ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - امام مهدى در قرآن
مكرم اسلام (ص) و ضمير «قبل موته» به اهل كتاب برمى گردد. طبق اين تفسير، همه يهود و نصارا در لحظه مردن، به حقيقت نبوت رسول اكرم (ص) پى برده و ايمان مى آورند، ولى اين ايمان براى آنها سودى ندارد؛ زيرا در آن لحظه، زمان تكليف سپرى شده است. دو روايت در تفسير طبرى آمده كه آيه مورد بحث را چنين تفسير كرده اند.[١]
دسته چهارم، جمع بين روايات دسته يكم و دوم: سيوطى در الدر المنثور روايتى از شهر بن حوشب نقل كرده كه مضمون آن شامل روايات دسته اول و دوم مى باشد. طبق اين روايت، يهوديان و مسيحيانى كه بين دو مقطع زمانى به آسمان رفتن حضرت مسيح (ع) و فرود آمدنش از آسمان زندگى مى كنند، در هنگام مرگشان به آن حضرت ايمان مى آورند كه اين ايمان براى آنها فايده اى در بر ندارد، ولى آنهايى كه پس از فرود آمدن عيسى (ع) از آسمان زندگى مى كنند، در زمان حياتشان به او ايمان مى آورند. ترجمه اين روايت به شرح ذيل است:
ابن منذر از شهر بن حوشب روايت كرده كه گفت: حجاج به من گفت: اى شهر آيه اى است از كتاب خدا كه هيچ بار آن را نخواندم مگر آن كه در دلم اعتراضى وارد شد و آن آيه: «وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ» است؛ زيرا اسيران جنگى يهودى و مسيحى را مى آورند من گردنشان را مى زنم ولى نمى شنوم كه در دم مرگ چيزى بگويند. من به حجاج گفتم: آيه را آن طور كه بايد براى تو توجيه نكرده اند. يك فرد نصرانى وقتى روحش از تنش بيرون آيد، ملائكه با سيلى از پشت و از رويش مى زنند و مى گويند: اى خبيث! تو تا در دنيا بودى مى پنداشتى كه مسيح يا خدا و يا پسر خدا و يا خداى سوم است، در حالى كه او بنده خدا و روح او و كلمه او بود؛ شخص مسيحى چون اين را مى شنود ايمان مى آورد؛ اما در زمانى كه ايمان آوردن سودى ندارد. يك فرد يهودى نيز وقتى روحش از كالبدش بيرون مى آيد، ملائكه او را از پشت و رو با لگد وسيلى مى زنند و به او مى گويند: اى خبيث! تو بودى كه مى پنداشتى مسيح را كشته اى؟ او بنده خدا و روح او بود. مرد يهودى به مسيح ايمان مى آورد، اما در لحظه اى كه ايمان سودى ندارد. اين جريان همچنان در مورد فرد فرد يهود و نصارا جارى است تا زمان نازل شدن عيسى (ع) برسد؛ در آن زمان از اهل كتاب هر كه زنده باشد و هر كه مرده باشد به وى ايمان مى آورد. حجاج پرسيد: اين مطلب را از كجا به دست آورده اى؟ گفتم: از محمد بن على، گفت: آرى، از معدنش گرفته اى. شهر سپس اضافه مى كند به خدا سوگند من اين جريان را جز از ام سلمه نشنيده بودم ولى براى اين كه جگر حجاج را بسوزانم به دروغ گفتم: من آن را از محمدبن على شنيدم.[٢]
بررسى تطبيقى روايات فريقين
در مورد روايات تفسيرى شيعه كه در ذيل آيه مورد بحث، نقل شده است بايد بگوييم تنها دسته اول اين روايات كه مراد از آيه را حضرت عيسى (ع) مى دانست با سياق آيات قبل، مطابقت دارد. بنابراين، روايات دسته دوم تا پنجم كه منظور از آيه شريفه را ايمان آوردن اهل كتاب به پيامبر اكرم (ص) و امير مؤمنان (ع) و يا اقرار اولاد فاطمه به امامت امام خويش مى دانند، نمى توانند به عنوان تفسير آيه شريفه به شمار آيند؛ زيرا قبل از اين آيه، سخنى غير از حضرت عيسى (ع) در ميان نيست. علامه، طباطبايى نيز معتقد است اين روايات، نخواسته اند آيه شريفه را تفسير كند بلكه ايمان آوردن به رسول خدا (ص) يا امير مؤمنان (ع) را نيز مصداقى از ايمان آوردن به عيسى (ع) معرفى كرده اند. بنابراين غرض از اين روايات، تطبيق [مصداقى بر مصداق ديگر] است و مسئله تطبيق در روايات شأن نزول، فراوان به چشم مى خورد.[٣]
از بين روايات تفسيرى فريقين كه ذيل آيه ١٥٩ سوره نساء نقل شده آنچه كه در مورد امام مهدى (ع) است رواياتى است كه به نازل شدن حضرت مسيح (ع) از آسمان پس از ظهور حضرت مهدى (ع) مربوط مى شود. بنابراين، تنها دسته اول روايات فريقين يعنى آنهايى كه ضمير «به» و «قبل موته» را به حضرت عيسى (ع) برمى گرداند، مربوط به بحث ماست. تعداد اين روايات در منابع روايى اهل سنت زياد است چنان كه در تفسير طبرى شانزده روايت از صحابه و تابعين در اين باره ذكر شده است. اما، در تفاسير روايى شيعه تنها يك روايت در اين زمينه وجود دارد كه همان روايت «شهربن حوشب» است كه نقل شد.
نكته قابل ذكر اين است كه دسته اول روايات تفسيرى اهل سنت همگى «موقوف» مى باشند و روايت موقوف جزء روايات ضعيف برشمرده شده است؛ اما ضعف سند اين روايات توسط ظهور و سياق آيات قبل كه مفاد اين روايات را تأييد مى كند، جبران مى شود. همچنين متعدد بودن اين روايات- چنانكه شانزده روايت در تفسير طبرى نقل شده است- نيز تأييد ديگرى بر جبران معصوم-