ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - ج- روايات تفسيرى
دسته سوم، ايمان همه مردم به رسول خدا (ص) در زمان رجعت: تنها يك روايت است كه تأويل آيه شريفه مورد بحث را در دوران رجعت رسول مكرم اسلام (ص) دانسته و تصريح مىكند كه در آن زمان همه مردم به ايشان ايمان خواهند آورد. اين روايت در تفسير قمى چنين نقل شده است:
درباره آيه شريفه «وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ...» روايت شده هنگامى كه رسول خدا (ص) رجعت كند همه مردم به او ايمان مىآورند.[١]
دسته چهارم، ايمان اهل كتاب به رسول خدا (ص) و امير مؤمنان (ع) در لحظه مرگ: در مصادر روايى شيعه يك روايت وجود دارد كه مىگويد منظور از آيه مذكور، اين است كه همه اهل كتاب، قبل از مردن به حقانيت رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) پى مىبرند. اين روايت را عياشى در تفسيرش آورده است.
وى به نقل از جابر از امام باقر (ع) درباره آيه «وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ...» روايت كرده است كه حضرت فرمود:
احدى از پيروان جميع اديان از اولين تا آخرين آنها نمىميرد جز اينكه به حقانيت رسول خدا (ص) و امير مؤمنان (ع) پى مىبرد.[٢]
دسته پنجم، اقرار اولاد فاطمه (س) به امامت امام خود در لحظه مرگ: در تفسير عياشى روايتى است كه مىگويد منظور از آيه مذكور اين است كه هيچ يك از اولاد فاطمه (س) از دنيا نمىرود مگر اينكه به امامت امام خويش اقرار مىكند.
وى از مفضلبن محمد روايت كرده كه گفت:
از امام صادق (ع) درباره آيه «وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ» سؤال كردم، حضرت فرمود: اين آيه در خصوص ما نازل شده است؛ زيرا هيچ يك از اولاد فاطمه (س) از دنيا نمىرود تا اينكه به امامت ما اهل بيت اقرار كند. همانگونه كه فرزندان يعقوب (ع) به نبوت يوسف (ع) اقرار نموده و گفتند: «به خدا سوگند خداوند تو را بر ما برگزيد».[٣]
ادامه دارد ...
پىنوشتها:
______________________________
(١). سوره نحل (١٦)، آيه ٨٩.
(٢). جوهرى، صحاح اللغة، ماده سفر.
(٣). راغب اصفهانى، مفردات الفاظ القرآن، ماده فسر.
(٤). نك:
الف. زركشى، بدرالدين، البرهان فى علوم القرآن، ج ٣، ص ١٤٨، بيروت، دارالكتب العلمية، چاپ اول، ١٤٠٨ ه. ق.
ب. ابوحيان اندلسى، محمد بن يوسف، البحر المحيط، ج ١، ص ١٤، بيروت، دارالفكر، ١٤٠٣ ه. ق.
ج. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان لعلوم القرآن، ج ١، ص ٨٠، بيروت، دارالمعرفة، چاپ اول، ١٤١٧ ه. ق.
(د. علوم القرآن عند المفسرين، ج ٣، ص ١٨٠
ه. ذهبى، محمد حسين، التفسير و المفسرون، ج ١، ص ١١.
و. طباطبايى، محمد حسين، الميزان، ج ١، ص ٤، بيروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، چاپ اول، ١٤١٧ ه. ق.
ز. زرقانى، محمد عبدالعظيم، مناهل العرفان، ج ٢، ص ٤، بيروت دارالكتب العلمية، چاپ اول، ١٤٠٦ ه. ق.
(٥). الصغير، محمد حسين على، المبادى العامة لفتسير القرآن الكريم بين النظرية و التطبيق، ص ٢٠- ١٩، بيروت، دارالمورخ العربى، چاپ اول، ١٤٢٠ ه. ق.
(٦). حكيم، سيد محمد باقر، علوم قرآن، ص ٢١٥، قم، مجمع الفكر الاسلامى، چاپ چهارم، ١٤١٧ ه. ق.
(٧). ازهرى، محمد بن احمد، تهذيب اللغة، ماده أول.
(٨). ابن فارس، احمد، معجم مقاييس اللغة، ماده اول، بيروت، دارالجيل، چاپ اول، ١٤١١ ه. ق.
(٩). ابن اثير، النهاية فى غريب الحديث و الاثر، ماده اول، بيروت، دارالفكر، بىتا.
