ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - ساكنان عالم غيب
براى ارتباط با معصوم بايد سنخيت وجود داشته باشد. يعنى عصمت نسبى براى شخصى حاصل شده و با گناه بيگانه باشد. در توقيع آن حضرت (ع) به شيخ مفيد آمده است:
ولو أنّ أشياعنا وفّقهم الله لطاعته على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تأخّر عنهم اليمن بلقائنا و لتعجّلت لهم السعادة بمشاهدتنا على حقّ المعرفة
و صدقها منهم فما يحبسنا عنهم إلّا مايتّصل بنا ما نكرهه و لانؤثره منهم[١].»
غير از اين يك دلشكستگى و دلسوختگى فراوان و اشك فراوان مىخواهد. بايد يك عمر در اين مسير سعى كرده باشد. اين تاجى است كه به طور طبيعى سر هر كسى نمىگذارند. اينكه كلاسى بگذارند، كما اينكه شنيدم كه در بعضى از شهرستانها گذاشتهاند تا در بعد از چند ترم حضرت را نشان بدهند، اصلًا در بين بزرگان شنيده نشده است. اين يك ارتباطى است كه براى افراد دلسوخته به حسب موقعيتى خاص و ارتباطى خاص، خداى متعال نصيب مىكند و تصور اين است كه افرادى كه رزق خاص دارند به نحوى مورد توجه هستند و از ابتداى زندگىشان مورد توجه بودهاند. اينها محفوظ مىمانند و يك دلشكستگى خاصى دارند. اينها مورد توجه هستند تا به محبوب خودشان برسند. حتى براى تشرفاتى كه غير از اصحاب حضرت و خواص حضرت دارند. نه، تشرفاتى كه عموماً گاهى پيش آمده در يك نوع عصمت و حفظ الهى بودهاند، يك سرى گناهان سنگين دوش اينها را سنگين نكرده و اين دلسوختگى در آنها بوده و اين عشق در جانشان موج مىزده است.
\* اساساً دامنه اختيار غيرمعصوم براى امر تشرف چقدر است؟ اگر ديدارى در بيدارى حاصل شود چگونه مىتوان مطمئن شد كه آن شخص امام است؟
البته مجموع تشرفات خدمت حضرت بقيهالله (ع) را نمىتوان برايش تضمينى قائل شد كه حتماً خود حضرت بودهاند مگر در مواردى كه شواهد صدقى بر قضيه بوده است و اين كار متخصصين از علماى راه رفته ما بوده است. جريان حاجعلى بغدادى را نگاه كنيد، مرحوم حاج شيخ عباس قمى صاحب مفاتيحالجنان نقل مىكنند. ولى حاصل اين تشرف سفارشهايى است كه همين سفارشها را ائمه ديگر به زبانهاى مختلف داشتهاند، نتيجه اين تشرف سوق دادن مردم است به نافله، عاشورا و زيارت جامعه، امور شخصى و امور مالى حاصل آن نبوده است كه الان جامعه را دچار مشكل بكند. اگر نتيجهاى و حاصلى در تشرف مىبود همان نتيجه را ائمه ديگر به زبان ديگر بيان مىكردهاند و بعيد به نظر مىآيد كه در اين قضيه بتوان اختيارى براى غيرمعصوم تلقى كرد مگر حضرت خضر كه باب حضرت بقيهالله (ع) و مورد توجه ايشان و انيس و مونس حضرت بقيهالله- روحىلهالفدا- هستند و چه بسيار مناسب است كسانى كه توسل به حضرت بقيهالله (ع) دارند و عشق آن بزرگوار در دلشان موج مىزند توجهى هم به حضرت خضر داشته باشند چرا كه آن بزرگوار فعلًا باب حضرت بقيهالله (ع) هستند و حضرت با ايشان مأنوسند.
به هر حال دامنه تشرفات به گونهاى نيست كه اختيارى باشد و محدوديتهايى در اين قضيه هست، براى اينكه قضيه تشرفات لوث نشود و هر كسى مدعى نشود و هر كارى را خواستند بكنند از اين كانال وارد نشوند. بالاخره اين هست ولى محدود به خواص از اهل ايمان و تقوا و مراقبههاى بالا.
\* راجع به حلقههاى گرد حضرت نظير: اوتاد، ابدال و رجالالغيب؛ ضمن معرفى اين حلقهها دائره وظائف، اختيارات اين افراد چگونه است؟ آيا جز اينها هم ممكن است عدهاى از طرف امام مأموريت داده شوند؟
اين سؤال احتياج به فرصت ديگرى دارد كه جدا مورد صحبت قرار بگيرد. اما آنچه كه از روايات به دست مىآيد اين است كه بله، افرادى در اطراف آن جناب هستند و اسامى يا مراتب مختلفى دارند. «ابدال» كسانى هستند كه در جامعه هم هستند و با مردم زندگى مىكند. خدا رحمت كند مرحوم آقاى مولوى قندهارى نقل مىكردند كه در نجف كه بودهاند با بعضى از ابدال برخورد مىكنند. ايشان نقل مىكردند: من جاى ديگر نشنيدهام كسى را كه مىخواهند به مقام ابدالى برسانند حضرت بقيهالله (ع) براى او پيغامى و ذكرى و دستورى را مىفرستند كه او مشغول شود و ممكن است حضورى يا با پيغام برنامهاى را براى او مىفرستند و كمكم ارتقا پيدا مىكند تا خود بتواند محضر حضرت را درك كند و اين تعبير از ايشان بود كه براى يكى از بزرگانى كه ايشان مىشناختند كه پيغامى از طرف حضرت بقيهالله- روحىلهالفداء- رسيده بود و حضرت اسمى از اسماء حق تعالى را بر برگى از زيتون نوشته و براى او فرستاده بودند كه اين ذكر و دستور را انجام بدهد تا ابواب رحمت الهى بر او مفتوح شود و بيشتر بتواند در اين مسير موفق باشد. به هر حال جريان اوتاد، ابدال و رجالالغيب، جريان مفصلى است كه اگر ما فقط به بعضى از آنها بتوانيم اشاره كنيم با اين ضيقوقت مناسب است.
جناب ملافتحالله شوشترى كه از شعراى بزرگ بودهاند و خودشان هم آدم راهرفتهاى بودهاند، در يكى از كتابهايشان ذكر مىكنند كه مرحوم آقاسيدعلى شوشترى (استاد اخلاق و عرفان مرحوم ملاحسينقلى همدانى) از ابدال بودند و خدمت حضرت بقيهالله (ع) مىرسيدهاند. برنامههايى به عهده ايشان بود و به محضر حضرت تشرف داشتند. در بين علماى شيعه بودهاند كسانى كه به اين مرحله رسيده و خدمت حضرت را درك كرده بودند. من جمله از افرادى كه گاهى از ناحيه مقدس حضرت مأموريتى به عهده ايشان بوده است در اصفهان يك زمانى درباره حاجحسين كشيكچى اين ماجرا مشهور شد كه جريان