ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - مسيح در خدمت حضرت مهدى (ع)
خود را در تبيين معارف الهى و نقد و بررسى دقيق و حكيمانه مسائل و موضوعات عميق اسلامى و ولائى برداشته و زمينه هاى سوءاستفاده و برداشت هاى غلط و جاهلانه و يا مغرضانه را از بين ببرند و اجازه ندهند تا در اثر سهل انگارى و يا غفلت مرزبانان معارف اسلامى و حقايق قرآنى، ميدان براى دزدان راه و شيادها هموار شود و يا جاعلان و غافلان و عناصر پر ادعا و مردم فريب افكار عمومى را مشوب و چهره حقايق دينى را ملكوك و ذهن ها را شبهه ناك و افكار را مسموم نمايند و يا با خرافات و خرافه گرايى معارف بلند توحيدى دستخوش و ساوس شيطانى و يا سليقه هاى گوناگون نفسانى بشود.
تذكر اين مطلب نيز بسيار به جا و قابل توجه است كه بحث و بررسى فقيهانه و كارشناسانه در اين قبيل احاديث و روايات و مسائل تاريخى و اجتماعى و فلسفى و سياسى و كلامى و ادبى و مانند آن از ظريف ترين، حساس ترين و ارزشمندترين كارهاست و البته نياز به قدرت استنباط و دقت و سلامت نفس و بصيرت در دين و آشنايى با علوم و فنون اجتهاد و آگاهى به رموز آن دارد و الا نااهلان و يا مدعيان ناآگاه و يا خودباختگان در برابر بيگانگان و بردگان هوى و هوس هرگز توان لازم را براى ورود در اين ميدان ها و اظهارنظر فنى و تخصصى و جلب اعتماد عمومى را نداشته و نخواهد داشت.
٩. حضرت مهدى (عج) بلاواسطه فرزند امام عسكرى (ع) و حضرت نرجس خاتون است كه در سنه ٢٥٥ ق. در سامرا متولد شده اند و در اعتقاد ما شخصى معين، با ويژگى ها و صفات خاصى بوده و هرگز جايى براى ترديد، تحريف، خرافه گرايى، تفسيرها و توجيه هاى جاعلانه باقى نمى گذارد. عيسى بن مريم (ع) نيز پيامبر اولوالعزم بوده كه حدود ٧٧٠ سال قبل از ولادت امام عصر- ارواحنا فداه- در بيت اللحم از حضرت مريم (س) متولد شده اند و در بينش صحيح دينى و تاريخ هرگونه ادعاى ساختگى كه به مفهوم يكى بودن آن دو بزرگوار مطرح شود و يا با انگيزه هاى گوناگون سياسى اجتماعى و فكرى مطرح شود دور از انصاف و خلاف وجدان و غير منطبق با واقع است.
١٠. طبق روايات متواتر اسلامى، آن بزرگوار داراى دو غيبت است: غيبت صغرى و غيبت كبرى و در عصر غيبت صغرى رابطه با آن حضرت (ع) توسط نواب خاصشان برقرار مى شد و در عصر غيبت كبرى آن حضرت داراى نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلى و كامل تعريف شده است.
ولى درباره حضرت مسيح كه بحث غيبت و يا مباحث مشبه مطرح نيست بلكه در تعبير قرآن كريم آمده است:
وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ...بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ.[١]
و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، وليكن امر بر آنان مشتبه شد ... بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد، و خدا توانا و حكيم است.
و در روايات ما بحث نزول حضرت مسيح (ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و اين دو تعبير و عنوان بسيار متفاوت است كه يكى نشانگر غيبت و ديگرى نشان دهنده عروج و رفع الى الله و نزول مجدد است.
درباره حضرت ولى عصر- ارواحنا فداه- اين عنوان به كار نرفته بلكه عنوان غيبت، عصر غيبت و عصر ظهور به كار رفته است. يعنى او در ميان ماست ولى از چشم ما به حسب ظاهر غايب است نه اينكه خداوند متعال او را به سوى خودش برده باشد، و يا به عقيده مسيحيت آن بزرگوار را به دار آويخته باشند و به ملكوت الهى پرواز كرده باشد. بنابراين ادعاى تطبيق اين دو با يكديگر نمى تواند صحيح و قابل قبول باشد.
مهدى (ع) از ذريه رسول اكرم (ص) و فاطمه اطهر (س) و از خاندان محمد (ص) و هم نام رسول اكرم (ص) است. او قائم بالحق و قائم بالقسط است كه او از مكه خواهد درخشيد و ياران وفادار و استوار و انصار فداكار او در اسرع وقت به او ملحق خواهند شد. و جريان هاى صليبى و صهيونيستى نيز نمى توانند بر چهره پرفروغ خورشيد ولايت گرد و غبار نسيان و تحريف بپاشند.
آرى مهدى (عج) وارث همه انبيا و اوليا است وارث زمين است وارث آدم و نوح (ع) و پيامبران اولوالعزم ديگر است وارث موسى كليم و عيسى مسيح (ع) است تجلى همه ارزش هاى الهى و اديان آسمانى است.
اكنون رسالت همه منتظران آن بزرگوار و ارادتمندان آستان مقدس حضرت خاتم الاوصيا (ع) احياى انگيزه هاى عميق دينى و الهى و ايجاد آمادگى روحى و اخلاقى و گسترش فرهنگ مهدويت و ولايت و تلاش در راه بيدارى امت اسلامى و زمينه سازى براى وحدت جهان اسلام و فداكارى و مجاهدت در راه نصرت آن حضرت و بسترسازى براى عصر ظهور و پيروزى حق بر باطل و آماده سازى افكار و انديشه ها و ايجاد شرائط براى حكومت واحد عدل جهانى است.
و نصرتى معدّة لكم ... حتى يحيى الله تعالى دينه بكم فمعكم معكم لامع غيركم.[٢]
و يارى من مهياى شماست ... تا آنكه خداى تعالى دينش را به وسيله شما زنده گرداند. پس همراه شمايم، همراه شمايم نه همراه (كسى) جز شما.
پى نوشت ها:
[١]. صافى گلپايگانى، لطف الله، منتخب الاثر، ص ٢٩٠ به بعد.
[٢]. تعال صلّ بنا، فيقول الا إنّ بعضكم على بعض امراّ تكرمه الله تعالى هذه الامة.
[٣]. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥١، ص ٩٣؛ پس از نقل از كشف الغمّه فى معرفة الأئمه، ج ٢.
[٤]. در اين باره ر. ك: بحارالانوار، ج ٥١، ص ٨٨ و ٨٩.
[٥]. سوره نساء (٤)، آيه ١٥٧ و ١٥٨.
[٦]. قمى، شيخ عباس، مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره.