ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
دوم و ابزارهاى نظامى شوروى در طول جنگ سرد نمىرسند. چه چيز اسلامگرايان قابل مقايسه با ارتش سرخ، ارتش نازىها، گشتاپو، كا. گ. ب يا آشويتس است؟ با اين حال، عدهاى از تحليلگران، همينطور من، نگران اين هستند كه موضوع تا اين حد ساده نباشد.
در واقع شيوه عمل اسلامگرايان (طبق تعريف اسلامگرا به كسانى گفته مىشود كه خواهان زندگى با قوانين مقدس اسلام و شريعت هستند) ممكن است بهتر از ديكتاتورهاى پيشين باشد. حتى ممكن است پيروز شوند. به اين دليل كه سختافزار غرب به هر ميزان كه قوى باشد، درون نرمافزارش ويروسهاى كشنده بالقوه وجود دارند. لازم است به سه تاى آنها توجه كرد: صلح طلبى، بدبينى به حاكميت و خودبرتربينى.
صلح طلبى:
عقيدهاى در ميان تحصيلكردگان وجود دارد مبنى بر اين كه براى مشكلات حاضر «هيچ نوع راهحل نظامى وجود ندارد». اين قانون در مورد مسائل خاورميانه، لبنان، عراق، ايران، افغانستان، كردها، تروريسم و درگيرىهاى فلسطين و اسرائيل نيز به كار برده مىشود. اما از اين واقعيت كه در تاريخ معاصر راهحلهاى نظامى بسيارى وجود داشته چشمپوشى مىكند. شكستهاى متحدين در جنگ جهانى دوم، ايالات متحده در ويتنام يا شوروى در افغانستان جز راه حل نظامى چه بودند؟
بدبينى به حاكميت:
افراد زيادى در كشورهاى غربى- به خصوص ايالات متحده، انگليس و اسرائيل- دولتهاى خود را از عوامل شيطان مىدانند و به تروريسم به عنوان جزاى گناهان پيشين مىنگرند. باور به «ما دشمن را ديدهايم؛ او درون ماست» باعث شده تا رخوت و آمادگى براى واگذاردن سنتها و دستيافتهها جايگزين واكنشهاى تأثيرگذار شود.
دستهاى از غربيان از خود بيزار، به سبب نقش حساسشان به عنوان انديشهوران دانشگاهها، رسانهها، مؤسسات مذهبى يا هنرى اهميت بسيارى دارند. آنها همچون نيروهاى امدادى به اسلامگرايان كمك مىكنند.
خودبرتر بينى:
فقدان ابزارآلات نظامى مؤثر از جانب اسلامگرايان باعث مىشود بسيارى از غربىها، به خصوص مدافعان جناح چپ، نسبت به جنگ با آنها احساس حقارت كنند. جنگهاى مرسوم با همان سربازان يونيفرم پوش، كشتىها، تانكها و هواپيماها و با هدف جنگ براى سرزمين قابل درك است. اما جنگ نامتقارن با اسلام راديكال (طبق تعريف در جنگ نامتقارن تهديدهايى خارج از آنچه متداول است وجود دارد؛ همچون حملات انتحارى) قابل توصيف نيست. كمربندهاى انتخارى و استفاده از ابزارآلات ساده براى نبرد، درك اين موضوع را كه داريد با دشمن شايسته ابزار آلات خودتان مىجنگيد سخت مىكند. خيلى افراد به همين دليل دشمن را ناديده مىگيرند اما اسلامگرايان از ظرفيتهاى سهمگينى برخوردارند كه فراتر از اينهاست، از جمله:
\* دسترسى بالقوه به سلاحهاى كشتار جمعى كه مىتواند حيات غرب را نابود كند.
\* تمناى مذهبى خاص كه همنوايى عميقتر و استحكام بيشترى نسبت به ايدئولوژىهاى مصنوعى فاشيسم و كمونيسم دارد.
\* تشكيلات نهادينه، درونى شده، با تأمين مالى مطمئن و سازماندهى قوى كه با موفقيت اعتبار خود را حفظ نموده.
\* ايدئولوژى كه قابليت جذب مسلمانان مختلف از اقشار گوناگون را دارا است؛ از بىسواد تا دكتر، از يمنى تا كانادايى. اين جنبش از نظر جامعهشناسى در حد كمال است.
\* اسلوب غير جبرى- آنچه من اسلامگرايى قانونمدار مىنامم. در اين رويكرد روند مسلمان كردن افراد با آلات سياسى، مذهبى و آموزشى و بدون توسل به بىقانونىگرى و ارعابگرى دنبال مىشود. اسلامگرايى قانونمدار كارآمدى خود را در كشورهاى با اكثريت مسلمان، همچون الجزيره و كشورهاى با اقليت مسلمان، همچون انگلستان، به اثبات رسانده است.
\* كثرث نيروهاى سرسپرده. اگر اسلامگرايان ١٠ تا ١٥ درصد جمعيت مسلمان دنيا را تشكيل دهند، تعدادشان به ١٢٥ تا ٢٠٠ ميليون نفر بالغ مىشود يعنى بسيار بيشتر از همه فاشيستها و كمونيستهايى كه تاكنون وجود داشتند.
صلحطلبى، بدبينى به حاكميت و خودبرتر بينى، نبرد با اسلام راديكال را به درازا كشيده و باعث افزايش خسارات شده است. شايد بعد از تلفات انسانى و مالى فاجعهبار، غربيان متمايل به چپ بر اين مصيبت سه گانه فائق آيند و حقيقت واقعى اين تهديد را درك كنند. احتمالًا پس از آن جهان متمدن (!) است كه غالب مىشود؛ اما با غلبهاى ديرهنگام و هزينهاى گزاف.
اينكه آيا اسلامگرايان به فكر مىافتند و جلوى كشتار را مىگيرند و به مسير قانونمند، سياسى و مسالمتآميز رو مىآورند يا خير، قابل پيشبينى نيست.
پىنوشت:
١. منبع: اورشليم پست- ٢٧ دسامبر ٢٠٠٦