ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - ج- روايات تفسيرى
دو اصل است: ١. ابتداى امر، كه واژه اول، به معناى ابتدا از اين اصل است؛ ٢. انتهاى امر، تأويل كلام به معناى عاقبت و سرانجام كلام، از اين باب است.[١]
ابن اثير در نهايه، بعد از ذكر معناى رجوع براى اول، مىنويسد: مراد از تأويل، برگرداندن ظاهر لفظ از معناى اصلى است، به معنايى كه دليلى بر آن قائم است، كه اگر آن دليل نباشد، نبايد از معناى ظاهرى لفظ دست كشيد.[٢]
با توجه به آنچه از كتب لغت نقل شد، مجموعاً چهار معنا براى تأويل ارايه شده است:
١. مرجع و عاقبت؛ ٢. سياست كردن؛ ٣. تفسير و تدبير؛ ٤. انتقال از معناى ظاهرى لفظ به معناى غيرظاهر.
در ميان معانى چهارگانه مذكور، آنچه مىتواند در تأويل كلام كاربرد داشته باشد، معناى اول، سوم و چهارم است و معناى دوم به تأويل كلام ارتباطى ندارد.
٢- ٢ معناى اصطلاحى تأويل: اين واژه هفده مرتبه، در هفت سوره و پانزده آيه از قرآن كريم به كار رفته است.
اين كاربردها را مىتوان به صورت زير خلاصه كرد:
- تأويل قول (آيات سورههاى آل عمران/ ٧، اعراف/ ٥٣ و يونس/ ٣٦ كه درباره قرآن است)؛
- تأويل فعل (آيات سورههاى نساء/ ٥٩، اسراء/ ٣٥ و كهف/ ٧٨ و ٨٢)؛
- تأويل رؤيا (آيات سوره يوسف/ ٦، ٢١، ٣٦، ٣٧، ٤٤، ٤٥، ١٠٠، ١٠١).
مفسران و دانشمندان علوم قرآنى پيرامون معناى تأويل در اين آيات نظريات گوناگونى دادهاند.[٣] در مجموع اگر بيان مصاديق خارجى آيات را جزء معانى باطنى آيات در نظر بگيريم مىتوان گفت واژه تأويل به معناى تبيين معانى باطنى و مصاديق مختلف آيات قرآن كريم مىباشد و اين همان معنايى است كه در اين مقاله از اين واژه مد نظر است.
در بسيارى از روايات تفسيرى در زمينه مهدويت تأويلهاى مختلفى از آيات قرآن ارايه شده كه اين تأويلها شامل موارد ذيل است:
الف- گاهى آيه شريفه داراى مصاديق فراوانى در خارج بوده و بر همه آنها منطبق مىشود كه يكى از اين مصاديق مربوط به بحث مهدويت مىشود؛ و يا تحقق مفاد آيه شريفه بر دورانهاى مختلفى قابل انطباق است كه يكى از اين دورانها مربوط به دوره امام مهدى (ع) مىباشد. به عنوان مثال در دسته سوم روايات تفسيرى شيعه در ذيل آيه ١٥٩ سوره نساء، تحقق و وقوع مفاد آيه مذكور در دوران رجعت دانسته شده است.
ب- ممكن است آيه شريفه داراى مصاديق مختلفى باشد يا مفاد آيه بر دورانهاى متفاوتى منطبق باشد اما مصداق اتمّ و اكمل آن توسط روايات تفسيرى بر امام مهدى (ع) و مسائل مرتبط با آن حضرت انطباق يافته است. به عنوان نمونه دسته دوم روايات تفسيرى شيعه در ذيل آيه ٦٩ سوره نساء اين چنين مىباشند.
ج- گاهى نيز مصداق و تحقق عينى مفاد آيه منحصر به دوران امام زمان (ع) است كه روايات تفسيرى به بيان اين مطلب پرداختهاند؛ از جمله اين موارد دسته اول روايات تفسيرى شيعه در ذيل آيه ٣٣ سوره توبه مىباشد كه تحقق اين آيه را در زمان ظهور مهدى موعود (ع) برشمرده است. بنابراين اگر در اين مقاله مشاهده مىشود كه بسيارى از روايات تفسيرى به تأويل آيات پرداختهاند منظور از تأويل، يكى از موارد سهگانه مذكور است.
ج- روايات تفسيرى
١. آيه ٦٩ سوره نساء
خداوند متعال مىفرمايد:
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً.
و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى] با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگان؛ و آنان چه نيكو همدمانند.
روايات تفسيرى شيعه
رواياتى كه در مصادر شيعى در ذيل آيه مورد بحث وارد شده است به دو دسته تقسيم مىشوند:
دسته يكم، روايات شأن نزول آيه: شيخ طوسى در كتاب امالى روايتى از اميرالمؤمنين (ع) درباره شأن نزول اين آيه نقل كرده است كه به دليل عدم ارتباط با بحث، از نقل آن پرهيز مىكنيم.[٤]
دسته دوم، تأويل آيه درباره امامان (ع): در تفاسير روايى شيعه، هشت روايت تفسيرى از پيامبر (ص) و ائمه هدى (ع) نقل شده است كه تأويل اين آيه شريفه را درباره ائمه (ع) دانستهاند. از بين اين روايات، دو روايت تصريح به نام امام مهدى (ع) دارد كه به نقل يكى از آنها مىپردازيم.[٥]
در اصول كافى و تفسير فرات كوفى حديثى طولانى از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است كه ضمن تأويل آيه مورد بحث درباره ائمه (ع)، امام مهدى (ع) را به عنوان يكى از هفت فرد افضل اهل بهشت معرفى كرده است. جهت اختصار به بخشهايى از اين روايت كه مورد بحث ما است اشاره مىكنيم:
حضرت على (ع) فرمود:
بهترين مردم در روزى كه خداوند آنها را جمع مىكند، هفت نفر از فرزندان عبدالمطلب هستند كه فضيلت و برترى آنان را جز كافر و جاحد، كسى انكار نمىكند ... برترين انبيا،