ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - غيبت و ديدگاه ها
را نزديك مىسازد.
حجتالاسلام ناصرى نيز نقش مردم و حتى شيعيان و دوستان اهل بيت (ع) را در حدوث و استمرار غيبت بسيار زياد مىداند و در اين راستا بر ضرورت رازدارى شيعيان تأكيد مىورزد. وى با توصيهاى كه در پايان صحبتهاى خود به مخاطبان مىكند به طور غيرمستقيم ما را متوجه اين حقيقت تلخ مىكند كه متأسفانه ما شيعيان و دوستداران امام زمان (ع) چنان ايشان را فراموش كردهايم كه حتى در امور شخصى و مشكلات فردى خودمان هم سراغى از حضرت
نمىگيريم و به اين موضوع توجه نداريم كه حضرت ملجأ و پناهگاهى است كه ممكن نيست كسى از آن دست خالى برگردد و حاجتش روا نشود.
حجتالاسلام جعفر ناصرى: نقش مردم در حدوث غيبت بسيار زياد است هم از حيث ظلمها و ستمهايى كه نسبت به ايشان روا داشته و آنها را شهيد مىكردهاند و هم كمكارىها و قدرناشناسىهاى دوستان و شيعيان در زمان حضور آن حضرات.
فكر مىكنيد در طول مدت حيات و حضور اهل بيت (ع) چند نفر نسبت به امام و امامت به مقام يقين رسيده بودند و چند نفر از وجود نورانى ايشان بهره مىبردند؟ تعداد اين افراد بسيار كم بود و طبيعى است در چنين شرايطى كه آكنده از قدرناشناسى است زمينه براى بروز غيبت فراهم مىشود.
علاوه بر اين مورد كه شايد يكى از دلايل اصلى غيبت باشد، مسئله افشاى سرهم يكى ديگر از نقشهاى مردم در حدوث غيبت بوده است و روحيه ناتوانى در حفظ و نگهدارى اسرار و افشاى آنها زمينه مناسبى براى غيبت فراهم آورده است. امام صادق (ع) فرمودند: شتاب نكنيد. به خدا سوگند اين امر نزديك شده بود، چون آن را افشا كرديد به تأخير
افتاد.[١]
شايد آمدن فرج و حكومت آل محمد (ص) در ظرف علم الهى مىتوانسته به يكى ديگر از ائمه (ع) تعلق بگيرد ولى عدهاى تحمل پذيرش آن را نداشته و افشاى سر كردهاند. اين مشكل الآن هم وجود دارد و افراد غيرمتخصص هر از چند گاهى با خواب و خيالاتى اذهان مردم عوام را به خود متوجه مىكنند. در حالى كه در روايات ما بسيار تأكيد شده هر كسى وقتى براى ظهور تعيين كرد او را تكذيب كنيد. اين نكته را هم بايد در اينجا متذكر شوم كه افشاى سر آن قدر اهميت دارد كه حتى اگر كسى سر حقى را افشا كند ممكن است باعث تأخير در ظهور شود.
نقش ديگرى كه مردم در استمرار غيبت داشتهاند ترك دعا براى تعجيل فرج است. اگر مملكت شيعه همه دست به دست هم مىدادند و جمعهها و يا حتى جمعهاى به بيابان مىرفتند و با فراغت بال و توجه كامل به خداوند متعال براى فرج دعا مىكردند، ظهور نزديك مىشد. واقعاً عجيب است كه حتّى پس از پيروزى انقلاب هم ما به اين فكر نيفتادهايم كه براى توبهاى صادقانه همانگونه كه در امتهاى پيشين و صدر اسلام رسم بوده به بيابان برويم و پس از توبه، فرج ايشان را از خداوند طلب كنيم و با اين كار اسباب خشنودى حضرت را فراهم آوريم.
حضرت مهدى (ع) خود فرمودند: و أكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فإن ذلك فرجكم. يعنى حتى اگر براى مشكلات شخصى خودتان هم ناراحتيد، فرج حضرت را بخواهيد كه فرج واقعى شيعه در ظهور است و آنگاه شيعه و كل بشريت از تمام مشكلاتش خلاصى مىيابد. البته اين در هيچگاه بسته نيست و هر وقت هر فرد و قوم و مملكتى كه دچار مشكل شود تنها راه باقيمانده در پيش روى آنها، استغاثه به حضرت است اگر توجه داشته و فراموش نكرده باشيم.
راستى آيا تا به حال فكر كردهايد كه نقش شما در اين ماجرا چقدر بوده و آيا در حدى كه توان داشتهايم براى رفع غيبت تلاش كردهايم؟ آيا از نظر امام زمان (ع) ما هم در زمره همانها هستيم كه نسبت به ايشان حتى به اندازه يك ليوان آب به هنگام تشنگى احساس نياز نمىكنند؟ آيا ...
والسلام
پىنوشتها:
[١]. در زيارت جامعه به ايشان خطاب ميكنيم: و عادتكم االحسان و سجيتكم الكرم.
[٢]. فطرت منجى خواهى و خداجويى در همه انسانها وجود دارد ليكن ممكن است عده اى در تعيين مصداق دچار اشتباه بشوند.
[٣]. محمدى رى شهرى، محمد، ميزان الحكمه، ج ١، ص ٢٢٨.
[٤]. مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٣٢١ و محدث نورى در جنةالمأوى.
[٥]. كلينى، كافى، ج ١، ص ٣٣١.
[٦]. همان، ص ٣٦٣.
[٧]. مجلسى، همان، ج ٥٢. ص ٩٠.
[٨]. طبرسى، احتجاج، ج ٢، ص ٩٢.
[٩]. كلينى، همان، ج ١، ص ٣٣٧.
[١٠]. سليمان، كامل، يوم الخالص، ص ٩٢.