ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - ج- روايات تفسيرى
محمد (ص) است ... برترين اوصيا، وصى محمد (ص) مىباشد ... برترين شهدا، حمزةبن عبدالمطلب و جعفربن ابىطالب هستند ... [همچنين] دو سبط (پيامبر) حسن (ع) و حسين (ع) [جزو برترينهاى روز قيامتاند] و مهدى (ع) كه خداوند او را از اهل بيت قرار داده است [هفتمين آنهاست] سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ...».[١]
روايات تفسيرى اهل سنت
روايات تفسيرى اهل سنت درباره آيه مورد بحث به دو دسته تقسيم مىشوند:
دسته يكم، روايات شأن نزول آيه: روايات شأن نزول آيه شريفه، در منابع روايى فريقين تقريباً يكسان و به يك شكل نقل شده است.[٢]
دسته دوم، تأويل آيه درباره اهل بيت (ع): چهار روايت در اين زمينه در كتاب شواهد التنزيل آورده شده كه به نقل يكى از آنها اكتفا مىكنيم:
حذيفة بن يمان گفت:
روزى بر رسول خدا (ص) وارد شدم كه آيه «أُولئِكَالَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ...» نازل شد حضرت آن را بر من قرائت كرد. آنگاه گفتم: اى پيامبر خدا- پدر و مادرم به فدايت- اينان كيانند؟ همانا من خداوند را نسبت به ايشان پرمهر و محبت يافتم. فرمود: اى حذيفه مراد از «نبيين» كه خدا آنها را گرامى داشته است، من هستم؛ من اولين در نبوت و آخرين آنها در مبعوث شدن مىباشم. منظور از «صديقين» علىبن ابىطالب است. هنگامى كه خدا مرا به رسالت مبعوث كرد او اولين تصديقكننده من بود. مقصود از «شهدا» حمزه و جعفر، مراد از «صالحين» حسن و حسين دو آقاى جوانان بهشت و منظور از «حسن أولئك رفيقا» مهدى در زمان [ظهورش] است.[٣]
بررسى تطبيقى روايات فريقين
صرف نظر از روايات شأن نزول، ساير روايات تفسيرى در منابع روايى فريقين، تأويل آيه مورد بحث را درباره ائمه هدى (ع) مطرح كردهاند؛ ليكن رواياتى كه مربوط به اهل سنت مىشوند تنها در كتاب شواهد التنزيل حاكم حسكانى نقل شدهاند؛ اما با توجه به اينكه تعداد اين روايات، چهار روايت مىباشد مىتوان به اين روايات اعتماد كرد.
در متن روايات دسته دوم، تأويل عبارت «وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» بر امام مهدى (ع) بعيد مىنمايد؛ زيرا اين عبارت، وضعيت رفاقت و همدمى مصاديق آيه را تبيين مىكند و لذا در ظاهر به مهدى (ع) مرتبط نيست؛ اما احتمال دارد منظور اين باشد كه در دوران رجعت يعنى پس از ظهور آن حضرت اين رفاقت و همدمى محقق شود چنانچه دو روايت از روايات ياد شده نيز تصريح به «مهدى در دوران ظهورش» دارند.
همچنين افضليت و برترى امام حسن و امام حسين (ع) بر حمزه و جعفر در بين شيعه قطعى است؛ اما تقدم ذكر نام آن دو بر حسنين (ع) در اين روايات، دليل بر برترى حمزه و جعفر نيست بلكه چون در زمان صدور اين روايات، حسنين (ع) شهيد نشده بودند بنابراين لفظ «الشهداء» بر حمزه و جعفر اطلاق شده است.
در مورد سند روايات شواهد التنزيل بايد بگوييم روايات اول و سوم، مسند[٤] و دو روايت ديگر موقوف مىباشند. يكى از اين روايات، نبوى است، دو روايت از ابن عباس و يكى از حذيفة بن يمان نقل شده و در سه روايت، تصريح به نام مقدس مهدى (ع) شده است.
روايات تفسيرى هشتگانه شيعه- مطابق آنچه در تفسير برهان نقل شده است[٥]- شامل چهار روايت مسند، سه روايت مرسل[٦]، يك روايت موقوف و يك روايت مفرد[٧] مىباشند.
در مجموع دلالت روايات تفسيرى فريقين مبنى بر تأويل آيه مورد بحث درباره ائمه معصومين (ع) روشن و واضح است و ظهور آيه شريفه نيز آن را تأييد مىكند. همچنين مسند بودن شش روايت از روايات فريقين نيز مؤيد ديگرى بر صحت اين تأويل است.
٢. آيه ١٥٩ سوره نساء
خداوند سبحان مىفرمايد:
وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً.
و از اهل كتاب، كسى نيست مگر آنكه پيش از مرگ خود، حتماً به او ايمان مىآورد و روز قيامت [عيسى نيز] بر آنان شاهد خواهد بود.
روايات تفسيرى شيعه
رواياتى كه در منابع شيعى ذيل آيه ١٥٩ نساء وارد شده است به پنج دسته تقسيم مىشوند:
دسته يكم، ايمان اهل كتاب به عيسى (ع) در لحظه مرگ: يك روايت در منابع شيعه وجود دارد كه مرجع هر دو ضمير «به» و «قبل موته» را حضرت عيسى (ع) مىداند. بنابراين معناى آيه شريفه چنين خواهد بود: «و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اين كه قبل از مرگ عيسى (ع) به او ايمان مىآورد».
اين روايت، مؤيد كسانى است كه مىگفتند: عيسى (ع) هنوز زنده است و از دنيا نرفته و پس از ظهور حضرت مهدى (ع) از آسمان فرود مىآيد و همه يهود و نصاراى موجود در آن روز به او ايمان مىآورند. روايت يادشده در تفسير قمى بدين صورت نقل شده است:
شهر بن حوشب مىگويد: حجاج به من گفت: اى شهر، يك آيه از قرآن مرا گيج كرده، نمىفهمم معنايش چيست؟ پرسيدم: اى امير