(٤٥)
1 ترجمه و پخش انجيل
٢٧ ص
(٤٦)
2 انتشار كتب مذهبى در كنار كتاب مقدس
٢٨ ص
(٤٧)
3 چاپ و نشر سرودهاى روحانى مسيحى
٢٩ ص
(٤٨)
4 سفرنامه نويسى
٢٩ ص
(٤٩)
5 فعاليت پزشكى
٢٩ ص
(٥٠)
6 تأسيس مدرسه به سبك مسيحى
٣٠ ص
(٥١)
7 ارتباط با عشاير ايرانى
٣٠ ص
(٥٢)
8 تلاش براى جذب دربار و حكام محلى
٣٠ ص
(٥٣)
اسرار مكنون خداوندى
٣٢ ص
(٥٤)
غول هاى رسانه اى آمريكا
٣٦ ص
(٥٥)
اسپانيا استمداد مى جويد
٤٠ ص
(٥٦)
عواملى كه اين كشور را از اندرون پوسانده بود
٤١ ص
(٥٧)
تماس مخفيانه
٤١ ص
(٥٨)
ارتش نجات بخش اسلام
٤٢ ص
(٥٩)
ارمغان اسلام
٤٢ ص
(٦٠)
خاطرات يك جاسوس قسمت هفتم
٤٣ ص
(٦١)
جايگاه والاى ولى عصر (ع) در ادب پارسى
٤٧ ص
(٦٢)
ره يافتگان
٥٠ ص
(٦٣)
گم شدن در بيابان
٥١ ص
(٦٤)
ابرهاى نااميدى
٥١ ص
(٦٥)
اضطرار و انقطاع كامل
٥٢ ص
(٦٦)
باران رحمت
٥٢ ص
(٦٧)
حركت
٥٣ ص
(٦٨)
ايران از بركات اهل بيت برخوردار است
٥٤ ص
(٦٩)
نكته هاى ناب
٥٤ ص
(٧٠)
پرسش از شما، پاسخ از موعود
٥٦ ص
(٧١)
فوائد دعا براى امام زمان (ع)
٥٨ ص
(٧٢)
مهر نگاه
٦٠ ص
(٧٣)
غرب چگونه شكست مى خورد؟
٦٢ ص
(٧٤)
صلح طلبى
٦٣ ص
(٧٥)
بدبينى به حاكميت
٦٣ ص
(٧٦)
خودبرتر بينى
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - شناخت اعراف

يك [از آن دو دسته‌] را از سيمايشان مى‌شناسند، و بهشتيان را- كه هنوز وارد آن نشده و [لى‌] اميد دارند- آواز مى‌دهند كه: «سلام بر شما» و چون چشمانشان به سوى دوزخيان گردانيده شود، مى‌گويند: «پروردگارا، ما را در زمره گروه ستمكاران قرار مده». و اهل اعراف، مردانى را كه آنان را از سيمايشان مى‌شناسند، ندا مى‌دهند [و] مى‌گويند: «جمعيت شما و آن [همه‌] گردنكشى كه مى‌كرديد، به حال شما سودى نداشت» «آيا اينان همان كسان نبودند كه سوگند ياد مى‌كردند كه خدا آنان را به رحمتى نخواهد رسانيد؟» « [اينك‌] به بهشت درآييد. نه بيمى بر شماست و نه اندوهگين مى‌شويد.»

اعراف، جمع «عرف» به معناى «بالاى هر چيز» است. به عنوان مثال گفته مى‌شود: «عرف الديك؛ تاج خروس» در آيه مذكور، مراد از اعراف، فراز مانع و پرده‌اى است كه بين بهشت شرف بر اهل بهشت و جهنم است. قرآن كريم خبر داده است كه مردانى كه بر اعراف قرار شرف بر اهل بهشت و جهنم هستند جز آن كه نام ايشان را ذكر نكرده و تنها به بيان برخى از ويژگى‌هايشان مرتبه و مدارج والاى آنان مى‌باشد، اكتفا كرده است؛ از جمله:

١. آنان بر اعراف قرار گرفته و بر اهل نعيم (بهشت) و اهل جهنم مشرف‌اند، شرح كردار و ويژگى‌هايشان از خلال نورانيت ايشان كه به واسطه آن مى‌نگرند، دانسته مى‌شود. آنان با نور خداوند مى‌نگرند.

