ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - اعلاميه انحطاط
غرب و آخرالزمان
اعلاميه انحطاط
اسماعيل شفيعى سروستانى
اعلاميه انحطاط
در ميان «منتقدان» غرب، فيلسوفان تاريخ به ويژه در قرن نوزدهم بيش از سايرين درباره «بحران و انحطاط» و سرانجام فلاكتبار غرب سخن گفتهاند و آثار بسيارى نيز تأليف و ارائه كردهاند. مردانى چون «هگل، ماركس، اشپنگلر، سوركين، توينبى، ياسپرس و ...» را نمىتوان ناديده گرفت.
هر كدام به نحوى با مشاهده قراين و ذكر شواهد و استدلال، فرهنگ غربى را نقد و نشانههاى بحران و انحطاط در آن را متذكر شده و گاه طريق بيرون جستن غرب از اين واقعه را نيز يادآور شدهاند. ليكن، متذكر اين معنا بايد بود كه اين «نقد» از درون حوزه فرهنگى صورت مىگيرد.
اسوالد اشپنگلر[١]، (١٩٣٦- ١٨٨٠ م)، فيلسوف تاريخ است و چون ديگر فلاسفه تاريخ در پى كشف قانونمندى حاكم بر سير و سفر تاريخ و آمد و شد انسانها در گستره زمين. از نظر او، تاريخ همچون موجودى زنده است و تفسيرى ادوارى از آن ارائه مىكند. وى هر دوره تاريخى را يكهزار سال مىشناسد كه پس از اين مدت با مرگ محتوم از بين مىرود و هر يك از ادوار را نيز به دو مرحله «فرهنگ و تمدن»، تقسيم مىنمايد و از آنجا كه «تمدن» را در مرحله دوم از حيات يك دوره مىشناسد، ظهور تمام قد تمدن را زنگ مرگ هر دوره به حساب مىآورد. چنان كه درباره تاريخ غرب مىنويسد:
ملل مغرب زمين كه فرهنگ مخصوص آنها از قرن دهم ميلادى شروع گشته و از قرن نوزدهم وارد مرحله تمدن شده هماكنون از بعضى جهات به اوج خود رسيده و در بعضى نقاط آن سرزمين آثار فرسودگى نمايان شده و تقريباً در ساير نقاط (اروپا و امريكا) و در جميع رشتههاى حياتى آن دوره انحطاط آغاز شده و ملل مغرب زمين هم با همه عظمت و جلال و ابهتى كه چشم جهانيان را خيره ساخته به دنبال روميان و چينيان خواهد رفت.[٢]
از نظر اشپنگلر، فرهنگها چون گل مىرويند و مىبالند ليكن در زمانه معينى به پيرى و انحطاط مىرسند.
ابتدا و انتهاى اين آمد و شدهاى فرهنگى و تمدنى معلوم نيست.
اشپنگلر، مانند ساير فلاسفه و ايدئولوگهاى غربى، خود جلوهاى از تفكر غرب را به نمايش مىگذارد. وى تاريخ جهان را تصويرى از تكوين و تطور پايانناپذير ساختار فرهنگها مىشناسد كه بىآنكه هيچ هدف متعالى و مشخصى داشته باشد، به تبع همين نگرش، فراز و فرود را ذاتى فرهنگ معرفى مىكند و به «فرهنگ و تمدن» غربى به عنوان يك موج از ميان هزاران موج «فرهنگى و تمدنى» مىنگرد كه متولد شده و سپس