ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - ٢ انتشار كتب مذهبى در كنار كتاب مقدس
انتخاب شد. اما زبان هندى تنها زبان رايج در اين سرزمين نبود، بلكه زبان فارسى به عنوان زبان ادبى، زبان مشترك در سراسر هندوستان و زبان محاكم اسلامى و دادگاه هاى قضايى بريتانياى كبير در هندوستان بود. نظر به اهميت زبان فارسى، مبلغان مسيحى كه در هندوستان فعاليت مى كردند، در صدد برآمدند براى پيشبرد مقاصد تبليغى خود، متن كتاب مقدس را به زبان فارسى ترجمه كنند و نسخه هايى از اين كتاب را درّه مردم هندوستان قرار دهند. مهمترين و فعالترين اختيار عام اين مبلغان هنرى مارتين بود. وى طى سفر به ايران كتاب عهد جديد- انجيل هاى چهارگانه- را ترجمه كرد و پس از مرگ او نيز اين ترجمهها با كمى اصلاحات سه بار تجديد چاپ شد و از حدود سال (١٢٤٣ ق) به مدت نيم قرن به عنوان تنها ترجمه از انجيل در اين سرزمين مورد استفاده قرار گرفت.
بيست و شش سال پس از ترجمه انجيل هنرى مارتين، يك مبلّغ اسكاتلندى به نام ويليام گلن(Glen William) كه مبل در قفقاز با هيأت تبليغى بازل همكارى مى كرد، كار ترجمه كتاب عهد عتيق را بر عهده گرفت. درواقع، كتاب عهد عتيق نيز يكى از ابزارهاى كار مبلغان مسيحى بود؛ چراكه با ورود به قرن نوزدهم (سيزدهم قمرى) و رشد آرا و عقايد عقل گرايانه، برخى مندرجات كتب مقدس مورد انتقاد قرار گرفت. بدين ترتيب و به قول گورنفلد- محقق آلمانى- اگر تاريخى بودن موضوع هاى اين دو كتاب مقدس مردود شمرده مى شد، مسيحيت نيز بى اعتبار تلقى مىگرديد. از اين جهت مبلغانى مانند گلن درصدد برآمدند با ترجمه نسخههايى از كتاب عهد عتيق كه در شرق موجود بود، هم درباره اين كتاب تحقيق به عمل آورند و هم ابزار تبليغ مبلغان را تكميل كنند. گلن، مزامير و كتاب امثال را نيز به فارسى ترجمه كرد. مبلغان منفرد، بازرگانان و نمايندگان سياسى كشورهاى اروپايى، اين دو كتاب و ديگر كتب و رسالات انجمن هاى تبليغى را پخش مى كردند.
سرانجام رابرت بروس پس از ورود به هندوستان و اقامت در ايران، در ترجمه كتاب عهد جديد هنرى مارتين و عهد عتيق گلن تجديدنظر به عمل آورد و آنها را دوباره تصحيح كرد. ترجمه جديد بروس از عهد جديد، از حدود سال ١٨٩١ (١٣٠٩ ق) تا به امروز آخرين ترجمه از اين كتاب است. بروس به سبب ترجمه اين دو كتاب، از سوى «انجمن انجيل براى بريتانيا در خارج» به عنوان نماينده انجمن در ايران انتخاب شد. پس از او نيز اين انجمن و انجمن تبليغى كليسا نمايندگانى را براى نظارت بر ترجمه كتب و ادعيه مذهبى به ايران فرستادند كه فعالترين آنها مبلّغى به نام تيزدال(Tizdall) بود.
مراكز اصلى انجمن تبليغى كليسا و انجمن انجيل براى بريتانيا در خارج، در تهران و اصفهان متمركز بودند و تقريبا در فاصله زمانى حدود صد سال- از آغاز تا پايان دوره قاجاريه ١٧٤١٢ جلد حاوى بخشهايى از تورات، بيست هزار جلد انجيل، شصت وچهارهزار جلد عهد جديد، به همراه عهد عتيق و مزامير را چاپ و براى استفاده عامه مردم در ايران منتشر كردند؛ حال آنكه در آن زمان تعداد جمعيت باسواد ايران از ده هزار نفر بيشتر نبود.
٢. انتشار كتب مذهبى در كنار كتاب مقدس
مبلغان مذهبى در سفرهاى تبليغى خود، همواره شمارى از كتب مذهبى را نيز به همراه داشتند و با تكيه بر مندرجات آنها موعظه مى نمودند. آنها پس از موعظه، نسخه اى از اين كتاب ها را به شنوندگان اهدا مى كردند تا در صورت لزوم با مطالعه آن به پاسخ سؤالات خود دست يابند. به عبارتى كتب و رسالات مذهبى مسيحى در تاريخچه فعاليت مبلغان مسيحى اهميت قابل توجهى داشتند و نگارش، چاپ و انتشار آنها از جمله فعاليت هاى اصلى هيأت هاى تبليغى مسيحى محسوب مى شد. دراين بين، تاليف كتاب هايى درباره زندگينامه مبلغان معروف و فعال در تاريخچه تبليغ مسيحيت نيز بخشى از اين فعاليت ها بود. بسيارى از مبلغان مسيحى اگر نمى توانستند در كشورهاى شرقى كتاب هاى مورد نظر خود را چاپ و منتشر كنند، آنها را در اروپا به چاپ مى رساندند. البته چاپ اين كتابها در داخل كشورهاى شرقى مورد تبليغ، بهتر و سياسى تر بود و لذا آنها علاقه بيشترى داشتند كه اين كار را در خود اين كشورها انجام دهند.[١]