٢. آنان با هر دو دسته- اهل بهشت و دوزخ- صحبت مى‌كنند. بهشتيان را تحيت ورود به بهشت داده، دوزخيان را به محض رسيدن به دوزخ، به سوى آن در مى‌افكنند. اين در حالى است كه در آن هنگام براى هيچ كس امكان تكلم نيست، جز كسى كه او را خداوند بخشاينده اذن داده باشد، قرآن كه خود فرموده است:

يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً.[١]

روزى كه «روح» و فرشتگان به صف مى‌ايستند و [مردم‌] سخن نگويند، مگر كسى كه [خداى‌] رحمان به او رخصت دهد، و سخن راست گويد.

و خداوند به مردان اعراف اذن داده و فرموده است: و بهشتيان، دوزخيان را آواز ميدهند كه: ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود درست يافتيم. آيا شما [نيز] آنچه را پروردگارتان وعده كرده بود، راست و درست يافتيد؟ مى‌گويند: آرى. پس آواز دهنده‌اى ميان آنان آواز در مى‌دهد كه: لعنت خدا بر ستمكاران باد.[٢]

از اين آيه به دست مى‌آيد كه «آواز دهنده» يكى از آنها نيست بلكه مسلط بر آنها مى‌باشد.[٣]

٣. آنان به تسليم شدن بهشتيان نسبت به اعراف ايمان دارند، و بهشتيان را به ورود به آن فرمان مى‌دهند.

٤. آنان از هر دو دسته بر كنار بوده، با ايشان آميخته نمى‌شوند، خداوند متعال مى‌فرمايد:

٥. فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ\* إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ.[٤]

پس او را دروغگو شمردند، و قطعا آنها [در آتش‌] احضار خواهند شد\* مگر بندگان پاك دين خدا. اين ويژگى‌ها نشان مى‌دهد كه اعراف، مردانى در بالاترين سطوح و درجات هستند، حال، اين انسان‌هاى بزرگ كيستند؟

در روايات شريف آمده است كه اعراف، همان آل محمد (ص) هستند. امام باقر (ع) در اين باره فرمودند:

آنان، آل محمد (ع) هستند. وارد بهشت نم‌يشود مگر كسى كه ايشان را بشناسد و آنان او را بشناسند و وارد جهنم نمى‌شود مگر كسى كه ايشان را انكار كند و آنان نيز وى را انكار كنند.[٥]

همچنين از آن حضرت (ع) روايت شده كه در پاسخ فردى درباره اين آيه، فرمودند: «آيا نمى‌دانستيد كه آگاهانى [مطلع‌] بر شما و بر قبايل هستند كه هر انسان شايسته و ناشايستى را درون آن مى‌شناسند؟ آن فرد عرض كرد: آرى، امام (ع) فرمودند: «ما آن مردان هستيم كه از طريق سيمايشان شناخته مى‌شوند».[٦]

آن حضرت (ع) در جايى ديگر فرمودند:

ما اعراف هستيم كه وارد بهشت نمى‌شود، جز كسى كه ما را بشناسد و ما را بشناسد و ما نيز او را بشناسيم و وارد دوزخ نمى‌شود، مگر كسى كه ما را انكار كند و ما نيز او را انكار كنيم. اين بدان سبب است كه چنانچه خداوند مى‌خواست كه خود را به انسان‌ها بشناساند، مى‌شناساند اما ما را وسيله، راه و باب آن قرار داد كه جز از اين طريق به آن راه يافته نمى‌شود.[٧]

از اين روايات استفاده مى‌شود كه معرفت و شناخت آل محمد (ص) شرط ورود به بهشت بوده، ايشان صاحب امر و حاكم بر مردم در روز قيامت‌اند. جز كسى كه ايشان را بشناسد و ايشان نيز وى را بشناسند، وارد بهشت نمى‌شود و جز كسانى كه ايشان را انكار كند و ايشان نيز وى را انكار نمايند، وارد دوزخ نمى‌شود.

همچنين در برخى از روايات تفسيرى درباره اعراف اين گونه آمده كه آنان «گروهى هستند كه حسنات (اعمال نيك) و سيئاتشان برابر است. پس اگر خداوند ايشان را وارد دوزخ كند، به سبب گناهانشان، و اگر وارد بهشت نمايد، به سبب رحمتش مى‌باشد»[٨]. حال پرسش اين است كه چگونه بين اين دسته از روايات و روايات پيشين مى‌توان جمع كرد؟

پاسخ: از مجموع روايات چنين استفاده مى‌شود كه اعراف داراى درجات و مراتب متفاوتى هستند كه امامان (ع) در بالاترين درجه آنان و شيعيانشان كه داراى اعمال صالح‌