ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - غيبت و ديدگاه ها
دادند تا نور خدا را خاموش كنند در حالى كه اراده پروردگار بر اين تعلق گرفته كه حضرت آخرين حجت باشند. در اين صورت چارهاى جز اين نمىماند كه حضرت مخفى باشند. البته در اين دوران كه دوران آزمون است قوهها به فعليت مىرسد و جامعه به بلوغ دست مىيابد تا تحمل قبول عدالت را پيدا كند.[١]
و بالاخره پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
اين رازى از رازهاى خداست و دانش آن از بندگان پوشيده است.[٢]
و امام صادق (ع) فرمودند:
به جهت دليلى كه به ما اجازه داده نشده از آن پرده برداريم؛ راز اين غيبت جز بعد از ظهور آشكار نمىشود چنانچه در ماجراى حضرت خضر (ع) راز اعمالى كه انجام داد جز بعد از جدا شدن [از حضرت موسى] آشكار نشد.
و در نهايت حجتالاسلام ناصرى رازهاى اساسى غيبت را قدرناشناسى مردم و همچنين آزمايش الهى دانست و گفت:
حجتالاسلام جعفر ناصرى: به نظر مىرسد كه اين پرسش جوابهاى متعددى داشته باشد كه برخى اهميت بيشترى به نسبت بقيه دارند.
درعبارات قرآنى صراحتاً اين موضوع بيان شده كه استمرار يا قطع هر نعمتى كه خداوند به بندگان خويش عنايت فرموده به عملكرد خود آنها بستگى دارد به اين شكل كه اگر مردم قدردان نعمت بودند، خداوند همچنان آن نعمت را عنايت مىكند و اگر ناشكرى و كفران كردند، خداوند آن نعمت را از آنها سلب مىنمايد. در زمان حيات ائمه (ع) از حضرت على (ع) تا امام حسن عسكرى (ع) مردم آنگونه كه بايسته و شايسته بود قدر ايشان را ندانستند تا جايى كه امام سجاد (ع) فرمودند:
اگر جد ما رسول خدا (ص) مردم را سفارش كرده بودند كه اهل بيت مرا به رنج و درد و عذاب مبتلا كنيد، بيش از اينكه مردم ما را آزار دادند، امكان نداشت بتوانند فعاليتى بكنند.
مردم كه قدردان حضور امام نبودند ولى از طرفى هم بنابر روايات و اعتقادات ما زمين بدون وجود امام باقى نمىماند و براى ادامه و استمرار بقاى خود نيازمند وجود حجت و امام است.[٣] نتيجه اين مىشود كه امام در پس پرده غيبت قرار گيرند. و از ديدگان مردم نهان شوند.
راز ديگر غيبت آزمايش الهى است. خداوند دوباره و خطاب به اهل ايمان مىفرمايد:
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ[٤]
و قطعاً شما را به چيزى امثال ترس و گرسنگى، و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مىآزماييم.
اين امتحان در ابعاد مختلف در ايام غيبت امام بيشتر است و مردم در اين دوران با امتحانات بيشترى سنجيده مىشوند. پس از اين امتحانها كسانى كه با وجود غيبت امام (ع) دين و ايمان خود را نگه دارند بيشتر اجر مىبرند و ارزش والايى خواهند داشت. و كسانى هم كه از آن سربلند بيرون نمىآيند ايمانشان را از دست مىدهند. البته اين علاوه بر ديگر مطالبى است كه در روايات آمده است؛ مثلًا از امام مجتبى (ع) نقل شده كه راز غيبت را به واسطه دشمنان بسيارى كه حضرت دارند دانستهاند و فرمودهاند به واسطه اين غيبت امنيتى براى ايشان به وجود مىآيد تا اين دشمنان به حضرت دسترسى نداشته باشند.
ادامه دارد ...
پىنوشتها:
[١]. سوره يونس (١٠)، آيه ٢٠.
[٢]. شيخ صدوق، كمالالدين و تمام النعمه، ص ٣٤٠.
[٣]. سوره بقره (٢)، آيه ٣.
[٤]. تفسير امام عسكرى (ع)، ص ٦٧.
[٥]. راغب اصفهانى، مفردات القرآن، ص ٣٦٦.
[٦]. شيخ طوسى، تفسير تبيان، ج ١، ص ٥٥.
[٧]. امين الاسلام، طبرسى، مجمع البيان، ج ١، ص ١٢١.
[٨]. فرائدالسمطين، ج ٢، ص ٣٣٥.
[٩]. شيخ صدوق، همان، ج ٢، ص ٢٥٣.
١٠. ان عذابى لشديد؛ سوره ابراهيم (١٤)، آيه ٧.
[١١]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٩١.
[١٢]. همان، ص ٩٠.
[١٣]. سوره ابراهيم (١٤)، آيه ٢٧.
[١٤]. فرائدالسمطين، ج ٢، ص ٣٣٦.
[١٥]. كافى، ج ١، ص ٣٣١.
[١٦]. همان، ص ٣٤٢.
[١٧]. همان.
[١٨]. فرائدالسمطين، ج ٢، ص ٣٣٦.
[١٩]. لولا الحجة لساخت الارض باهلها.
[٢٠]. سوره بقره (٢)، آيه ١٥٥.