ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ساكنان عالم غيب
او را ببينند.[١]
شياطين خوب مىدانند كه چگونه عمل مؤمن را خراب كنند. بالاخره شيطان مسيرى را طى كرده و به فرمايش اميرالمؤمنين سجدههاى شش هزارساله داشته است. شما ببينيد كه در ابتداى خلقت وقتى شيطان وقت و فرصت از خداوند خواست، خداى متعال فرمود تو را تا «روز وقت معلوم» فرصت خواهيم داد درحالى كه او تا قيامت فرصت خواسته بود ولى خداى متعال تا زمان ظهور حضرت بقيهالله- روحىلهالفداء- به او فرصت داد و او قسم ياد كرد كه «فبعزّتك لأغوينّهم أجمعين إلّا عبادك منهم المخلَصين؛ خدايا من به عزت و جلال تو اينها را گمراه خواهم كرد مگر بندگان مخلَصت را»[٢] آن زمان كه هنوز بندگان مخلَص به دنيا نيامده بودند. ابتداى خلقت حضرت آدم بود ولى او به كار خودش و كيفيت كارش احاطه داشت. او مىداند هر عمل صالحى وقتى از مؤمن صادر مىشود قابل خدشه است مگر عملى كه از روى اخلاص صادر شود. كه آن عمل در زاويهاى صادر خواهد شد و ارتقا پيدا خواهد كرد كه شيطان نمىتواند آن عمل را ببيند لذا از همان اول آن عمل خالص و عمل مخلصين را استثنا كرد. به دليل اينكه آن عمل براى او نامريى خواهد بود و او نمىتواند بر آن احاطه داشته باشد. شياطين احاطه زيادى به كار دارند و كيفيت خراب كردن را خوب بلد هستند. آنها جنس و مواد كارشان مواد ديگرى است.[٣]
شيطان مواد كار خودش يعنى حلم، ايمان، نماز و ... را مىتواند ببيند و به آنها آسيب وارد كند از آن طرف كسى كه اهل شهود شده و چشمان او آن قدر لايق و پاك شده است كه موجودات مجرد ملكوت را مىتواند درك كند، يا به فضل خدا مىتواند اعمال خود را از آفت نگه دارد.
\* آيا عوالم غيبى و ساكنان آنها قابل دستهبندى هستند يا خير؟ و در صورتى كه قابل دستهبندى هستند، به چه صورت دستهبندى مىشوند؟
به هر حال عوالم غيب و ساكنان آنها داراى مراتب هستند و از نظر قرآن و روايات اين موضوع امرى بديهى است. يكى از ساكنان غيب حضرت جبرئيل (ع) است كه به تعبيرى ايشان را بايد سلطان ملكوت بخوانيم و طبيعى است كه ايشان زيرمجموعههاى متعددى داشته باشد. رواياتى كه ملائكه را معرفى مىكنند در ضمن اين روايات درجات و مقام آنها را مىتوان فهميد. طبيعى است كه ملائكهاى كه موكل فرود آوردن قطرههاى باران هستند درجه و مقامشان با حضرت جبرئيل (ع) كه هميشه در محضر انبياى عظام و استادش اميرالمؤمنين (ع) بوده است، فرق مىكند.
دستهبندى ساكنان ملكوت كار آسانى نيست و يك تحقيق وسيع و رجوع به آيات و روايات مىطلبد. به طور كلى بايد بگوييم كه دستهبندى ساكنان عوالم غيب به حسب مراتب آنهاست و مراتب آنها هم به حسب معرفت آنها و مسئوليت آنها. ملائكهاى كه به شيعيان اهلبيت (ع) خدمت مىكنند و سلام شيعيان را به حضرت اباعبدالله (ع) مىرسانند. ملائكهاى كه نماز را ارتقا مىدهند و به مرتبه قرب الهى مىرسانند. اينها در جاى خودش دستهبندى و درجهبندى شده هستند و مهم آن است كه انسان قوه بصيرتى پيدا كند و بتواند ببيند كه در آيات بسيارى به اين معنا اشاره شده و مردم و مؤمنين را به اين ترغيب كردهاند كه داراى بصيرت باشند و يكى از مراتب بصيرت، شهود ساكنان ملكوت است.
براى حضرت ابراهيم (ع) اين شهود در حد بسيار وسيعش پيدا شد. اميرالمؤمنين (ع) نيز مىفرمايد: «لوكشف الغطاء ما ازددت يقيناً؛ اگر پردهها كنار بروند براى من يقينى بيش از آنكه دارم پيدا نخواهد شد.» براى اينكه آن بزرگوار دائم پشت پرده را مىبيند. پرده براى ما پرده است و الّا براى آن بزرگوار كه تا منتهاى معراج پيامبر اكرم (ص) را ديده و در شب معراج به سبب داشتن بصيرت آن حضرت را همراهى كرده و آزادى روح، روح آن بزرگوار به همراه جسم رسول خدا مشرف به نزديكترين قرب ربوبى شده است، هيچ پرده و غطائى نخواهد بود.
\* ارتباط و اتصال انسان با موجودات عالم غيب چگونه حاصل مى شود؟ آيا اين ارتباط در اختيار ا نسان هست؟
در مورد نحوه ارتباط و اتصال با اين موجودات بود، بايد گفت كه فقط با ايمان، عمل صالح و رسيدن به شهود مىتوان به اين مقام رسيد.
ما همانطور كه دو چشم ظاهر داريم، دو چشم باطن هم داريم و اين دو چشم باطن بايد باز و روشن شوند براى درك حقائق باطنيه برزخيه ممثّله. بايد چشم باز شود تا بتواند ارتباط و اتصال برقرار كند. برخى اولياى خدا بودهاند كه به اين شهود رسيدهاند. گاهى در شب قدر براى بعضى از اولياى خدا (پردهها) كنار مىرفته و مشاهده مىكردهاند. گاهى به دلايلى نصيب يكى از اولياى خدا شهود زياد بوده و مشاهده مىكردهاند.[٤]
بعضى از اوليا نقل مىكنند كه در بيابان مىگفتهاند اذان صبح شد و وقتى از آنها مىپرسيدند آقا شما از كجا