ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - منتظران دروغين
نداشته اند و در مدينه از آنان اثرى نيست.
و) فريب
يكى از حركات يهود، توطئه براى شخص پيامبر (ص) و خدشه در دين و ايمان آن حضرت بود و گمان مى كردند مى توانند او را هم فريب داده يا تطميع كنند. از اين رو جمعى از بزرگان آنان گفتند بياييد پيش او برويم شايد بتوانيم او را بفريبيم و از دينش منحرف سازيم چون او هم بشرى بيش نيست. پس حضور آن حضرت آمده گفتند ما بزرگان و علماى يهود هستيم و اگر از تو پيروى كنيم همه يهود به تو مى گروند و با ما مخالفتى نخواهند كرد تنها شرط آن، اين است كه ميان ما و گروهى ديگر كه نزاعى وجود دارد، داورى كنى و به سود ما حكم دهى. آن گاه به تو ايمان خواهيم آورد و تصديقت خواهيم كرد. اما پيامبر (ص) از اين كار روى گرداند. گفته شده آيه ٤٩ سوره مائده درباره اين توطئه سخن گفته و پيامبر (ص) را از پيروى فتنه جويان برحذر داشته است.[١]
پى نوشت ها:
[١]. سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥٦٢.
[٢]. أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا؛ آيا نديدى كسانى كه بهره اى از كتاب (مقدس) دارند به بت و بت پرستان اعتقاد پيدا مى كنند و به كافران مى گويند از مؤمنان هدايت يافته تريد.»
[٣]. التبيان، ج ٣، ص ٢٢٣؛ مجمع البيان، ج ٢، ص ٩٢؛ درالمنثور، ج ٢، ص ٥٢٥؛ البته مورخان، نزول آيه را درباره ابورافع و ديگر يهوديانى مى دانند كه به منظور دعوت از قريش براى جنگ احزاب به مكه رفتند، ولى مفسران مى گويند كعب بن اشرف و جمعى از يهوديان پس از نبرد احد به مكه رفتند تا براى دشمنى با رسول خدا با مكيان پيمان ببندند. پس از اين خواهيم گفت كه حضور كعب ميان كفار و پيمان شكنى اش باعث قتل او از سوى مسلمانان شد.
[٤]. روز بعاث يادآور جنگ جاهلى ميان اوس و خزرج است كه در آن اوسيان پيروز شدند.
[٥]. سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥٥٦.
[٦]. تفسير آيات ٩٩ آل عمران به بعد.
[٧]. مانند تغيير لفظ «حطه»، به تفسير آيات ٥٩ بقره و ١٦٤ اعراف مراجعه كنيد.
[٨]. سوءاستفاده از كلمه «راعنا» و تغيير كلمه سلام.
[٩]. مجمع البيان، ج ١، ص ٢٨٦ و ٢٩٢.
[١٠]. «وَقالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ».
[١١]. مجمع البيان، ج ١، ص ٧٧٤؛ درالمنثور، ج ٢، ص ٢٢٨؛ سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥٥٣.
[١٢]. يعنى يهوديان به كمك يكديگر مى گفتند: چنين كنيد تا مسلمانان از دين خود برگردند و به آيين شما بگروند.
[١٣]. آشنايى با اديان بزرگ، ص ١٠٨.
[١٤]. انساب الأشراف، ج ١، ص ٣١٩؛ التفسير الكبير، ج ٢، ص ٢٥٨؛ مجمع البيان، ج ١، ص ٧٧٤.
[١٥]. الميزان، ج ٣، ص ٢٩٦ و ٣١٣.
[١٦]. سيرة ابن هشام، ج ١، ص ٥٥٧؛ جامع البيان، ج ٣، ص ٧١.
[١٧]. لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ؛ اهل كتاب يكسان نيستند، در ميان آنان افرادى هستند كه حق را به پا مى دارند و آيات الهى را در دل شب مى خوانند و سجده مى كنند.
[١٨]. همان.
[١٩]. تاريخ خليفه، ص ١٩؛ دلائل النبوه، ج ٢، ص ٥٢٦.
[٢٠]. المغازى، ج ١، ص ٥٠٣.
[٢١]. الاصابة، ج ٤، ص ١١٨.
[٢٢]. مجمع البيان، ج ١، ص ٨١٥.
[٢٣]. سيرة ابن هشام، ج ١، ص ٥٠٧؛ تاريخ الطبرى، ج ٢، ص ١١٧.
[٢٤]. الطبقات الكبرى، ج ٨، ص ١٦٣.
[٢٥]. مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً ...؛ كيست كه به خدا وام نيكو دهد تا خداوند آن را براى او چندين برابر كند. «آيات ٢٤٥ بقره و ١١ حديد.»
[٢٦]. مجمع البيان، ج ١، ص ٨٩٨؛ التبيان، ج ٣، ص ٦٥ و التفسيرالكبير، ج ٣، ص ٤٤٦. ابن اسحاق روايت دوم را با تفصيل بيشترى نقل كرده ولى حرفى از نامه پيامبر (ص) نزده است (سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥٥٩).
[٢٧]. سوره نساء (٤)، آيه ٣٧.
[٢٨]. سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥٦٠.
[٢٩]. الميزان، ج ٤، ص ٣٦٦.
[٣٠]. راغب «كتمان» را پنهان كردن سخن معنا كرده و در عين حال با اشاره به آيه مورد بحث مى گويد «كتمان الفضل هو كفران النعمة و لذلك قال بعده اعتدنا للكافرين عذاباً اليماً» (مفردات، ص ٤٤٣).
[٣١]. مجمع البيان، ج ٢، ص ٧٣.
[٣٢]. التبيان، ج ٣، ص ١٩٦؛ التفسير الكبير، ج ٤، ص ٧٨؛ ديگر مفسران هم روايات متعددى درباره اين داستان و نزول آيه درباره آن نقل كرده اند. (جامع البيان، ج ٤، ص ١٢١؛ درالمنثور، ج ٢، ص ٥٠٤).
[٣٣]. التفسير الكبير، ج ١٠، ص ٤٦٩.
[٣٤]. مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا.
[٣٥]. تفسير نمونه، ج ٤، ص ٣١٣.
[٣٦]. التبيان، ج ١، ص ٣٨٩؛ مجمع البيان، ج ١، ص ٤٣٤.
[٣٧]. التفسير الكبير، ج ١، ص ٦٣٥؛ تفسير نمونه، ج ١، ص ٣٨٤ به نقل از ديگر تفاسير.
[٣٨]. بقره (٢) آيه ١٠٤.
[٣٩]. سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥٦٠.
[٤٠]. «سام» خستگى و مرگ معنا شده است.
[٤١]. وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ؛ وقتى نزد تو مى آيند آن گونه سلام مى كنند كه خداوند نگفته است.
[٤٢]. مجمع البيان، ج ٥، ص ٣٧٦؛ جامع البيان، ج ١٤، ص ١٩.
[٤٣]. الميزان، ج ١٩، ص ١٩٢، ١٩٤ و ١٩٨.
[٤٤]. در المنثور، ج ٨، ص ٧٧.
[٤٥]. صحيح مسلم، ج ٢، ص ٣٤٤؛ صحيح بخارى، ج ٧، ص ١٣٣.
[٤٦]. مجمع البيان، ج ٥، ص ٣٧٥.
[٤٧]. تفسير القمى، ج ٢، ص ٣٥٥.
[٤٨]. سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥٦٨؛ مجمع البيان، ج ٢، ص ٣٢٨.
[٤٩]. سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥٦٧؛ جامع البيان، ج ٤، ص ٣٧٠؛ درالمنثور، ج ٣، ص ٩١؛ اين آيه در ميان مجموعه آياتى است كه گفته مى شود درباره يهود نازل شده و پيش تر به برخى از آن ها اشاره شد.
\*\*\*
كفعمى (ره) در كتاب المصباح دعاى شريفى از مواليمان امام زمان (ع) نقل كرده است كه در برخى روايات درباره آن گفتهاند: هر كس اين دعا را هميشه بخواند، با امام عصر (ع) محشور خواهد شد.[٢] متن دعاى يادشده به شرح زير است: يا نورالنور، يا مدبر الامور، يا باعث من فى القبور، صلى على محمد و آل محمد و اجعل لى و لشيعتى من الضّيق فرجاً و من الهمّ مخرجا و أوسع لنا المنهج و أطلق لنا من عندك ما يفرّج و افعل بناماً أنت أهله يا كريم.
اى روشنيبخش روشنيها؛ اى تدبيركننده كارها؛ اى كسى كه تمام مردگان درون قبرها را برميانگيزى؛ بر محمد و آل محمد درود بفرست، و گشايشى براى من، و پيروان من فراهم كن تا از اين تنگنا رها شويم، و از اندوهها به درآييم؛ و مسير و راه ما را وسيع گردان، و از نزد خودت به گونهاى براى ما رهايى مقرر كن كه گشايشى در تمام امورمان حاصل شود؛ و آنگونه كه تو سزاوارش هستى- اى بزرگوار؛- با ما رفتار كن.[٣]
پىنوشتها:
[١]. منتخبالاثر، ص ٥٢١؛
[٢]. المصباح، ص ٤٠٧؛ جنات الخلود، ص ٤١، ضياءالصالحين، ص ٥٣٣.