ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - غيبت و ديدگاه ها
نقطهاى در بيابانهاى دوردست يا منطقهاى كه مردم به راحتى نمىتوانند به آن دسترسى داشته باشند، زندگى مىكنند. يا به تعبير آن عالم، بعيد نيست، اصلًا آن حضرت (ع) از زمين ما فاصله داشته باشند. كه اين ديدگاه مطلوب و پسنديده به نظر نمىآيد.
تفسير دوم از غيبت اين است كه حضرت در ميان مردم هستند ولى ايشان به گونهاى تصرف مىكنند كه شناخته نشوند. بسيارى از ديدارهايى كه شخصيتهاى بزرگ با آقا امام زمان (عج) داشتهاند، همينگونه بوده است كه گاهى آقا تصرف مىكردند اما بعد از اتمام ملاقات، افراد متوجه مىشدند كه خدمت آقا رسيدهاند. اين استتار حضرت در اين شكل معجزه محسوب مىشود. وقتى به روايات سر مىزنيم- مخصوصاً جلد ٥١ و ٥٢ بحارالانوار- و روايات را نگاه مىكنيم، اين ديدگاه تقويت مىشود كه آن حضرت از مردم دورى گزيدهاند. ولى اين منافات ندارد با تفسير دومى كه از غيبت كرديم. اگر با هم مرورى بر اين روايت داشته باشيم، آن نكته مورد نظر را توضيح خواهم داد.
از امام سجاد (ع) نقل شده است كه فرمودند:
قائم ما (ع) سنتهايى از سنن انبيا را دارد. سنتى از حضرت آدم، سنتى از حضرت نوح، سنتى از حضرت ابراهيم، سنتى از حضرت موسى، سنتى از حضرت عيسى، سنتى از حضرت ايوب و سنتى از حضرت محمد (ص). آن سنتى كه از آدم و نوح دارد، طول عمر است. سنتى كه از ابراهيم دارد مخفى بودن ولادت و دورى گزيدن از مردم (اعتزال) است. سنت مشابه حضرت موسى خوف و غيبت است.
آن خوف لازم نيست خوف شخصى باشد، گاهى آدم به خاطر خدا بايد از خود مراقبت كند، و بترسد آن مراقبتى كه رسالت اوست آسيب نبيند. وقتى كه ما به امام زمان (ع) مىگوييم «خائف» نه اين كه بر خويشتن بترسند، بلكه مىترسند كه مبادا سنت الهى آسيب ببيند، زيرا آن سنت بايد محفوظ بماند.
سنتى كه از حضرت عيسى (ع) دارند، اين است كه مردم در مورد او اختلاف دارند. سنتى كه از حضرت ايوب دارند اين است كه فرج ايشان بعد از فشارها و مشكلات است. و سنتى كه از حضرت محمد (ص) دارند قيام با شمشير است.
حضرت رسول (ص) بالاخره درگير شدند و جنگهاى فراوانى در زمان حضرت شكل گرفت تا بالاخره مشركين سركوب شدند.
به نظر مىآيد تعبير دورى گزيدن از مردم يا «اعتزال» ديدگاه اول را تأييد مىكند كه آقا در دسترس مردم نيستند، ولى ما به روايات كه مراجعه مىكنيم گاهى تعبير «خورشيد پشت ابر» مطرح شده است؛ يعنى شما مشكل داريد و چيزى مانع ديدار حضرت شده است؛
|
ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست |
تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز |