ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - رهنمود رهبرى
كند. ما دو دشمن داريم: يك دشمن، دشمن درونى است؛ يك دشمن، دشمن بيرونى است. دشمن درونى خطرناك تر است. دشمن درونى چيست؟ دشمن درونى خصلت هاى بدى است كه ممكن است ما در خودمان داشته باشيم. تنبلى، نشاط كار نداشتن، نااميدى، خودخواهى هاى افراطى، بدبين بودن به ديگران، بدبين بودن به آينده، نداشتن اعتماد به خود- نه به شخص خود و نه به ملت خود و اما دشمن بيرونى اين- اينها بيمارى است. و اما هدف عبارت است از نظام سلطه بين المللى؛ يعنى همان چيزى كه به او مى گوييم استكبار جهانى. استكبار جهانى و نظام سلطه، دنيا را به سلطه گران و سلطه پذيران تقسيم مى كند. اگر ملتى بخواهد در مقابل سلطه گران از منافع خود دفاع كند، سلطه گران با آن ملت دشمنى مى كنند؛ روى او فشار مىآورند و سعى مىكنند مقاومت او را در هم بشكنند. اين، دشمن يك ملتى است كه مىخواهد مستقل و عزتمند، و آبرومند و پيشرفته بشود و زير بار سلطه گران نرود؛ اين دشمن بيرونى است. امروز مظهر اين دشمنى عبارت است از شبكه صهيونيسم جهانى و دولت كنونى ايالات متحده امريكا. من برنامههاى استكبار جهانى عليه ملت ايران را در سه جمله خلاصه مىكنم: اوّل جنگ روانى؛ دوم، جنگ اقتصادى؛ و سوم، مقابله با پيشرفت و اقتدار علمى. دشمنىهاى استكبار با ملت ما در اين سه قلم عمده خلاصه مىشود. البته اينها را بايد دستگاههاى تبليغاتى و رسانهها و شخصيتهاى سياسى بيشتر براى مردم توضيح بدهند. من اجمالًا سرفصل و خالصهاى از مطالب را به شما عرض مىكنم.
جنگ روانى يعنى چه؟ هدف جنگ روانى، مرعوب كردن است. كى را مىخواهند مرعوب كنند؟ ملت كه مرعوب نمىشود؛ توده عظيم مردم كه مرعوب نمىشوند. چه كسى را مىخواهند مرعوب كنند؟ مسئوالان را، شخصيتهاى سياسى را، به قول معروف خود ما، نخبگان را؛ اينها را مىخواهند مرعوب كنند. كسانى كه قابل تطميعند، آنها را مىخواهند تطميع كنند؛ اراده عمومى را مىخواهند تضعيف كنند؛ درك مردم از واقعيتهاى جامعه خودشان را مىخواهند تغيير دهند؛ هدف جنگ روانى اين است. يك نفر كه بيمار نيست، صد بار به او بگويند آقا! شما كسالت داريد، شما مريضيد، يك مقدار احساس بيمارى مىكند. به عكس، اگر كسى دچار بيمارى هم باشد، صد بار به او بگويند شماحالتان خوب است، احساس صحت مىكند. با تلقين مىخواهند واقعيتهاى كشور ما را درنظر ملت ما دگرگون كنند. ملت ما ملتى است بااستعداد، داراى قابليت، داراى ظرفيت، داراى ثروتهاى عظيم طبيعى؛ چنين ملتى مىتواند پيشرو باشد. دليلى ندارد كه اين ملت، نااميد باشد.
يك بخش از جنگ روانى دشمن، دامن زدن به اختالفات است. در داخل كشور ما اختالفات قومى، اختالفات مذهبى- شيعه و سنى- اختالفات جناحى، اختالفات صنفى و رقابتهاى صنفى را ترويج و تبليغ ميكنند.
در داخل، مزدوران و ايادياى هم دارند كه مقاصد آنها را در اينجا به شكل هاى گوناگون عمل ميكنند. من به همين مناسبت به عناصر سياسى داخلى هم، دوستانه نصيحت ميكنم؛ مراقب باشند، طورى حرف نزنند، طورى موضعگيرى نكنند كه به مقاصد دشمن در اين جنگ روانى كمك شود؛ به دشمن كمك نكنند. امروز هر كس كه مردم را نااميد كند و به خود، به مسئولين و به آينده بياعتماد كند، به دشمن كمك كرده. امروز هر كس كه به اختالفات دامن بزند- هر نوع اختلافاتى- به دشمن ملت ايران كمك كرده. كسانى كه قلم دارند، بيان دارند، تريبون دارند، جايگاهى دارند، بايد مراقب باشند؛ نبايد بگذارند دشمن از آنها استفاده كند. جنگ روانى دشمن، مهمترين بخش مبارزه دشمن با ملت ايران است.
جنگ اقتصادى هم يكى ديگر است. ميخواهند ملت ايران را از لحاظ مسائل اقتصادى در تنگنا قرار دهند. من عرض مى كنم ميدان براى تحرك اقتصادى ملت ايران باز است. با سياستهاى اصل ٤٤ كه ابالغ شد و دولت هم مجدانه دنبال اين است كه اينها را تحقق ببخشد و بايد هم دنبال كند، ميدان كار اقتصادى باز است؛ نه فقط براى افرادى كه ثروتمندند، حتى براى آحاد مردم. سال ٨٦ و شايد تا يكى دو سال بعد رويكرد دولت و رويكرد فعالان كشور بايد رويكرد اقتصادى باشد. ما مىتوانيم اقتصاد خودمان را شكوفا كنيم. تهديد مىكنند كه تحريم مىكنيم. تحريم نمىتواند به ما ضربهاى بزند. مگر تا حالا تحريم نكردهاند؟ ما در حال تحريم به انرژى هستهاى رسيدهايم.
در مورد مقابله با پيشرفت علمى هم يك نمونه مهمش همين مسئله انرژى هستهاى است. در گفتهها، در گفتوگوهاى سياسى و غيره مىگويند دولتهاى غربى با دارا بودن قدرت هستهاى در ايران موافق نيستند؛ خب نباشند. مگر ما براى به دست آوردن قدرت هستهاى از كسى اجازه خواستيم؟ مگر ملت ايران با اجازه ديگران وارد اين ميدان شده است كه بگويند ما موافق نيستيم؟ خب موافق نباشيد. ملت ايران موافق است و مايل است اين انرژى را داشته باشد.
من عرايضم را مىخواهم تمام كنم. اين توصيه هاى خادم ملت ايران است به ملت ايران. توصيه من اين است: اين شعارى كه ما امسال مطرح كرديم- يعنى اتحاد ملى و انسجام اسلامى- اين را رعايت كنيد. اتحاد ملى، يعنى يكپارچگى ملت ايران. انسجام اسلامى، يعنى ملت هاى مسلمان با هم همراه باشند. ملت ايران رابطه خود را با ملت هاى اسامى محكمتر كند. ما اگر بخواهيم اتحاد ملى و انسجام اسلامى تحقق پيدا كند، بايد بر اصولى كه بين ما مشترك است، تكيه كنيم. نبايد خودمان را سرگرم فروعى بكنيم كه مورد اختلاف است.
توصيه بعد اين است كه ملت عزيز ما، مخصوصا جوانان ما، اعتماد به نفس خودشان را از دست ندهند. جوانان عزيز! جوانان عزيز ملت ايران! شما مىتوانيد؛ ميتوانيد كارهاى بزرگ بكنيد، مىتوانيد كشور خود را به اوج اعتلاى و عزت برسانيد. اعتماد به نفس، اعتماد به مسئولين كشور، اعتماد به دولت، همان چيزى است كه دشمنان مىخواهند نباشد. دشمنان مىخواهند مردم به دولت- كه مسئوليت اداره امور كشور را دارد- بى اعتماد باشند؛ سعى كنيد اين نقشه دشمن را خنثى كنيد. ما بايد چشم هاى خودمان را باز كنيم. ما بايد به خدا متوسل باشيم، متذكر باشيم. ملت ايران ملت بزرگى است، ملت توانايى است، هدفهاى بزرگى دارد، راهى هم به سوى اين هدفها دارد كه مىتواند طى كند. من اميدوارم خداى متعال تفضلات خود را بر شما ملت ايران به طور مستمر ببارد؛ باران لطف خود را بر سر شما ببارد و انشاءالله امروز كه اول سال ٨٦ است، سرآغاز يك سال روز او پربركت براى مردم باشد.
پىنوشت:
برگرفته از پايگاه اينترنتى رهبر معظم انقلاب اسلامى:
Web http//: www. readel. ir
E- liam: ofni@ readel. ir