ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - ساكنان عالم غيب
چه مؤمن و چه كافر هردو خواب صحيح و سقيم مىبينند. مؤمنين زيادى هم داريم كه تحت تأثير قوه خيال، صحنههايى را كه در روز يا روزهاى گذشته ديدهاند و حتى گاهى قضايايى را كه مىخواهند ببينند به صورتى در خواب مىبينند ولى اين امتيازى نيست. مؤمن و كافر مساوى هستند. سه نمونه را عرض كردم كه مسلمان هم نبودند و خواب صحيح ديده بودند. آن طرف هم فراوان است، كسانى كه مسلماناند ولى خواب غيرصحيح مىبينند. به سختى مىتوان اعتماد كرد مخصوصاً قضايايى كه خارج از قاعده باشد. ديدن حضرت بقيهالله و ديدن ائمه معصومين (ع) در بايد در كمال خواب بيننده خوابش را نقل مىكند، معلوم مىشود اين خواب مشكل دارد و صحيح نيست. تأثير قوه خيال در اين خواب زياد است. مشكلى كه الان مردم ما زياد دچار آن مىشوند اين است كه گاهى امر مشتبه مىشود، فردى را مىبيند، و آن فرد فرمايشى مىكند. وقتى طرف بيدار مىشود، يا حتى در خواب به اين نتيجه مىرسيد كه آن فرد يكى از ائمه معصومين (ع) بود. اگر مسئله شخصى باشد امرى است و يك برخورد بايد با آن بشود و اگر مسئله عمومى باشد به نحو ديگرى بايد با آن برخورد كرد. كمال احتياط را بايد در اين مسائل انجام داد. مبادا ما پيغام حضرت بقيهالله- روحى له الفداء- را مستند به يك خواب كنيم. مسئله تشرف در خواب و بيدارى كار بسيار حساب شده و سنگينى است و متأسفانه الان اين قضيه دارد لوث مىشود. به اين معنا كه هركسى مدعى شهود امام در خواب و حتى در بيدارى مىشود. در يكى از توقيعاتى كه امام زمان براى جناب شيخ مفيد صادر فرمودهاند، شيخ مفيدى كه به بالاترين درجه علم حقيقى و خدمات اجتماعى به شيعيان اهلبيت (ع) و به درجه اخلاص رسيده بود. حضرت ضمن اين توقيع به او مىفرمايند: «ما عبادات شما را ديديم و اجازه يافتيم كه شما را به مكاتبهاى مشرف كنيم.» جناب شيخ مفيد بعد از آن همه سعى و تلاش، مشرف به يك مكاتبه مىشود. بعضى از داستانها و جريانهايى كه اخيراً گفته مىشود كه شما در جريان هستيد و شنيدهايد، چه عوارضى پيدا مىكند، خيلى زود مستند به امام مىشود در حالى كه در بين اتقيا، صلحا، اولياى خدا و در بين علماى راهيافته از اين حرفها نبوده است.
خدا رحمت كند مرحوم آيتالله كشميرى را. يك وقتى در محضرشان از شخصى كه تشرفى پيدا كرده بود و يك داستان بسيار طولانى را در آن تشرف گنجانده بودند، صحبت شد. مرحوم آيتالله كشميرى فرمودند كه من به نظرم مىرسد كه اين مكاشفه باشد نه تشرف در عالم بيدارى. اكثر قضايايى كه اتفاق مىافتاده صحنههايى بوده از مكاشفات قوى و مكاشفات گاهى آنقدر ظهور و تجلى دارند كه براى خود طرف قابل تشخيص نيستند. آيا اين قضيه در عالم خارج اتفاق افتاد يا قضيهاى بود كه من به صورت مكاشفه ديدهام؟ وقتى اين تشرف را كه داستان طولانىاى داشت در محضر ايشان گفتند، ايشان فرمودند: به نظر من كشفى بود كه براى او حاصل شده و شبيه به خواب است. اما اين جمله را هم فرمودند كه زيبا بود، فرمودند: «اين نوع قضايا از فردى مثل آيتالله بهجت شنيده مىشود كه اينها هم مدعى اين قضايا نيستند» و بزرگان از علماى ما پرهيز داشتهاند كه اين مسئله تشرف لوث شود. الان هر فردى از كوچه و بازار مىرسد مدعى تشرف و مدعى نيابت مىشود كه حضرت مسائل اجتماع را به من مىگويند و به من پيغام مىدهند كه به ديگران بگويم. خوشبختانه در چند مورد با آنها برخورد شده بود و بلافاصله اظهار ندامت كرده بودند و اظهار كرده بودند كه شيطان بر ما مسلط شد و ما اين نسبتهاى ناروا را داديم. لذا از گسترش و توسعه اين مطلب بايد پرهيز كرد. گاهى اين قضيه واقعاً مشتبه مىشود و گاهى هم افراد خطرناكى اين قضايا را به بازى مىگيرند. فردى مثل «سيدمحمدعلى باب» شيطان در خوابش نفوذ مىكرد. در تاريخ هست كه چگونه شيطان بر او چيره مىشد و دستور و پيغام داد تا بالاخره او را به دام انداخت و شيطان بيكار ننشسته است. منتها ما علمايى داريم كه سبك و روش و منش آنها براى ما حجت هست. اينجور بيانها از بزرگانى شنيده مىشد كه اين ادعاهاى مكرر و اضافى را نداشتند ولى از مرحوم قاضى شنيده نشد. از خود مرحوم آيتالله كشميرى شنيده نشده. از مرحوم آيتالله بهجت شنيده نشده است. اينها اگر هم بوده است در دل خودشان است. و جمله ديگرى مرحوم آيتالله كشميرى داشتند كه خالى از لطف نيست فرمودند: اگر در عالم خواب يك بابى براى يك سالكى باز شود (فرض كنيد كه يك آيهاى را مىخواند و سحر بيدار مىشود و يا مورد عنايتى خاص قرار مىگيرد كه هر وقتى خواست يك ذكرى يا توسلى پيدا مىكند و يك ارتباطى پيدا مىكند كه يك چيزى را در خواب به او مىگويند و او را راهنمايى مىكنند) اگر دو جا نقل كند آن حال از او گرفته مىشود و آن را از دست مىدهد. چگونه است كه بعضىها هرچند وقت يك بار يك تشرفى را نقل مىكنند و با آن كرّ و فرّى را انجام مىدهند، پيغام مىآورند و مىبرند و هيچ اتفاقى هم نمىافتد. شايد مشكلى در گوشه و كنار قضيه بوده باشد. البته نفى نمىتوان كرد تشرفات بوده و هست، در بين علماى خالص بوده اما كمال دقت و احتياط براى اين قضيه لازم است.
\* فرق ميان رؤيت، مكاشفه و رؤيا چيست؟ حد و مرز آنها چيست و با چه مقدمات و تمهيداتى مىتوان به مراتب عاليه از رؤياى صادقه تا ديدار رسيد؟
خداى متعال نصيب انسان از خزانه غيب خودش را فراوان كند. از اين جهت كه گويا اين قضيه نصيبى خاص است. اما عمل صالح و نيت خالص بىتأثير نيست و خواست فراوان و عشق بىحد و مرز انسان را نزديك مىكند و ابوابى را از ناحيه خداوند باز مىكند و طبيعى است براى مؤمن از رؤيا شروع مىشود. آرامآرام ايمان و عمل صالح در درون انسان تأثيرى خاص مىگذارد و مؤمن وقتى به خواب