ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - شرق شناسى و شرق شناسان
اطلاع رسانى صورت بگيرد. اين كارها كه متأسفانه انجام نمىشود و به نظرم نمىرسد اين بينش در سازمان ارتباطات وجود داشته باشد كه به اين سمت حركت بكند. بنابراين اگر منظور از «ما»، حكومت است بايد فضا را فراهم كرده و براى اين كار هزينه كند. اما در اين طرف ما به عنوان جامعه علمى كشور بايد يك برنامه ريزى هدايت شده سنجيده اى براى اين كار داشته باشيم. فكر مىكنيم خيلى كوتاه مدت ثمر خواهد داد. ولى بهتر است كه سنگينتر، بهتر و با هزينه كمتر و به شكل مناسبترى صورت بگيرد تا ضايعات نداشته باشد و كارهاى تكرارى انجام نشود. ما الان سراغ برخى از مستشرقان مىرويم كه واقعا در آن رده علمى شاخص نيستند. به طورى كه وقتى با او تماس مىگيريم و او را خيلى تحويل مىگيريم اصلا خودش هم تعجب مىكند كه چرا ما اين قدر او را تحويل مىگيريم چون اصلًا ما نمى دانيم كى به كى است؟ جايگاه آدمها نسبت به يكديگر چيست؟ چگونه بايد آنها را با يكديگر مقايسه كرد. البته اين را كه مىگويم نمىدانيم منظورم هم به طور مطلق نيست. بالاخره افرادى هستند كه اهل آگاهى اند و تعدادشان هم خوب است ولى اين جور نيست كه روشن باشد فلان فرد سخن اول را مى گويد. اين جور كارها انشاءالله بايد صورت بگيرد تا به نتيجه برسيم.
\* مهدويت در مطالعه شرقشناسان چه جايگاهى داشته است؟
البته در حال حاضر بنده در اين رابطه هم اطلاعات زيادى ندارم. عذر خواهى مى كنم. پاسخ به اين پرسش نيازمند مطالعه دقيق تر است ولى وقتى كه اصولا مطالعات شيعى پس از پيروزى انقلاب اسلامى آغاز شد يكى از مولفههايى كه به شدت مورد علاقه اينها و پرسش برانگيزت بود. به لحاظ اينكه يكى از شعارهايى شد، مقوله مهدوى كه در انقلاب اسلامى به طور گسترده مطرح شد، شعارهايى بود كه به گونه اى بر پيوند اين حركت با آن قيام رهايى بخش نهايى تأكيد مى كرد و روى آن انگشت مى گذاشت. البته پيش از آن بحث مهدويت به عنوان يك نگاه عمومى مورد توجه برخى از مستشرقان قرار گرفته بود. مثال وقتى جماعتى در «مهدويّون» مطرح بودند بحث شد كه اينها سودان به نام چه كسانى هستند؟ يا به گونهاى در مباحث وهابيت بحثهاى مربوط به مهدويت مورد عنايت بوده است و اين موضوع بحث غريب و ناشناختهاى نبوده است.
\* با تشكر از اينكه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد.
ادامه از صفحه ٣
شرايط تاريخى، اجتماعى و فرهنگى جارى (دهه سوم از انقلاب اسلامى) به هيچ روى مشابه با سالهاى اوليه انقلاب اسلامى نيست.
١. رويكرد صرف به گذشته و تجديد صورت ها (حتى با ادبيات و در قالب جديد) موجد هيچ جريان پايدار فرهنگى و تربيتى تأثيرگذار نيست.
٢. «آرمانخواهى» نهفته در جان و فطرت نوجوانان و جوانان، تنها با جرقه آرمانى فراگير با رويكرد به آينده مشتعل مى شود.
٣. فرهنگ متعالى مهدوى، آخرين تير تركش مستضعفان جهان است كه در خود و با خود همه پتانسيل و توان آرمان خواهانه را دارد به نحوى كه نه تنها موجب بروز» مصونيت از درون» مى شود بلكه همه توش و توان «نسل نو» را متوجه و متذكر آيندهاى مىسازد كه مىبايست براى نيل به آن «مجاهده» كند.
٤. جهان مستعد و مهياى خيزشى بزرگ شده كه در خود و با خود نطفه «انتظار و عشق مقدس» به مصلح كل را مى پرورد و گوش ها را مستعد شنيدن كلام قدسى منتظران حقيقى مى نمايد.
٥. انتظار متجلى در فرهنگ مهدوى، به منزله «عملى آگاهانه همراه با آمادگى و مجاهده در سطوح مختلف فكرى، اخلاقى و عملى براى ساختن آينده مطابق برنامه و نقشه الهى» است كه مىتواند تكيه گاه «احياى نهاد پرورشى و تربيتى» واقع شود. همان كه تا كنون مغفول مانده است. با بيان اجمالى موارد بالا، دستاندركاران عزيز امور پرورشى و تربيتى كشور را متذكر مى شويم كه قبل از بازسازى و احياى ساختمان و اتاق، پست و منصف، رديف سازمانى و بودجه در انديشه «احياى جان مايه و روح تربيت و تزكيه» يعنى» آرمان و فرهنگ مهدوى» باشند. امر مقدسى كه هر انسانى را وامى دارد تا با كمترين امكان، براى نيل به خيل منتظران وارد مجاهدهاى بيپايان شود. ديگر بار با گرامى داشت نام و ياد شهيدان و به ويژه «مطهرى، رجايى و باهنر» دعاگوى جمله احياكنندگان سنتهاى نيكو هستيم.
والسلام
سردبير