(١٠). نك:
الف. ابن تيميه، احمد بن عبدالحكيم، الاكليل فى المتشابه و التأويل، ص ١٥، اسكندريه، دارالايمان.
ب. طباطبايى، محمد حسين، الميزان، ج ٣، ص ٢٥ و ٤٥، همان.
ج. معرفت، محمد هادى، تلخيص التمهيد، ج ١، ص ٤٨٣- ٤٨٢، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، چاپ سوم، ١٤١٨ ه. ق.
د. شاكر، محمد كاظم، روشهاى تأويل قرآن، ص ١٠٠- ٩٨، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، چاپ سوم، ١٤١٨ ه. ق.
(١١). شيخ طوسى، امالى، ص ٦٢١، قم، دارالثقافة، ١٤١٤ ق.
(١٢). براى مشاهده روايت دوم نك: قمى، على بن ابراهيم، تفسير قمى، ج ١، ص ١٤٢، قم، مؤسسة دارالكتاب للطباعة والنشر، ضمناً در تفسير ابوالفتوح رازى، ج ٣، ص ٤٣٥ و منهج الصادقين، ج ٣، ص ٦٦ اين حديث از امام باقر عليهالسلام نقل شده است.
(١٣). كوفى، فرات بن ابراهيم، تفسير فرات كوفى، ج ١، ص ١١١، ح ١١٣ و ١١٤، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى؛ اصول كافى، ج ١، ص ٤٥٠، ح ٣٤، دارالكتب الاسلامية، الطبعة الثالثة، ١٣٨٨ ق.
(١٤). نك: تفسير طبرى، ج ٥، ص ٢٢٥؛ الدر المنثور، ج ٢، ص ١٨٢.
(١٥). حاكم حسكانى، شواهد التنزيل، ج ١، ص ١٩٩، ح ٢٠٩، مجمع احياء الثقافة الاسلامية- التابعة لوزارة الثقافة و الارشاد الاسلامى، الطبعة الاولى، ١٤١١ ق. سه روايت ديگر عبارتند از: ح ٢٠٦، ح ٢٠٧ و ح ٢٠٨ در همين منبع.
(١٦). مسند، حديثى است كه سلسله سند آن در جميع مراتب تا معصوم مذكور و متصل باشد. (دراية الحديث مدير شانهچى، ص ٥٦).
١٧. موقوف، حديثى است كه از مصاحب معصوم نقل شود چه سلسله سند به صحابى متصل باشد و چه منفصل. (علمالحديث مدير شانهچى، ص ١٦٠).
(١٨). بحرانى، سيد هاشم، البرهان فى تفسير القرآن، ج ٢، ص ١٢٤- ١٢٥، تهران، بنياد بعثت، چاپ اول، ١٤١٥ ق.
(١٩). مرسل، حديثى است كه آخرين راوى حديث، مذكور يا معلوم نباشد. (دراية الحديث مدير شانهچى، ص ٨٠).
(٢٠). مفرد، حديثى است كه در طبقه اول فقط يك نفر آن را روايت كرده باشد گرچه در طبقات بعدى جمعى آن را نقل كرده باشد. (دراية الحديث مدير شانهچى، ص ٥٣).
(٢١). قمى، على بن ابراهيم، تفسير قمى، ج ١، ص ١٥٨، همان؛ نيز نگاه كنيد به مجمع البيان، ج ٢، ص ١٣٧، تفسير صافى، ج ١، ص ٥١٩، البرهان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٤٢٦، ح ١ و نورالثقلين، ج ١، ص ٥٧١، ح ٦٦٢.
(٢٢). سوره آل عمران (٣)، آيه ٨١.
(٢٣). عياشى، ابوالنضر، محمد بن مسعود، تفسير عياشى، ج ١، ص ٢٨٤، ح ٣٠١، تهران، مكتبه العلميه الاسلاميه، همچنين احاديث شماره ٢٩٩ و ٣٠٠ نيز مربوط به دسته دوم روايات تفسيرى شيعه مىباشد.
(٢٤). قمى، على بن ابراهيم، تفسير قمى، ج ١، ص ١٥٨، همان.
(٢٥). عياشى، ابوالنضر، محمد بن مسعود، ج ١، ص ٢٨٤، ح ٣٠٣، همان.
(٢٦). همان منبع، ج ١، ص ٢٨٣- ٢٨٤، ح ٣٠٠.