ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢ - «امور پرورشى» نسل نو و فرهنگ انتظار
«امور پرورشى» نسل نو و فرهنگ انتظار
آن روز كه دست و پاى معاونت و تشكيلات امور پرورشى و تربيتى از وزارت آموزش و پرورش كشور جمع شد، بسيارى دلشكسته شدند. برخى اين واقعه را به مثابه برچيده شدن بساط امر تربيت و پرورش از مدارس تلقى كردند. جمعى از گذشته ها ياد كردند و در رثاى بنيانگزاران آن سنت حسنه يعنى شهيدان «باهنر و رجايى» شعر سرودند و اشك ريختند و جملگى، اميد احياء آن جريان را در دل زنده نگه داشتند تا آن كه چرخش روزگار به مصداق:
به نوبتند ملوك اندرين سپنج سراى
كنون كه نوبت توست اى ملك به عدل گراى
بساط مخالفان و مغرضان را برچيد و ديگر بار قرعه به نام «احياى معاونت پرورشى و تشكيلات» آن زدند.
در پى اين اتفاق جمع كثيرى همچنان چشم به راه مانده اند تا شايد آب رفته به جوى بازگردد و امر مختل مانده تربيت و پرورش رسمى و قاعده مند رواجى دوباره بيابد.
نگارنده در اين مقال و اين مجال، قصد واكاوى و آسيب شناسى «امور پرورشى رسمى و مستقر در وزارت آموزش و پرورش- طى قريب به بيست و پنج سال اخير و بازپرسى و كندوكاو از سلسله عوامل مؤثر در فراز و فرود آن را ندارد امّا، با ذكر نكاتى چند، به عنوان يك معلم از قبيله اهل قلم، ضمن بزرگداشت و «ارج نهادن به مقام معلم به ويژه شهيدان عالى مقام و ارجمند «مطهرى، باهنر و رجايى» براى جمله اصلاحگران و احياگران سنت هاى نيكو سلام و دعا مى فرستد و براى همه آن ها آرزوى توفيق از پيشگاه حضرت صاحب الزمان (ع)، دارد.
صرف نظر از اغراض سياسى جماعتى كه كمر به انحلال اين نهاد پربركت بستند و تعطيل شدن دستگاه گسترده امور پرورشى در مدارس كشور را به منزله حذف مانعى فرا روى اهداف حزبى خود مى شناختند و تغيير و تبديل آن را با عنوان مقدمه سازماندهى جريانى نو و متفاوت در رويكرد و عملكرد فرض مى كردند، به دلايل مختلف نهاد امور پرورشى در سال هاى آخر از فعاليت خود، هجوم ضعف و فتور در اركان و بنا را به تجربه نشسته بود.
نمى توان فراموش كرد كه در سال هاى اوليه انقلاب شرايط و عوامل مختلفى در تأسيس و شكل گيرى اين نهاد مؤثر بود كه عناوين زير در زمره بخشى از اين عواملند:
١. شرايط تاريخى ويژه سال هاى اوليه پس از پيروزى انقلاب اسلامى
٢. رويكرد ويژه انقلاب و رهبرى انقلاب به امر تربيت و پرورش اسلامى كودكان و نوجوانان و مقدم فرض شدن امر تزكيه بر تعليم در فرهنگ دينى اسلامى
٣. تعلق خاطر مؤسسان اين نهاد درباره موضوع «تربيت و پرورش اسلامى جوانان» در چارچوب نظام آموزش رسمى.
٤. بروز ضرورت اصلاح و بازسازى بزرگ ترين سازمان آموزشى و پرورشى كشور كه مى توانست نقش عمده اى در حيات فرهنگى كشور و نسل نوپاى داشته باشد.
٥. بروز ضرورت انتقال «رويكردها و دريافت هاى فرهنگى انقلاب اسلامى» به نسل دوم و سوم، ... و خنثى سازى تأثيرات فرهنگى عصر پيشين.
از همين جا بود كه جمعى از مردان و زنان- عموماً جوان- در سطوح مختلف آموزش و پرورش عهده دار وظيفه پرورش و تربيت اخلاقى، اعتقادى و اجتماعى كودكان و نوجوانان شدند و در هيأت مربيان پرورشى راهى مدارس شدند.
نبايد از ياد برد كه آموزش و پرورش با ذخاير ارزشمند خود- مردان و زنان انقلابى- نقش مهمى در تأمين نيروهاى انسانى عموم سازمان ها و نهادهاى جمهورى اسلامى و به موازات آن جبهه و جنگ ايفا نمود. اين مردان و زنان با استفاده از مقدورات و امكانات اندك و عمدتاً متكى به عرق و انگيزه