ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - ارمغان اسلام
و اعيان و اشرافى كه با همكارى دولت از گُرده ملت بار مىكشند، نجات بخشد.
آنها تأكيد مىكردند كه: ملت از وضع موجود ناراضى است و قطعاً با شما همكارى خواهد نمود و پادشاه و آلت فعلهايش همانند ببرهاى كاغذىاند و به هيچ وجه از پشتيبانى ملت بهرهمند نيستند.
فرمانده مسلمين به آنها قول مساعد داد و آنان به اسپانيا بازگشتند و در انتظار ارتش رهايىبخش اسلام، دقيقهشمارى مىكردند.
ارتش نجاتبخش اسلام
به دنبال اين مذاكرات، فرمانده مسلمين، «موسى بن نصير»، نامهاى به «وليد بن عبدالملك» زمامدار مسلمين نوشت و از او كسب تكليف نمود، او در آغاز مردّد بود سپس اجازه داد، امّا تأكيد كرد كه هر چه بيشتر با احتياط اقدام نمايد زيرا ممكن است خدعهاى دركار باشد.
موسى براى كسب اطلاعات بيشتر «طريف بن مالك» را با پانصدنفر به مناطق مرزى اسپانيا فرستاد پس از آن كه به گفته «ژوليان» اطمينان پيدا كرد «طارق بن زياد» برده آزاد شدهاش را با ١٢ هزار سرباز به سوى اسپانيا روانه نمود.
ارتش اسلام با راهنمايى و حتى كشتى اهدائى «كنت ژوليان» از «تنگه هركولس» كه بعداً به نام «جبلالطارق» فرمانده ارتش فاتح اسپانيا ناميده شد، عبور كرده و وارد اين سرزمين گرديد.[١] هنگامى كه «رودريك» پادشاه اسپانيا از ماجرا باخبر شد، با صدهزار سرباز در برابر آنها صفآرايى كرد اما رشادت سربازان اسلام كه با خطابه آتشين طارق و تاكتيك نظامىاى كه او به كار برده بود (كشتىها و آذوقه بيش از يك روز را آتشزده بود) سرمست شده بودند، و پيوستن بعضى از فرماندهان «رودريك» به ارتش اسلام و نارضايتى عمومى كه در ارتش او وجود داشت، همگى سبب شد كه ارتش صدهزار نفرى در برابر ارتش دوازده هزار نفرى شكست بخورد و رودريك در جنگ كشته شود و ارتش اسلام بدون مانع شروع به پيشروى نمايد. هنگامى كه موسى از پيروزى طارق با خبر شد خود نيز با بيستهزار سرباز از ناحيه مشرق اين كشور حمله كرد و به طارق پيوست و در مدتى بسيار كوتاه تمام اسپانيا تحت نفوذ حكومت مركزى اسلام درآمد.
«گوستا ولوبون» در اين باره مىنويسد: «اين فتح با نهايت سرعت انجام گرفت، تمام شهرهاى بزرگ، دروازهها را بر روى اين سپاه فاتح گشودند و مانند قرطبه، مالقه، غرناطه، طليطله شهرهايى بدون مزاحمت فتح شده به تصرف مسلمين درآمدند»[٢].
موسىبن نصير تصميم داشت از «جبال پيرنه» كه مرز ميان فرانسه و اسپانيا است عبور نمايد تا فرانسه، آلمان و ايتاليا را فتح كند و از آن را به قسطنطنيه و از آن جا به شام برگردد و به اين ترتيب تمام اروپا راه به تصرف اسلام درآورد ولى متأسفانه خليفه خود خواه و نادان وقت در چنين لحظات حساس، او و طارق را به شام احضار كرد و نگذاشت اين آرمان مقدس تحقق يابد.[٣]
ارمغان اسلام
هنگامىكه سرتاسر اسپانيا به تصرف اسلام درآمد و حكومت اسلامى در آن اسقرار يافت، وضع اين كشور به كل دگرگون شد، نظام طبقاتى از بين رفت، برابرى و برادرى جايگزين آن گرديد؛ يهوديان و مسيحيان و مسلمين در كنار هم برادرانه زندگى مىكردند و اقليتهاى مذهبى در اظهار عقيده و انجام مراسم مذهبى آزادى كامل داشتند.
تمام كوشش مسلمين از آن روز، ريختن شالوده يك تمدن بزرگ و مبارزه با فقر و جهل بود كه در طول هشتصد سالى كه مسلمين در آن جا حكومت مىكردند به قدرى از خود آثار گرانبها گذاشتند كه هنوز هم بهترين آثار ديدنى اسپانيا مخصوص دوران اسلامى است.
گوستاولوبون مىنويسد: «مسلمين در طول چند قرن، كشور اندلس را از نظر علمى و مالى به كلى منقلب نموده و آن را تاج افتخارى بر سر اروپا قرار داده بودند؛ و اين انقلاب نه تنها در مسائل علمى و مالى بلكه در اخلاق نيز بوده است»[٤] ولى بعداً عواملى كه اكنون جاى شرح آن نيست سبب گرديد كه اين سرزمين اسلامى كه به قول «لين پول»: «مركز تمدن و كانون علم، هنر و دانش بود»[٥] به دست مسيحيان افتد و جناياتى در آن پديد آيد كه نقل آن، روح انسانيت را آزار مىدهد!
پىنوشتها:
[١]. اطلس تاريخ اسلامى؛ جغرافياى كامل جهان؛ نگاهى به تاريخ جهان، ج ١.
[٢]. تاريخ سياسى اسلام، ج ١، ص ٣٧٦.
[٣]. تمدن اسلام در غرب، ص ٣٢٩.
[٤]. تاريخ سياسى اسلام، ج ١، ص ٣٦٩.
[٥]. الدعوه الى الاسلام، ص ١٥٤.
[٦]. تاريخ سياسى اسلام، ج ١، صص، ٣٧٧- ٣٦٨؛ تمدن اسلام و عرب، صص ٣٣٣- ٣٣٠، فتوح البلدان بلاذرى، ص ٢٣٩.
[٧]. تمدن اسلام و عرب، صص ٣٣١- ٣٤٥.
[٨]. تمدن اسلام و عرب، صص ٣٣١- ٣٤٥.
[٩]. تاريخ سياسى اسلام، ج ١، ص ٣٧٢.
[١٠]. نگاهى به تاريخ جهان، ج ١، ص ٤١٨.