ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - ادركنى!
فاصله
فاصلهها چه بىرحمانه تو را از من مىگيرند و
دستان پر از ظلمت شب
ياد بارانىات را با من تنها مىگذارند.
صداقت لحظات خورشيدى با تو بودن را
به كدامين گنج عشاق بايد فروخت
ستارههاى چشمكزن خيال با تو بودن را
به كدامين آسمان اميد بايد به امانت سپرد
نمىدانم، ديگر هيچ نمىدانم
جز بغضى كه در گلويم چنگ مىاندازد
و قطره شبنمى كه امشب نيز راه را براى سيل اشكم باز مىكند.
طاهره رفعت (تهران)
حضور پنهان
|
مىرسد شبى مردى از وراى حيرانى |
كوچه مىشود مست هالههاى حيرانى |
|
|
آيه آيه چشمانش، از تلاوت شبنم |
غرق بوسههاى گل، در طلوع روحانى |
|
|
از شلال چشمانش، قطره قطره مىخوانم |
لاله غيرت عشق است در شب غزلخوانى |
|
|
ترك زاد هندويش گرم رقص تاتارى |
ساقى دو چشمانش غرق باده افشانى |
|
|
شرح شط گيسويش در غزل نمىگنجد |
در قصيده زلفش، انتظار طولانى |
|
|
نذر مقدم سبزش چلچراغ و آيينه |
بر طراوت سبز صبح روز بارانى |
|
|
در فراق لبهايت، قطره قطره مىكاهم |
مىشود تو را بوسيد، اى حضور پنهانى؟ |