ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - انكار پس از انتظار
(٤). محمد (ص) و اليهود، ص ٦٠.
(٥). الروضة من الكافى، ص ٣٠٩؛ مجمع البيان، ج ١، ص ٣١٠؛ در وفاءالوفا، ج ١، ص ١٥٧ و ١٦٠ نيز گزارشى در اين باره آمده است.
(٦). براى نمونه ر. ك: بقره (٢) آيه ١٤٦، انعام (٦) آيه ٢٠ و اعراف (٧) آيه ١٥٧.
(٧). الطبقات الكبرى، ج ١، ص ١٢٣. البته اين در صورتى است كه اصل داستان بحيرا را بپذيريم اما برخى از محققان، اين داستان را نادرست مىدانند. «نقد و بررسى منابع سره نبوى ص ٣١٣»
(٨). الطبقات الكبرى، ج ١، ص ٩١ و ١٢٣.
(٩). سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥١٣.
(١٠). در دو آيه از قرآن اين جمله تكرار شده است كه «اهل كتاب، پيامبر را همچون فرزندان خود مىشناسند» يعنى با توجه به پيشگويىهاى كتب پيشين، خصوصيات آن حضرت براى آنان به خوبى روشن است «آيه ١٤٦ بقره و ٢٠ انعام».
(١١). سيرة ابن هشام، ج ١، ص ٥١٩.
(١٢). وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ؛ بسيارى از اهل كتاب از روى حسادتى كه دارند دوست دارند شما را از ايمان به كفر بازگردانند با آنكه حق برايشان روشن است.
(١٣). سيرة ابن هشام، ج ١، ص ٥٤٨؛ مجمعالبيان، ص ٣٥٣؛ التفسير الكبير، ج ١، ص ٦٤٦.
(١٤). سيوطى نقل كرده كه يهوديان اين گونه دعا مىكردند: خدايا تو را به حق محمد (ص) برى كه به ما وعده دادهاى در آخرالزمان براى ما بفرستى ما را بر اين گروه پيروز كن «درالمنثور، ج ١، ص ١٩٦».
(١٥). همين شخص، بارها به رسالت پيامبر اكرم (ص) اعتراف كرده است، براى نمونه به المغازى، ج ١، ص ٣٦٨ مراجعه شود.
(١٦). وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ. «سيرة ابن هشام، ج ١، ص ٥٤٧؛ التبيان، ج ١، ص ٣٦٥؛ درالمنثور، ج ١، ص ١٩٦».
(١٧). سيرة ابن هشام، ج ١، ص ٢١١؛ جامع البيان، ج ١، ص ٥٧٨.
(١٨). سيرة ابن هشام، ج ١، ص ٢١٢؛ مسند احمد ج ٣، ص ٤٦٧؛ درالمنثور، ج ١، ص ١٩٧.
(١٩). سيره ابن هشام، ج ١، ص ٢١٣.